عنوان
طراحي چارچوب نقد مديريت گرا در تحليل نمايشنامه با تكيه بر مفاهيم علم مديريت: موارد مطالعه سه نمايشنامۀ مكبث، ليرشاه و جوليوس سزار از ويليام شكسپير
نويسنده اصلي
فرهنگ فربد
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
سازمان¬ها با الهام¬گيري از استعاره¬هاي طبيعي چون مغز و هنري چون تئاتر توانستند در رويكردهاي سازماني و مديريتي خود تعاريف جديدي را پديد آورند ولي اساساً اين رويكردها يك سويه بوده است و سازمان¬ها نقشِ پذيرنده را ايفا كرده¬اند. اما اين سؤال مطرح مي¬شود كه با توجه به اشتراكات بنيادي ميان يك سازمان و يك نمايش و اساساً متن نمايشي چرا نبايد از نظريه¬هاي سازماني و مديريتي براي تحليل آثار نمايشي استفاده كرد؟ و به عبارتي، با استفاده از اين نظريه¬ها نگاه نويني را بنام «نقد مديريت¬گرا» را به جهان درام معرفي نمود؟ بنابراين در اين پژوهش به تبيين چارچوب نقد مديريت¬گرا به عنوان يك نظريۀ ادبي پرداخته مي¬شود و بر اساس آن سه نمايشنامۀ مكبث، ليرشاه و جوليوس سزار اثر ويليام شكسپير با توجه به نظريۀ اسناد و مدل رهبري وضعي از چارچوب تبيين شده تحليل و بررسي خواهد شد. لازم به ذكر است كه روش تحقيق مورد استفاده در اين پايان¬نامه، روش كيفي با تكيه بر مطالعۀ موردي است. از نتايج اوليۀ تحقيق مي¬توان قرارگيري نقد مديريت¬گرا در زيرمجموعۀ نقد مستند، نقد عيني و نقد مديريت¬گرا به عنوان يكي از گرايش¬هاي نقد جديد، با توجه به دسته¬بندي¬هاي نقد اشاره نمود و همچنين قرارگيري آن به عنوان نقد پساساختارگرا. همچنين تحليل نمايشنامه¬ها با توجه به مدل¬هاي مذكور نشان مي¬دهد كه سوءمديريت يا هامارتياي دانكن، لير و سزار چگونه منجر به سقوط و نابودي خود و سازمان¬شان مي¬شود.
شماره ركورد
194469
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر مجيد سرسنگي
رشته تحصيلي
مديريت اجرايي
استاد راهنما
دكتر عليرضا علي احمدي