• عنوان

    بررسي رابطه فرد - محله و ابعاد تحول آن به ‌منظور ارتقاء ‏ويژگي هاي هويت ايراني اسلامي محله در شهر رشت

  • نويسنده اصلي

    علي اكبر سالاري پور

  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    چكيده محله در شهر ايراني اسلامي تنها واحدي براي تقسيمات كالبدي به منظور افزايش تعامل اجتماعي ‏نبوده است، بلكه مكاني براي سكونت اجتماعي مطابق با فرهنگ ايراني اسلامي بوده است. در سال ‏هاي اخير نقش و جايگاه محله در زندگي ساكنين به شدت تضعيف شده و سطح دلبستگي و هم ‏هويتي با محله كاهش يافته است. تلاش هاي صورت گرفته براي ارتقاء ويژگي هاي هويتي محله ‏نيز عمدتا به علت نپرداختن به ادراك و تجربه ساكنين از محله و عوامل تاثير گذار برآن، تا كنون ‏نتوانسته اند براي حل مشكل راه حل هاي مناسب ارائه دهند. هدف رساله حاضر شناخت رابطه ‏فرد-محله و تحول آن با ديدي كل نگر و با تكيه بر تجربيات ساكنين از محله است. براي اين ‏منظور، دو محله سنتي (ساغريسازان) و جديد (گلسار) در شهر رشت براي تأمين دو هدف اصلي ‏متمايز اما مكمل رساله انتخاب شده‌اند كه عبارت‌اند از: شناخت رابطه فرد-محله در محله‌هاي ‏سنتي و تحول تاريخي آن و همچنين شاخت وضع موجود اين رابطه در توسعه‌هاي جديد شهري. ‏هر دو اين مطالعات كيفي-اكتشافي بوده اما طراحي متفاوتي داشته اند كه ناشي از تفاوت در ماهيت ‏هدف از مطالعه هر يك از آن هاست. در محله ساغريسازان از شيوه ترسيم نقشه-روايت و در محله ‏ساغريسازان از شيوه عكاسي توسط ساكنين به همراه مصاحبه عميق براي مطالعه رابطه فرد-محله ‏استفاده مي شود. نتايج نشان مي‌دهد در گذشته زندگي در محله از كودكي تا بزرگسالي امري ‏كاملاً اجتماعي بوده و دلبستگي به محله بيشتر از آن كه تحت تأثير ويژگي‌هاي كالبدي مكان‌ها ‏باشد تحت تأثير دلبستگي به اجتماع محلي بوده است؛ اما در نقطه مقابل،رابطه ساكنين با محله در ‏حال حاضر كاملاً بر مبناي معاني فردي بوده و دلبستگي به محله نيز بيشتر تحت تأثير معاني ‏مرتبط با خانه و همچنين معاني مرتبط با تداوم فردي است.همچنين،اصول پيشنهاد شده براي ‏توصيف فرايند هم هويتي با محله شامل تمايز، تداوم، عزت نفس و خودكارآمدي براي توصيف ابعاد ‏مهمي از فرايند هم هويتي فرد با محله ايراني اسلامي ناكافي است و بايد تعادل و كمال‌گرايي را به ‏اين دو اصل اضافه نمود. بررسي نتايج دو محله نشان مي‌دهد، تغييرات اجتماعي معنايي مانند تغيير ‏معناي مسجد، تغيير معناي همسايه و روابط همسايگي در مجموع آسيب بسيار بيشتري به نهاد ‏محله در شهر ايراني اسلامي وارد نموده‌اند. به اين دليل است كه براي ارتقاء ويژگي‌هاي هويتي ‏محله ايراني اسلامي نبايد به دنبال ارائه الگويي قطعي و تصويري نهايي براي آن بود بلكه بايد با ‏شناخت تأثير آن بر زندگي مردم، از اهرم‌هاي تغيير متناسب با شرايط زمينه بهره برد. ‏ واژه‌هاي كليدي: محله ‌ايراني اسلامي، ويژگي‌هاي هويتي، رابطه فرد-محله.‏
  • شماره ركورد
    189983
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • رشته تحصيلي
    شهرسازي
  • استاد راهنما
    دكتر سيد عبدالهادي دانشپور - مهندس عبدالحميد نقره كار