عنوان
بررسي اثر پيش¬بيني كننده متابوليت¬هاي مغزي تعيين شده توسط تكنيك MRS براي سندرم پست كانكاشن
محل تحصيل
رشت
چكيده
زمينه تحقيق: بيماران با ضربه خفيف سر ممكن است علي¬رغم نرمال بودن تصويربرداري¬هايي كه در واحد اورژانس انجام مي¬شود، دچار اختلالات عصبي شناختي پايدار شوند. مطالعات نشان داده¬اند كه به¬نظر مي¬رسد اين عوارض مرتبط با تغييرات بيوشيميايي ناشي از ضايعات ثانويه باشند؛ بنابراين، اين فرض مطرح مي¬باشد كه ضايعات ميكروسكوپي در شبكه¬هاي عصبي و نواحي مرتبط با شناخت و عملكرد اجرايي كه با تصويربرداري¬هاي رايج در اورژانس قابل تشخيص نيستند در ايجاد اين عوارض نقش دارند. لذا هدف از اين مطالعه بررسي تغيير مقادير مطلق و نسبي متابوليت¬هاي قابل طيف¬سنجي در نواحي مشخصي از مغز در بيماران ضربه خفيف سر و بررسي اثر پيش¬بيني كننده اين تغييرات بر وضعيت و نمره حاصل از پرسش¬نامه RPQ مي¬باشد.
هدف كاربردي طرح: ترسيم درخت تصميم تشخيصي و مدل پيش¬بني جهت تعيين پيش¬آگهي آسيب¬هاي مغزي خفيف و انتخاب بيماران داراي انديكاسيون طيف¬سنجي تشديد مغناطيسي جهت غربالگري به عنوان يك تست حساس و موثر در تعيين شيوه¬ي درمان مناسب و درنتيجه دستيابي به بهترين پيامدهاي باليني و بازگشت رضايت¬بخش بيمار به شرايط طبيعي زندگي مي¬باشد. همچنين تلاش مي¬شود تا با يافته¬هاي حاصل از پژوهش درك بهتري از فيزيولوژي- بيماري شناسي (pathophysiology) سندرم پس از ضربه مغزي خفيف و ارتباط آن با سطح متابوليت¬هاي طيف¬سنجي شده در نواحي مرتبط با عملكردهاي شناختي در مغز با استفاده از طيف¬سنجي تشديد ميدان مغناطيسي ارائه داد.
مواد و روش¬ها: در اين مطالعه آينده¬نگر تحليلي 24 بيمار دچار ضربه مغزي خفيف پس از بررسي معيارهاي ورود، عدم ورود و خروج، پس از پايدار شدن وضعيت باليني و انجام آزمون رايانشي Go/ No Go جهت طيف¬سنجي تشديد ميدان مغناطيسي به بيمارستان بين¬المللي پارس رشت ارجاع شدند. بدين ترتيب مقادير مطلق و نسبي متابوليت¬هاي هدف براي بيماران طيف¬سنجي شد. بيماران براي سه ماه پس از ضربه سر تحت پيگيري قرار گرفتند و در انتهاي دوره پيگيري جهت بررسي وضعيت و نمره حاصل از پرسش¬نامه (RPQ)Rivermead post- concussion syndrome تحت پيگيري قرار گرفتند. در نهايت ارتباط متابوليت¬ها در نواحي طيف سنجي شده با وضعيت سندرم پس از ضربه مغزي خفيف بررسي شد و درخت تصميم براي تشخيص سندرم پس از ضربه خفيف سر طراحي شد. همچنين ارتباط مقادير مطلق و نسبي متابوليت¬ها با نمره حاصل از پرسش¬نامه RPQ سنجيده شد و در ادامه يك مدل پيش¬بيني با درنظر گرفتن سن به عنوان يك عامل مخدوش كننده در مدل رگرسيوني براي نمره حاصل از پرسش¬نامه RPQ تعريف شد. همچنين 6 بيمار به عنوان تست وارد مطالعه شدند تا مدل رگرسيوني تمريني آزموده شود. درنهايت هم¬بستگي متابوليت¬هاي مغزي در دو گروه با و بدون سندرم پس از ضربه مغزي خفيف به¬صورت دو به دو در نواحي طيف سنجي شده تعيين شد تا ارتباط علت و معلولي تغييرات متابوليتي در نواحي طيف¬سنجي شده باتوجه به ارتباطات پيچيده¬ي اين نواحي تبيين شود.
نتايج: نتايج اين مطالعه نشان داد تغييرات متابوليتي در قشر سينگوليت قدامي با منطق استنباطي قوي و ميانگين مربعات خطا 4867/1 قابليت پيش¬بيني سندرم پس از ضربه مغزي خفيف را دارد. قابل اعتمادترين شاخص براي پيش¬بيني بلند مدت سندرم پس از ضربه مغزي خفيف در اين مطالعه افزايش سطح كولين به كراتين بود اگرچه تفاوت معنادار بين سطح N- استيل آسپارتات، كراتين، و مقادير نسبي NAA/ Cr و NAA/ Cho هم ميان دو گروه با و بدون سندرم پس از ضربه مغزي خفيف وجود داشت. همچنين هم¬بستگي معنادار بين مقادير مطلق NAA و Cr و مقادير نسبي NAA/ Cr و NAA/ Cho و Cho/ Cr در قشر سينگوليت قدامي با نمره حاصل از پرسش¬نامه RPQ وجود داشت. همچنين در مدل رگرسيوني مقادير نسبي تاثير قابل توجه و معناداري در پيش¬بيني سندرم پس از ضربه خفيف سر داشتند.
نتيجه¬گيري: اين مطالعه نشان داد كه مداليته طيف سنجي تشديد مغناطيسي قابليت بالايي براي بررسي تغييرات در سطح مولكولي در بيماران ضربه مغزي خفيف دارد و با تحليل اين تغييرات مي¬توان وضعيت و نمره حاصل از پرسش¬نامه RPQ را در بيماران دچار آسيب ضربه¬اي خفيف سر بررسي كرد. با توجه به نتايج اين مطالعه اين امكان وجود دارد كه تنها با بررسي يك ناحيه كه حدود 5 دقيقه زمان تصويربرداري تشديد مغناطيسي عادي را طولاني¬تر مي¬كند با دقت بالايي پيامدهاي ضربه خفيف سر را پيش¬بيني كرد.
شماره ركورد
167525
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان