عنوان
رويكردي مبتني برفازي به نهادهاي تطبيقي هستي شناسي
نويسنده اصلي
معرفت خواجوي نيا
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
هستيشناسي، واژگان اشتراكي براي مدلسازي يك دامنه مورد علاقه كه نوع اشيا / مفاهيم ، خصوصياتشان و روابط شان را توصيف ميكند. همچنين يك ساختار براي ذخيره ، بازيابي و اشتراك گذاري دانش است و در شاخه هاي مختلف علوم كامپيوتر مانند : وب معنايي ، هوش مصنوعي ، مهندسي نرم افزار ، پايگاه هاي داده و پردازش زبان طبيعي مورد استفاده قرار مي گيرد. چون جبررابطه اي در طرح هاي پايگاههاي داده ، رسايي ، ندارد ، بنابراين، به دليل رسايي بالا و وجود مدل نظري معنايي ، به هستي شناسي علاقمند ميشويم . تطبيق هستيشناسي يك عمل مهم در مهندسي آنتالوژي مدرن است زيرا از محيط هاي ناهمگون كه در آن آنتالوژي ها طراحي شده ، توسعه يافته و قرار است اجرا شوند ، پشتيباني ميكند . فعاليت مهندسي هستي شناسي به پشتيباني تطبيق آنتالوژي (OM ) نياز دارد زيرا مهندسي هستي شناسي بايد با آنتالوژيهاي چندگانه ، توزيع شده و تكامليافته سروكار داشته باشد . ارتباط موثر بين عاملها با استفاده از هستي شناسي هاي مختلف ، نيازمند تعيين قابليت همكاري معنايي ، مثلا ؛ توافق بين هستي شناسي هاي دو عامل ميباشد ، همچنين نياز به تطبيق آنتالوژي مثلا براي فرآيند ادغام و همترازي آنتالوژيها براي ارتباط موثر بين عاملها ، درطيف وسيعي از كاربردها را موجب ميگردد. در تطبيق آنتالوژي ، تناظرات بين موجوديت هاي(سطح ساختار) آنتالوژي ، با استفاده از معيارهاي مسافت / شباهت تعيين ميشوند . مفهوم معيارشباهت در زمينه هاي مختلف علمي مانند ساختن تصميم ، تشخيص الگو ، يادگيري ماشين و پيش بيني بازار استفاده ميشود . همچنين روشهاي توپولوژيكي(مكان شناسي) در زمينه هايي مانند معناشناسي كاربرد دارند . ابتدا تعدادي از معيارهاي فازي شباهت رشته موجود را توضيح داديم ، سپس يك استراتژي رأي-گيري را با استفاده از اين معيارهاي فازي شباهت رشته بطور انتخابي، براي تجميع آنها بكار برديم تا به عنوان يك راه حل جايگزين در بهبود روش هاي شباهت موجود در نظر گرفته شود ؛ و چند نمونه ، براي ارزيابي استراتژي فوق مورد امتحان قرار گرفته است .
شماره ركورد
194174
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
نرمافزار
استاد راهنما
دكتر محمدرضا كنگاوري