عنوان
بررسي عوامل مرتبط با سلامت روان براساس تئوري شناختي اجتماعي در زنان ميانسال مراجعهكننده به مراكز خدمات جامع سلامت شهر صومعهسرا در سال 1398
محل تحصيل
دانشكده بهداشت
چكيده
چكيده
مقدمه: توجه به سلامت روان زنان ميانسال به¬دليل آسيبپذيري اين دوره از زندگي آنان كه ناشي از تغييرات و نقشهايي كه در خانواده و جامعه دارند از اهميت بيشتري برخودار مي¬باشد. لذا بررسي وضعيت سلامت روان جزو اولين اقدام براي زنان ميانسال است. اين مطالعه با هدف تعيين عوامل مرتبط با سلامت روان براساس تئوري شناختي اجتماعي در زنان ميانسال مراجعهكننده به مراكز خدمات جامع سلامت شهر صومعهسرا در سال 1398انجام گرديد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر يك مطالعه مقطعي- تحليلي است كه به شكل تصادفي در 438 نفر از زنان ميانسال مراجعه¬كننده به سه مراكز خدمات جامع سلامت انجام شد. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه سلامت روان (GHQ) و سازههاي تئوري شناختي اجتماعي بود. دادهها در نرمافزار SPSS ويرايش 18 با استفاده از آزمون كولموگراف اسميرنف، ضريب همبستگي اسپيرمن و رگرسيوني خطي چند متغيره مورد تحليل قرار گرفت.
يافتهها: نتايج نشان داد ميانگين نمره سلامت روان زنان ميانسال 0/10±7/ 32 كه نشان¬دهنده اختلال رواني خفيف در اين گروه بود. خودكارآمدي (000p<)، (65/0 B=) و حمايت اجتماعي(002p< )، (12/0B=) ارتباط معني دار و معكوس با سلامت روان داشت. سازه تئوري شناختي اجتماعي پيش¬بيني كننده %61R2 = از سلامت روان بود. بيش¬ترين پيشگوييكنندگي مربوط به سازه خودكارآمدي بود. همچنين متغير مصرف دارو (001p<) و بيماري تشخيص داده¬شده (000p<) با سلامت روان ارتباط معنيداري داشتند.
نتيجهگيري:با توجه به يافتههاي مطالعه و قدرت پيشگوييكنندگي سازههاي تئوري شناختي اجتماعي در سلامت روان، طراحي مطالعات مداخلهاي در جهت ارتقا و بهبود سلامت روان اين گروه با تاكيد بر سازه خودكارآمدي پيشنهاد ميگردد.
كليدواژه: سلامت روان، زنان، ميانسالي، تئوري شناختي اجتماعي
شماره ركورد
180300
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان