• عنوان

    بررسي صحت تشخيصي يافته هاي سونوگرافي و ماموگرافي قبل از عمل در مقايسه با نتايج قطعي پاتولوژي در تعيين اندازه تومور(T) و ميزان درگيري غدد لنفاوي زير بغل (N) در بيماران مبتلا به سرطان پستان مراجعه كننده به كلينيك پستان دانشگاه علوم پزشكي كردستان در سال هاي 98-1397

  • نويسنده اصلي

    شيخي، سينا

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    مقدمه: سرطان سينه بعد از سرطان ريه، شايعترين نوع بدخيمي، شايعترين سرطان در جنس مونث، اولين علت مرگ در زنان دهه ي سوم تا پنجم و دومين علت مرگ در زنان مي باشد. همچنين بروز اين سرطان درحال گسترش و پيشرفت است. يكي از مهمترين عوامل موثر در ميزان بقا بيماران مبتلا، مرحله اي است كه بيماري در آن تشخيص داده ميشود. تشخيص به موقع و درست اين بدخيمي مي تواند از بسياري از مشكلات روحي رواني و جسمي كه اين سرطان بوجود مي آورد جلوگيري كند. روش هاي تشخيصي براي اين سرطان شامل يافته هاي حاصل از راديولوژي نظير سونوگرافي و ماموگرافي و ام ار آي و يافته هاي پاتولوژي مي باشند. روش تشخيص قطعي نمونه برداري پاتولوژيك است كه در مقايسه با روشهاي راديولوژي، تهاجمي تر بوده و لذا اغلب براي تشخيص و مرحله بندي بيماري از روشهاي راديولوژيك استفاده ميشود. اين مطالعه به بررسي ارتباط بين اندازه توده اوليه سينه و درگيري گره هاي لنفاوي زيربغلي و تطابق يافته هاي تصويربرداي قبل از عمل با نتايج پاتولوژي بيماران ميپردازد تا تخميني از ميزان دقت روشهاي تصوير برداري در تشخيص مرحله قبل و بعد از جراحي بيمار را در دانشگاه علوم پزشكي كردستان بدهد. مواد و روشها: در اين مطالعه 121 نفر از بيماران داراي سرطان پستان مراجعه كننده به كلينيك پستان بيمارستان بعثت دانشگاه علوم پزشكي كردستان در سال هاي 98-1397 به صورت يك مطالعه گذشته نگر يافته هاي مرتبط با سايز تومور، درگيري غدد لنفاوي زير بغل و BIRADS با يافته هاي پاتولوژي مقايسه صورت گرفت. يافته ها: در متغيير سن كه كمترين 24 سال و بيشترين 75 سال است، ميانگين سن افراد مورد مطالعه 81/49 و انحراف معيار 26/11 است. از نظر شاخص معيار BIRADS در ماموگرافي، در بيماراني كه تحت ماموگرافي قرار گرفته بودند، 4/12 درصد بيماران در گروه 1 تا 3 قرار داشتند. 5/40 درصد بيماران در گروه 4 قرار داشتند.(بيشترين بيماران در اين گروه طبقه بندي شدند.) و 2/37 در صد در گروه 5 و6 بودند. حساسيت ماموگرافي در تشخيص توده بدخيم، 23/86 درصد برآورد شد. از نظر شاخص BIRADS در سونوگرافي، در بيماراني كه تحت سونوگرافي قرار گرفته بودند، 3/3 درصد در گروه 2، 47/2 درصد در گروه 3، 71/53 درصد در گروه 4، 27/27 درصد در گروه 5، 95/4 درصد در گروه 6 قرار داشتند. دراين مطالعه حساسيت سونوگرافي در تشخيص توده بدخيم 96/93 درصد برآورد شد. همچنين معيار كاپا براي سايز توده و درگيري غدد لنفاوي زير بغل در سونوگرافي و ماموگرافي به ترتيب 534/0، 462/0، 357/0 و 376/0 بدست آمد. نتيجه گيري: بر اساس مطالعه ما نشان داد كه ماموگرافي و سونوگرافي ابزار تشخيصي قابل اتكا براي تشخيص سرطان پستان مي باشد، بخصوص زماني كه اين دوتا روش تصوير برداري همزمان با هم در افراد انجام گيرد. هر چند بر اساس مطالعه ما نشان داد كه سونوگرافي روشي قابل اعتمادتر با قدرت تشخيص بالاتر در ارزيابي سايز توده و درگيري غدد لنفاوي زير بغل در سرطان پستان به نسبت ماموگرافي مي باشد كه اين خود ميتواند ناشي از مهارت پايين فرد انجام دهنده ماموگرام يا تراكم بيشتر بافت پستان بوده كه باعث برتري سونوگرافي به نسبت ماموگرافي مي باشد. همچنين بر اساس اين مطالعه در هيچكدام از بيماران هر دو روش تصويربرداري همزمان نرمال گزارش نشده بودلذا توصيه به انجام همزمان هردو روش تصوير برداري براي غربالگري سرطان پستان ميشود، به ويژه انجام سونوگرافي بعد از ماموگرافي مي تواند به شخص متخصص جراح يك برنامه و ديد درست راجع به نحوه و نوع عمل جراحي بدهد. واژگان كليدي: سرطان سينه؛ ماموگرافي؛ سونوگرافي؛ پاتولوژي
  • شماره ركورد
    205255
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پزشكي
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشکي کردستان
  • استاد راهنما
    حسن معيري، كريم شريفي