عنوان
تشخيص بيماري اماس بر اساس ارتباطات عملكردي مغز در سيگنالهاي الكتروانسفالوگرافي
نويسنده اصلي
مريم كاشفپور
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
چكيده
امروزه بيماري اماس يكي از شايعترين بيماريهاي نورولوژيك در دنياست، كه عليرغم تلاشها تا كنون معيار قطعي و مشخصي براي تشخيص آن بدست نيامده است. با توجه به اينكه در اين بيماري ارتباطات عملكردي فرد دچار آسيب ميشود، بررسي اين ارتباطات ميتواند حاوي اطلاعات مفيدي در تشخيص بيماري باشد.
استفاده از الكتروانسفالوگرافي (EEG) يكي از تازهترين كارهاي در حال انجام در زمينه تشخيص بيماري اماس ميباشد. تاكنون مطالعات زيادي تغيير مولفههاي مغزي در اثر بيماري اماس را نشان دادهاند. ارتباطات مغزي و ويژگيهاي مربوط به آن يكي از حوزههاي اخير در زمينه مطالعات آسيبشناسي و تشخيص اين بيماريست. تركيب آزمونهاي رفتاري و آناليز سيگنال EEG ميتواند صحت تشخيص را به ميزان قابل توجهي بالا ببرد. در اين مطالعات معمولا EEG در طول انجام يك آزمايش خاص، كه نيازمند توجه اختياري و كامل فرد ميباشد، ثبت ميشود. بررسي ارتباطات مغزي در اين حالت ميتواند اطلاعات مفيدي را در تشخيص اين بيماري بدست دهد.
در اين پروژه به منظور بررسي ارتباطات مغزي، سيگنال EEG از دو گروه بيمار و سالم، هم در طول آزمايش و هم در حالت استراحت با چشمان بسته، با دستگاه ايموتيو ثبت گرديد. در گروه بيمار 6 نفر و در گروه سالم 8 فرد حضور داشتند. براي هر فرد شبكههاي ارتباطي بر اساس همدوسي و PLI بدست آمد و ويژگيهاي گراف از آنها استخراج گرديد.
نتايج بررسيها حاكي از تغييرات شبكه مغزي در اثر بيماري اماس است. افزايش طول مسير و كاهش ضريب خوشهبندي حاكي از كاهش بهينگي ارتباطات مغزي بيماران به ويژه در حالت استراحت است. در حين آزمايش، شبكهها رفتارهاي متنوعتري داشتند، كه در برخي موارد بهبود معيارهاي ارتباطي نواحي را نشان ميدهد. بر اين اساس ميتوان گفت كه مغز بيماران براي جبرانسازي آسيبهاي بيماري، بهويژه در حوزه توجه، توانسته ارتباطات از بين رفته را جبران كرده و حالت بهينه انتقال اطلاعات در مغز را تا حدودي حفظ كند.
واژههاي كليدي: اماس، EEG، ارتباطات مغزي، تئوري گراف، همدوسي، شاخص تاخير فاز
شماره ركورد
188927
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
بيوالكتريك
استاد راهنما
دكتر دليري