عنوان
نقش دانشگاه در تحقق اقتصاد مقاومتي و ارائه راهكارهاي كاربردي: مطالعه موردي يكي از دانشگاه¬هاي كشور
نويسنده اصلي
ميثم غلاميان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
واژه اقتصاد مقاومتي كه توسط مقام معظم رهبري بيانشده است، هرگز به معناي اقتصاد رياضتي نبوده و بهترين راهكار جهت شكوفايي اقتصاد و استقلال اقتصادي كشور است. جهت تحقق اين واژه عميق، نياز به زيرساختهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي است كه بيشك دانشگاه مي تواند در جهت تأمين و فراهم كردن اين زيرساختها، نقش بسيار مؤثري داشته باشد. در واقع اقتصاد مقاومتي، مجموعه اي از رفتارهاي اقتصادي است كه منجر به تقويت زيرساختهاي حكومت اسلامي مي شود بهگونهاي كه در اين تفكر بايد از همه ظرفيت هاي بالقوه و بالفعل براي ارتقاء رفاه عادلانه در جامعه استفاده شود. با اين توضيحات مي توان اينگونه عنوان كرد كه با توجه به توان و ظرفيت دانشگاه ها در تربيت نيروي انساني متخصص و همچنين ايجاد شركت هاي دانشبنيان توسط دانشجويان و اعضاي هيئتعلمي، دانشگاه ها مي توانند به كارآفريني پرداخته و نقش عمده اي در تحقق اقتصاد مقاومتي در سطح كشور ايفاء نموده و گام هاي بزرگي را در جهت رشد و توليد اقتصادي كشور بردارند. اين پژوهش جهت بررسي تحقق نقش دانشگاه در اقتصاد مقاومتي و پاسخ به سؤالات پژوهش سه گام اصلي برداشته است. ابتدا به بررسي مباني نظري، تجربي و سياست هاي كلي اقتصاد مقاومتي پرداخت و 130 ويژگي و شاخص اقتصاد مقاومتي استخراج شد؛ سپس با دسته بندي و پالايش مفاهيم، موارد تكراري و نامرتبط با ساختار دانشگاه حذف شدند. در مرحلۀ دوم پرسشنامه اوليه اي شامل 4 مؤلفه، 24 بعد و 116 شاخص تدوين شد كه با دريافت بازخورد از صاحب نظران، پرسشنامۀ اصلي شامل 4 مؤلفه، 21 بعد و 100 شاخص تدوين گرديد و با توزيع اين پرسشنامه ها و جمع آوري اطلاعات، در مرحلۀ سوم به اعتبارسنجي و تحليل پرسشنامه ها به-واسطه آزمون هاي آماري پرداخته شد و ابعاد و شاخص هاي پژوهش به واسطه آزمون فريدمن اولويت بندي گرديد كه ابعاد برنامه محوري، استقلال علمي آموزشي و عدالت اجتماعي به ترتيب اولويت 1، 2 و3 را به خود اختصاص دادند و ساير ابعاد در رتبه هاي بعدي قرار گرفتند. در نهايت نتيجه پژوهش بدين ترتيب بود كه با توجه به ميانگين رتبه، درجه اهميت آن ها در بين نمونه تحقيق و ضريب توافق كندال، اين ابعاد در جهار دسته قرار گرفتند. دسته اول كه بيش از 80 درصد از نمونه تحقيق براي آن ها اهميت زيادي قائل شده اند و ضريب توافق كندال آن ها بيش از 0.9 (بسيار قوي) است شامل ابعاد: برنامه محور، استقلال علمي آموزشي، عدالت اجتماعي، مديريت منابع كالبدي و اصلاح روند اقدامات اداري است. دسته دوم با درجه اهميت 60 تا 80 درصد در بين نمونه تحقيق و ضريب توافق كندال0.7 تا 0.9 (قوي) شامل ابعاد: دانش محور، مولد و كارآفرين، رشد علمي آموزشي، فرهنگ مصرف، سياست تشويقي و خدماتي و توسعه بهينه منابع انساتي است. ابعاد فرهنگ جهادي و مقاومتي، اتحاد و انسجام ملي، مديريت بهينه منابع طبيعي و رشد نخبگان علمي در دسته سوم قرار گرفتند و 40 تا 60 درصد از نمونه تحقيق براي آن ها اهميت زيادي قائل شدند. و در نهايت دسته چهارم كه كمتر از 40 درصد از نمونه تحقيق براي آن ها اهميت زيادي قائل شده اند شامل ابعاد: روابط بين سازماني، بهره وري سازماني، فرهنگ سازماني متعالي، پرهيز از نگاه شعاري، درون زا و ملي و اقتدار ملي و فراملي است.
شماره ركورد
193103
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر عطالله رفيعي آتاني
رشته تحصيلي
اقتصاد توسعه و برنامه ريزي
استاد راهنما
دكتر علي رضا معيني