عنوان
ارائه يك مدل كنترل بهينه براي سرمايه گذاري در كيفيت پروژه هاي سرمايه گذاري مشترك
نويسنده اصلي
مجتبي عرب مومني
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
با افزايش اهميت تكنولوژي و محصولات تكنولوژي محور، اتحادهاي سرمايه گذاري مشترك به عنوان يكي از موفق ترين استراتژي هاي سازماني در جهت نيل به فناوري هاي جديد شناخته مي شوند. در اين استراتژي، شركت ها با يكپارچه كردن منابع، دانش و دارايي هاي خود به دنبال افزايش هم افزايي و بهره مندي از مزاياي رقابتي يكديگر مي باشند. در رساله حاضر، ضمن معرفي ساختار اين اتحاد استراتژيك و مزاياي آن به بررسي يكي از چالش هاي پروژه هاي سرمايه گذاري مشترك يعني مساله نقص كيفيت بسته هاي كاري شركا پرداخته مي شود. در مدل پيشنهادي كه با استفاده از تئوري كنترل بهينه توسعه داده مي شود، سرمايه گذاري در كيفيت انجام بسته هاي كاري به عنوان يك استراتژي كاهش ريسك معرفي مي گردد و سپس نتايج آن به صورت سلسله مراتبي در مدل تسهيم هزينه ها بين شركاي اتحاد مورد استفاده قرار مي گيرد. نتايج تحقيق، اثر بخشي اين استراتژي را در افزايش سطح كيفيت، كاهش هزينه ها و زمان اجراي پروژه ها تصديق مي كند. علاوه بر اين، نشان داده مي شود كه سرمايه گذاري مشاركتي شركا در كيفيت بسته هاي كاري پروژه نسبت به سرمايه گذاري جداگانه شركا، مزاياي بيشتري فراهم مي كند. با توجه به پيچيدگي مساله سرمايه گذاري مشاركتي شركا در كيفيت، از يك رويكرد سلسله مراتبي بهره گرفته مي شود. مدل سلسله مراتبي تحقيق از چندين مدل در سطوح مختلف تشكيل شده است و مساله اشتراك سرمايه گذاري در يك شبكه پروژه با يكپارچگي نتايج اين مدل ها مورد ارزيابي قرار مي گيرد. اين مدل ها شامل: 1) مدل كنترل بهينه تعيين مسير بهينه سرمايه گذاري و هزينه هاي آن به ازاي زمان هاي مختلف اتمام يك بسته كاري؛ 2) مدل تخصيص جريمه ديركرد پروژه به هر كدام از بسته هاي كاري؛ 3) مدل تعيين هزينه هاي بيكاري منابع و 4) مدل تخصيص هزينه هاي پروژه با استفاده از تئوري بازي هاي مشاركتي مي باشد. مدل سلسله مراتبي تحقيق در پروژه احداث يك پل با طراحي خاص كه توسط چند شركت مستقل تكميل مي گردد، پياده سازي مي شود. روابط پيش نيازي بين بسته هاي كاري، مشخصات برنامه هاي در دسترس براي سرمايه گذاري در كيفيت و سطح اوليه كيفيت بسته هاي كاري از جمله پارامترهايي است كه مطابق با نتايج تحقيق، ميزان مشاركت شركا در بهبود كيفيت و همچنين هزينه هاي مدل را تحت تاثير قرار مي دهد. از سوي ديگر، يك جستجوي محلي بر روي راه حل حاصل از الگوريتم هاي پيشنهاد شده براي حل مدل سلسله مراتبي مي تواند جواب اوليه سرمايه گذاري مشاركتي در كيفيت را بهبود دهد و عدالت بيشتري در توزيع هزينه ها بين شركا فراهم آورد. اين نتايج، كارايي مدل تحقيق در تخصيص عادلانه هزينه ها به شركاي پروژه را نيز نشان مي دهد و رويكرد مشاركتي فوق را روشي براي يكپارچگي شركاي پروژه ها قلمداد مي كند كه با ايجاد انگيزش هاي لازم، زمينه دستيابي به تصميمات متمركز و بهينه را موجب مي شود. مورد اخير از اين جهت حائز اهميت مي باشد كه بدون استفاده از يك مكانيزم هماهنگ كننده، اعضاي يك پروژه سرمايه گذاري مشترك با ماهيت و اهداف مستقل را نمي توان ترغيب به يكپارچه سازي و بهره مندي از تصميمات بهينه در يك چارچوب متمركز كرد. در نظر گرفتن عدالت در توزيع جرايم و تخصيص عايدي هاي حاصل از مشاركت در مدل هاي ارائه شده در تحقيق حاضر، پياده سازي اين مدل ها در واقعيت را فراهم مي كند. همچنين، با توجه به شكاف تحقيقاتي در زمينه ابعاد مساله مورد مطالعه، رساله حاضر را مي توان به عنوان راهنما و دستورالعملي در مديريت و كنترل پروژه ها به خصوص پروژه هاي سرمايه گذاري مشترك بكار برد.
شماره ركورد
193753
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر سعيد يعقوبي
رشته تحصيلي
سيستم هاي اقتصادي و اجتماعي
استاد راهنما
دكتر محمد رضا محمد عليها