عنوان
مدلي جهت ارتباط مديريت دانش و نوآوري باز درصنعت پرداخت
نويسنده اصلي
صدف محجوبي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
نوآوري باز به دليل ماهيت آن و افزايش نياز سازمان ها به ارتباط با محيط و داشتن سازماني موفق، از اهميت بالايي برخوردار است. در اين تحقيق ابتدا به بررسي نوآوري باز، مفهوم و انواع آن مي پردازيم در ادامه به دليل ارتباط نزديك مديريت دانش به نوآوري به بررسي اثرات مديريت دانش بر نوآوري باز خواهيم پرداخت. روش پژوهش از نوع توصيفي-پيمايشي مي باشد. اطلاعات اين مرحله به روش كتابخانه اي گردآوري مي گردد، پس از آن با استفاده از روش دلفي و پنل خبرگان به دسته بندي مولفه ها خواهيم پرداخت و در نهايت به مدلسازي مي پردازيم. اين پژوهش از نظر هدف كاربردي و از منظر روش جزء تحقيقات آميخته كمي و كيفي است. در اين پژوهش به منظور شناسايي، اولويت بندي و تعيين ارتباط ميان مولفه هاي مديريت دانش و نوآوري باز، از روش Hybrid MCDM كه تركيبي از روش هاي ANP و DEMATEL است، استفاده مي شود. نتايج بدست آمده از تحليل شبكه اي و تكنيك ديمتل نشان داد، 8 معيار اصلي به همراه 55 زير معيار آنها داراي اهميت و ارتباط در اين موضوع مي باشند كه برخي از مهمترين معيارها عبارتند از: 1- معيارتسهيم دانش و فناوري، با ذينفعان و مشاركت در شبكه هاي فناوري و نوآوري 2- توسعه دانش و فناوري با تكيه بر منابع داخلي و مشترك و بازيگران زنجيره ارزش 3- استفاده از دانش وفناوري از طريق كارآفريني و توسعه ساختارهاي صنعتي و 4- استفاده از دانش و فناوري در توسعه محصولات و خدمات جديد 5- اكتساب ايده، دانش و فناوري مرتبط با شركت 6- شناسايي و ارزيابي ايده و دانش مرتبط با شركت و... همچنين برخي از مهمترين زيرمعيارها عبارتند از: استفاده از تجربه و دانش ضمني افراد و كارشناسان شركت اعطا كننده ليسانس، بررسي و تحليل طرح هاي سرمايه گذاري مشترك (ساختار صنعت و نوع محصول) و توليد مقالات مشترك و ثبت اختراعات مشترك با شركاي داخلي و خارجي، عامل تداوم ارتباط با دريافت كننده ليسانس به منظور شناسايي مشكلات و چالش هاي توليد حاصل از فناوري. همچنين با استفاده از تكنيك ديمتل چهار معيار ارزيابي دانش وفناوري با لحاظ ابعاد اجتماعي، زيست محيطي و فناوري، اكتساب ايده، دانش و فناوري مرتبط با شركت، ذخيره سازي دانش از طريق زيرساخت هاي دروني و مشترك و شناسايي و ارزيابي ايده و دانش مرتبط با شركت به عنوان عوامل تاثيرگذار و علت شناسايي شدند و چهار معيار ديگر به عنوان عوامل تاثيرپذير و معلول شناخته شدند. با توجه به يكپارچگي و هماهنگي كه بدست مي آيد به مدلي مناسب جهت استفاده آن در شركت هاي پرداخت الكترونيك دست مي يابيم و سازمانها با توانايي در ارتباط مديريت دانش و نوآوري باز مي تواند به رقابت پذيري بپردازند.
واژههاي كليدي: نوآوري، نوآوري باز، مديريت دانش، پرداخت الكترونيك
شماره ركورد
191160
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر علي بنيادي نائيني
رشته تحصيلي
مديريت تكنولوژي - نوآوري تكنولوژي
استاد راهنما
دكتر سعيد شوال پور