• عنوان

    بررسي مقايسه‌اي صحت (Trueness) ماك آپ¬هاي ساخته شده به روش ديجيتال و كانونشنال

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    چكيده: بيان مسئله: امروزه با توجه به روند رو به افزايش انتظارات بيماران در حيطه¬ي زيبايي لبخند و اهميت دقت در درمان¬هاي دندانپزشكي، ارزيابي¬هاي پيش از درمان بيماران، به عنوان يكي از مراحل مهم پروسه طراحي لبخند از اهميت ويژه¬اي برخوردار شده است. با توجه به ظهور روش‌هاي ديجيتال با هدف ساخت رستوريشن‌هاي دقيق‌تر و در عين حال تسهيل مراحل كار، پرسش‌هايي در ارتباط با ميزان درستي اين روش‌ها مطرح مي‌گردد. هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسي مقايسه‌اي صحت ماك¬آپ¬هاي ساخته شده به روش ديجيتال (Print و Milling) و كانونشنال به صورت يك مطالعه‌ي كارآزمايي تجربي انجام گرفت. روش اجرا: در اين مطالعه كارآزمايي تجربي، 14 بيمار نيازمند به رستوريشن ونير سراميكي در ناحيه قدام فك بالا (از كانين تا كانين) كه به بخش پروتزهاي دنداني دانشكده دندانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي گيلان مراجعه كردند و حائز معيارهاي ورود به مطالعه بودند، انتخاب شدند. براي هر بيمار، پروسه‌ي ساخت ماك¬آپ يكبار به صورت تماماً ديجيتال (Print و Milling) و يكبار به صورت كانونشنال صورت گرفت. ماك¬آپ¬هاي ساخته شده پس از جايگذاري روي دندان¬هاي بيماران اسكن شدند و فايل¬هاي اسكن، يكبار با مدل رفرنس (كل پروسه توليد) و يكبار با وكساپ مبدأ خود (پروسه توليد) مقايسه شدند. بررسي نرمال بودن داده هاي مورد پژوهش با استفاده از آزمون شاپيروويلك (Shapiro–Wilk test) و بررسي همگن بودن واريانس گروه هاي مورد بررسي با استفاده از آزمون لون (Levon's test ) انجام شد. جهت تحليل داده¬هاي پژوهش از آزمون هاي t-جفتي(Paired Samples Test)، اندازه هاي تكراري (Repeated measures) (جهت مقايسات بين زماني در اين آزمون از آزمون بون فروني(Bonferroni)) و آزمون معادلات برآوردگر تعميم يافته (Generalized estimating equations (GEE)) (در اين آزمون جهت انتخاب Working Correlation Matrix Structure از Unstructured استفاده شد. جهت انتخاب اين ساختار همبستگي از معيار Quasi Likelihood under Independence Model Criterion (QIC) استفاده به عمل آمد) استفاده شد. محاسبات از طريق نرم افزار SPSS نسخه 26 صورت گرفت و سطح معناداري در تمام آزمون ها 05/0 در نظر گرفته شد. نتايج: براساس نتايج به دست آمده براي كل پروسه توليد، ميانگين RMS براي روش كانونشنال برابر 04/0 ± 13/0 بود كه به طور معناداري پايين تر از روش Print با ميانگين 07/0 ± 60/0 و روش Milling با ميانگين 07/0 ± 51/0 به عنوان روش¬هاي ديجيتال بود (001/0>P). همچنين در بررسي پروسه ساخت، ميانگين RMS بين روش¬هاي مورد بررسي تفاوت معنادار داشت (001/0>P). كمترين ميانگين مربوط به روش Conventional (07/0 ± 22/0) و بيشترين ميانگين مربوط به روش Print (02/0 ± 76/0) بود. ميانگين RMS براي روش Milling نيز (02/0 ± 73/0) بود. نتيجه¬ گيري: براساس نتايج حاصل از مطالعه فوق مي توان نتيجه گرفت در كل فرايند توليد صحت روش كانونشنال از هر دو روش ديجيتال مورد بررسي بسيار بالاتر است. همچنين در پروسه ساخت نيز روش كانونشنال صحت بالاتري از خود نشان داد. درحالي كه بين دو روش ديجيتال مورد بررسي صحت روش Milling بالاتر از روش Print بود. كليد واژه ها: Computer-Aided Design, Printing, Three-Dimensional, Stereolithography
  • شماره ركورد
    180555
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان