• عنوان

    دموگرافي و كارايي شكارگري سن (Fieber) Orius laevigatus و كنه Amblyseius swirskii (Athias-Henriot) روي تريپس غربي گل (Pergande) Frankliniella occidentalis

  • نويسنده اصلي

    كردستاني ،مونا

  • محل تحصيل
    دانشگاه ولي عصر(عج ) رفسنجان
  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    تريپس غربي گل Frankliniella occidentalis آفت جهاني و اصلي محصولات زراعي و گلخانه‌اي در سرتاسر جهان است. Orius laevigatus و Amblyseius swirskii براي كنترل بيولوژيك تريپس غربي گل استفاده تجاري دارند. در پژوهش حاضر نتايج ارزيابي خسارت تريپس نشان داد وزن ميوه به‌طور معني‌داري كاهش يافت؛ لذا براي كنترل تريپس غربي گل استفاده از گياه حامل (گياه لوبيا سبز يا گل جعفري)، شكارگري درون رسته‌اي و تأثير حشره‌كش‌ها ارزيابي شد. تعداد تخم گذاشته‌شده توسط O. laevigatus روي گياه گل جعفري در مقايسه با گياهان توت‌فرنگي و لوبيا سبز در هر دو آزمون انتخابي (16/1 ± 60/19 عدد تخم) و غيرانتخابي (92/2 ± 20/42 عدد تخم) بيشتر بود. بااين‌حال، كوتاه‌ترين و طولاني‌ترين دوره رشد و نمو كل دوره پورگي به ترتيب روي گياهان لوبيا سبز (6/10 روز) و گل جعفري (2/13 روز) بود. بيش‌ترين نرخ خالص توليدمثل (R0= 47.3 ماده/ماده)، نرخ ذاتي افزايش جمعيت (rm= 0.1 ماده/ماده/روز)، نرخ متناهي افزايش جمعيت (=1.16 λ ماده/ماده/روز) و مدت‌زمان يك نسل (T= 24.1 روز) نيز روي گياه لوبيا سبز حاصل شد. در بررسي كاشت گلداني، نتايج نشان داد تراكم تريپس روي گياه لوبيا سبز كه در آن تراكم سن شكارگر نسبت به گياه گل جعفري بالاتر بود به‌طور معني‌داري كاهش يافت. مي‌توان گفت گياه لوبيا سبز از پتانسيل بالاتري نسبت به گياه گل جعفري به‌عنوان گياه حامل براي حمايت از جمعيت سن شكارگر روي گياه توت‌فرنگي به‌منظور كاهش جمعيت تريپس غربي گل در برنامه‌هاي مديريت تلفيقي آفت برخوردار است. نتايج آزمايشگاهي بررسي شكارگري درون رسته‌اي نشان داد هنگامي‌كه آفت حضور ندارد، ميزان شكارگري سن و كنه روي يكديگر در مقايسه بازماني كه هم آفت و هم شكارگران حضور دارند، به ميزان قابل‌توجه بالاتر است. نتايج آزمايش گلداني شكارگري درون رسته‌اي پيشنهاد مي‌كند رهاسازي هم‌زمان سن شكارگر O. laevigatus و كنه شكارگر A. swirskii در توت‌فرنگي با كنترل بيولوژيك تريپس غربي گل تداخل ندارد. نتايج زيست‌سنجي نشان داد كه سم ماترين براي تريپس غربي گل (LC50= 45.9 mg l-1)، پروتئوس براي سن شكارگر (LC50= 44.26 mg l-1) و پيريداليل براي كنه شكارگر بيش‌ترين سميت را دارد (LC50= 41.67 mg l-1). در غلظت زير كشنده، پروتئوس و ماترين دوره رشد تريپس را طولاني كردند و نرخ بقاي تخم‌ها، مراحل لاروي و شفيرگي را كاهش دادند. همچنين طول عمر افراد بالغ، دوره تخم‌ريزي و باروري نيز به‌طور معني‌داري كاهش يافت. در كنه شكارگر پيريداليل و در سن شكارگر پروتئوس بيش‌ترين تأثير را بر اين پارامترها نشان داد. يافته‌هاي اين پژوهش نشان مي‌دهد كه تركيبي از سميت حاد و زير كشنده از حشره‌كش‌هاي تست‌شده ممكن است پيامدهاي مهمي براي ديناميك جمعيت تريپس غربي گل داشته باشد.
  • شماره ركورد
    176508
  • دانشگاه
    دانشگاه وليعصر رفسنجان
  • استاد مشاور
    عزيز شيخي گرجان
  • رشته تحصيلي
    حشره شناسي
  • استاد راهنما
    كامران مهديان -ولي اله بني عامري