عنوان
"خانه هايي براي همه" طراحي مجموعه ي همسايگي با هدف اقشاركم درآمد و رويكرد اختلاط اجتماعي در محله ي پشت باغ شهر يزد
نويسنده اصلي
پريا ح خسروي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
مسكن از بدو تاريخ نياز هميشگي بشر بوده و هست، عدم پاسخگويي به اين نياز،از بعد كمي و كيفي، تبعات رواني و اجتماعي جبران ناپذيري دارد، بر اساس آمار اعلام شده از سوي مركزآمار ايران در نتيجه¬ي سرشماري نفوس و مسكن سال 1395، از جمعيت حدود 80 ميليون نفري كشور ، حدود 24.2 ميليون خانواده براورد شده و تعداد 22 ميليون مساكن به ثبت رسيده است، اين اعدادبيانگر حدودا 2.2 ميليون كمبود مسكن در كشور است، اين در حالي است كه طبق اعلام بانك مركزي حدود 44%از هزينه¬هاي خانوار صرف مسكن مي¬شود، با اين حساب براي خانوارهايي از دهك¬هاي اول و دوم درآمدي، حدود يك قرن زمان لازم است تا اين هزينه¬ از سبد خانوارشان حذف شود. دولت ¬ها با ساخت خانه و يا طرح¬هاي حمايتي،در دنيا با نام مسكن اجتماعي، سعي در حل اين معضل دارند. مسكن اقشار كم درآمد يا مسكن اجتماعي در طول دوران موجوديت، مشكلاتي از قبيل تمركزفقر و عميق¬تر شدن شكاف طبقاتي ايجاد نموده است.بررسي وضعيت اكنون مسكن اجتماعي در دنيا نشان مي¬دهد كه كشورهاي توسعه¬ي يافته از دوران ساخت مسكن مختص اقشار كم¬درآمد گذر كرده و در فكر توسعه¬ي مجدد مساكن اجتماعي با رويكرد اختلاط اجتماعي، براي اصلاح تمركز فقر و پيامدهاي آسيب ها و ناهنجاري¬هاي اجتماعي و افت كيفيت زندگي در اين مكان¬ها هستند. از طرف ديگر روند شتابان و نابسامان رشد شهري،ازدياد مناطق بي-هويت و فاقد امكانات و ظرفيت¬هاي لازم در اطراف شهرها ،بسوي حذف بعد انساني از شهر پيش مي-رود.پژوهش پيش رو سعي بر آن دارد تا با بررسي وضعيت مسكن بخصوص اقشار كم درآمد و تحليلي از مسكن اين اقشار در ايران و مسكن اجتماعي در جهان، با در نظر داشتن بعد كمي و تاكيد بر بعد كيفي،درصدد پاسخگويي به نياز مسكن برآيد. به اين منظور در سير رسيدن به شهر انساني ،با ادراكات حسي انسان از فضا و مكان تا شهر ، محله¬هاي ايراني و نظريات امروزي(توسعه¬ي پايدار) و راهكار توسعه¬ي ميان افزا، نياز به مسكن در كشور و آمارهايي از وضعيت موجود و آسيب¬شناسي مسكن مهر درايران و بررسي مسكن اجتماعي در جهان آغاز مي¬شود. سپس با اتكا به اين منابع و طرح فرضيه¬ي اختلاط اجتماعي براي حل مشكل مسكن اقشار كم درآمد ، يك مجموعه¬ي مسكوني در بافت تارخي شهر يزد(نمونه¬اي از تداوم زندگي محله¬اي و همسايگي) به عنوان پايلوت تحقيق در نظر گرفته و فرضيات تحقيق مورد كنكاش و مصاحبه¬هايي عميق و نيمه ساختارمند با حدود 30 نفر از ساكنين و اهالي قرار ميگيرد.در كنار پژوهش كيفي،مشاهده و ثبت سبك زندگي و شناخت نيازهاي اقشار مختلف در كنارهم نيز صورت گرفته است.نتايج مطالعات و پژوهش¬هاي ميداني نشان مي¬دهد،مسكن بطور خاص با رويكرد طراحي براي قشر كم درآمد يا اختصاص يك مجموعه مسكوني به اقشار كم درآمد موجب بازتوليدو تمركز فقر شده و اين قشر را از روابط اجتماعي غني بي¬بهره¬مي¬سازد. از راهكارهايي پيش رو استفاده از رويكرد اختلاط اجتماعي در ظرفيت¬هاي دروني شهر است. طبق تحقيقات مطالعاتي و ميداني انجام شده با اختصاص يك¬پنجم الي يك¬چهارم از هريك از قطعات زمين به كمك¬هاي دولت براي خانه¬سازي براي اين قشر، در كنار تامين نياز به مسكن در بافت¬فرسوده و بازگشت زندگي به درون شهرها، بخصوص مكان¬هاي تاريخي ، اختلاط اجتماعي مناسب وپيشرو در جهت تعاملات سازنده و مورد رضايت ساكنين اتفاق مي-افتد.
واژگان كليدي: اقشاركم¬درآمد، مسكن اجتماعي،اختلاط اجتماعي،توسعه¬ي ميان¬افزا
شماره ركورد
190062
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر علي غفاري
رشته تحصيلي
مسكن
استاد راهنما
دكتر سيد عباس يزدانفر - دكتر سيد باقر حسيني