• عنوان

    بررسي ارتباط بين سطح سرمي لاكتات و Base Deficit با پيامد سوختگي در بيماران با سوختگي شديد بستري در مركز سوانح و سوختگي ولايت رشت فروردين تا شهريور 98

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    چكيده: مقدمه: در سال¬هاي اخير از كسر قلياي پلاسما به عنوان يك ماركر مناسب براي تعيين وضعيت خونرساني به بافت¬ها و احيا در بيماران ترومايي و پيشگويي پيامد بيماران آسيب¬ديده استفاده شده است. اين مطالعه براي بررسي اثر كسر قلياي پلاسما (BD) در پيامد بيماران سوختگي انجام شد. روش اجرا: اين طرح پژوهشي يك مطالعه تحليلي مقطعي بود. پرونده 389 بيمار مراجعه¬كننده، به دليل سوختگي با وسعت 20 درصد و بيشتر از سطح بدن شده بودند. مورد بررسي قرار گرفت. نمونه خون شرياني براي جهت اندازه-گيري Base Deficite و Serum Lactate گرفته شد و سپس هر 12 ساعت در طي 48 ساعت اول بستري اين نمونه-گيري تكرار شد. اطلاعات دموگرافيك بيماران و موارد مربوظ به بستري در فرم جمع¬آوري وارد شده و تمام داده¬ها وارد نرم¬افزار SPSS نسخه¬ي 21 شده و آناليزهاي آماري انجام شد. سطح معني¬داري آزمون¬ها در اين مطالعه 05/0 در نظر گرفته شد. نتايج: متوسط سني بيماران 32 سال بوده و اكثريت مرد بودند. اسيد لاكتيك به تفكيك زماني اندازه¬گيري در همه زمان¬ها ميانگين و ميانه لاكتات در بيماراني كه دچار مرگ شده اند نسبت به بيماران با بهبودي نسبي بيشتر بوده است (001/0>P) در مورد BD در بيماران بهبود يافته به شكل معني¬داري كمتر از گروه دچار مرگ و مير بود(001/0>P). نتيجه¬گيري: از BD مي¬توان به عنوان يك وسيله ارزشمنـد در مونتيـورينگ احياء بيمـاران سوختگي همـراه با معيارهاي باليني استفاده كرد. در اين مطالعه ما به تعيين نقاط برش براي مقادير BD و ارتباط آن با مرگ و مير به تفكيك زمان¬هاي اندازه¬گيري پرداختيم كه بتوان در بالين از آن¬ها جهت ترياژ بيماران سوختگي اشاره كرد كلمات كليدي: سوختگي،base deficit ، پروگنوز
  • شماره ركورد
    167204
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي گيلان