• عنوان

    طراحي خانه كودكان بي سرپرست به منظور ارتقا حس تعلق با رويكرد علوم اعصاب

  • نويسنده اصلي

    فرزانه بهزادي

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    چكيده اگر بپذيريم خانه به عنوان محل زيست مردمان از ديدگاه انسان شناختي نوعي »فرهنگ« است، پس چگونه مي توان نقش آن را بر تاثيرپذيرترين عضو خانواده يعني كودكان ناديده گرفت؟ در حال حاضر نگهداري كودكان بي سرپرست به شيوه سنتي به اين صورت است كه، تعداد بسيار زيادي كودك در مجموعه "موسسه هاي حمايتي" به صورت ايزوله و جدا از جامعه زندگي مي كنند. اين پروژه تنها تحقيقي براي شناخت مسئله و در پس آن برخورد حسي با فضا نيست، بلكه هدف آن يافتن مطلوب ترين روش و سيستم، به منظور كم كردن پسوند هاي ناشي از بي سرپرستي در بستر طرح يعني ايران مي باشد. هدف از اين پژوهش معماري عصب محور، ارتقا حس تعلق كودكان بي سرپرست نسبت به محيط زندگيشان مي باشد. حس تعلق تحت تاثير نوع چيدمان اجزا پالن با توجه به مباحث روانشناسي و علوم اعصاب بررسي و سنجيده مي شود. اين پژوهش به دنبال ارتباط بين نوع چيدمان، حس تعلق و فعاليت هاي مغزي مي باشد و در همين راستا، سازماندهي اجزا و عناصر پالن را ارزشگذاري كرده و چيدمان بهينه را با توجه به ويژگي هاي شخصيتي پيشنهاد مي كند. در پژوهش حاضر روش تحقيق كلي همبستگي مي باشد كه در دو فاز انجام شده است. در فاز اول عوامل موثر در ارتقا حس تعلق با مرور ادبيات موضوع استخراج گرديد. به منظور اعتبار سنجي مولفه هاي استخراج شده، نياز به بهره گيري از تكنيك دلفي و ارائه پرسش نامه به صاحب نظران و متخصصان حوزه معماري مسكن بود. مولفه هاي استخراج شده بر اساس نظريه حس مكان پانتر در ابعاد كلي عوامل كالبدي، عوامل اجتماعي – فرهنگي و عوامل ادراكي – شناختي دسته بندي گرديد و براساس سيستم ارزش گذاري ليكرت و تحليل در نرم افزار آماري SPSS اهميت و رده بندي مولفه ها سنجيده شد. در فاز دوم تحقيق از ميان مولفه ها با بيشترين امتياز، مولفه سازماندهي اجزا با توجه به شرايط خاص زيستي اين كودكان و در نظر گرفتن اين مولفه به عنوان يكي از اصول اصلي طراحي اين نوع سكونتگاه ها در دهكده جهاني كودكان، به عنوان مولفه مورد بررسي در اين پژوهش انتخاب گرديد و براي ساخت نمونه هاي سه بعدي استفاده شد. در اين مرحله به منظور سنجش معيار مورد نظر به بررسي موردي سه نمونه از مراكز موجود در تهران در مقايسه با سه نمونه طراحي شده بر اساس اصول دهكده هاي جهاني كودكان )SOS )پرداخته شد. در اين مرحله ديدگاه هاي مختلف ۷1 نفر از كودكان كه در گذشته در اين مراكز ساكن بوده اند در فضاي آزمايشگاهي با روش الكتروانسفالوگرافي و ثبت سيگنال EEG از هر شخص انجام و در ادامه فعاليت هاي مغز نيز در ارتباط با اين دو نوع چيدمان تفسير شد. همزمان ديدگاه هاي مختلف كودكان بي سرپرست طي پرسش نامه هايي در حيطه عناصر كالبدي حس تعلق به مكان جمع آوري گرديد و با نرم افزار SPSS تحليل شد. يافته ها نشان مي دهد كه سازماندهي روابط و چيدمان مناسب اجزا پالن در محيط هاي مسكوني كودكان بي سرپرست از طريق اقداماتي نظير دسترسي راحت به فضاي نشيمن، تعريف فضاي ناهار خوري در كنار آشپزخانه و نشيمن، امكان انجام فعاليت توسط كودكان در آشپزخانه، در نظر گرفتن تعداد خواب بيشتر با تخت هاي كمتر و از بين بردن راهرو هاي طوالني مي تواند حس تعلق به مكان را به اين كودكان برگرداند. حاصل اين كار طراحي دهكده اي كوچك متشكل از شبه خانواده هايي است كه با تمهيداتي شرايط زندگي عادي و تجربه هاي اجتماعي كارآمد را براي ساكنان خود فراهم مي آورد. واژگان كليدي : حس تعلق، ساماندهي اجزا، كودكان بي سرپرست، معماري عصب محور، الكتروانسفالوگرافي )EEG)
  • شماره ركورد
    193011
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر خسروآبادي
  • رشته تحصيلي
    معماري - مسكن
  • استاد راهنما
    دكتر يزدانفر - دكتر غفوريان