• عنوان

    مدل يابي شبيه ساز آموزشي رايانه اي معماري داخلي مبتني بر رويكرد شايستگي

  • نويسنده اصلي

    پرستو آريانژاد

  • مقطع تحصيلي
    دكترا
  • چكيده
    چكيده تربيت و آماده‌سازي نيروي فعال معماري داخلي موردنياز بازار كار در آموزش‌هاي فني و حرفه‌اي مستلزم بهره‌گيري از ظرفيت‌‌هاي پيش‌بيني‌شده در برنامه درسي اين رشته است. در حال حاضر محدوديت‌هايي مانند كم بودن تجربه برخي از هنرآموزان در آموزش فعاليت‌هاي كارگاهي، عدم امكان تكرار چندباره دروس كارگاهي به دليل كمبود منابع و محدود بودن زمان تمرين، چالش‌هايي را در آموزش اين رشته ايجاد كرده است. شبيه‌سازهاي آموزشي رايانه‌اي به‌عنوان يكي از اجزاي بسته تربيت و يادگيري مي‌تواند فعاليت‌هاي كارگاهي را شبيه‌سازي كرده و به‌عنوان مكمل، كاستي‌هاي موجود را مرتفع كند. بر اين اساس و به‌منظور رفع مشكلات آموزش دروس كارگاهي اين رشته، هدف رساله حاضر ارائه مدلي براي طراحي شبيه‌سازهاي آموزشي رايانه‌اي معماري داخلي مبتني بر رويكرد شايستگي، در جهت ارتقاء مهارت‌هاي هنرجويان در دروس كارگاهي است. به‌منظور تدوين مدل نظري و گسترش مباني تحقيق فراتر ازآنچه در دسترس است، پس از انجام مطالعات و بررسي پيشينه پژوهش، ابتدا با متخصصين حوزه فناوري آموزشي و معماري مصاحبه نيمه ساختاريافته‌اي انجام‌شده و در ادامه دو مرحله اجراي پرسشنامه اكتشافي و تأييدي انجام گرفت. پس از انجام تحليل عامل Q بر روي داده‌ها، شش عامل به دست آمد كه عبارت‌اند از: 1) واقع‌نمايي مبتني بر استانداردهاي محتوايي و پداگوژي، 2) قابليت تمرين و تكرار و كاربرپسندي محيط، 3)ديداري‌سازي محتوا، 4) فرصت‌هاي متنوع يادگيري و سنجش، 5) تعاملي بودن محيط و مديريت يادگيري، 6) تطبيق محتوا با اهداف تربيتي و ارزش‌هاي اخلاق حرفه‌اي. بر اساس يافته‌هاي اين مرحله پرسشنامه هنرآموزان معماري داخلي تدوين شد. پس از تكميل پرسشنامه و انجام تحليل عاملي نوع R، هشت عامل (واقع‌نمايي محتواي آموزشي مبتني برپداگوژي، تعامل با هنرجو، ارزشيابي هنرجو،‌ مديريت محيط يادگيري، نظارت و راهبري هنرآموز،‌ تناسب با توانمندي‌هاي هنرجو،‌ ايجاد فرصت‌ها و تجارب يادگيري، تكرارپذيري فعاليت‌ها) به‌عنوان عوامل معني‌دار از ديدگاه هنرآموزان معماري داخلي استخراج شد. سپس مدل نظري تشكيل‌شده و به‌منظور بررسي روابط ميان متغيرها و تشكيل مدل تجربي، بر روي آن تحليل مسير انجام شد. بدين ترتيب مؤلفه‌هاي مدل، روابط ميان آن‌ها به همراه اولويت‌بندي آن‌ها از ديدگاه هنرآموزان معماري داخلي مشخص شد. يافته‌هاي پژوهش در مدل ارائه‌شده از ميان هشت متغير، متغير واقع‌نمايي محتواي آموزشي مبتني برپداگوژي به‌عنوان متغير مستقل از طريق متغيرهاي ميانجي تعامل با هنرجو، ارزشيابي هنرجو، مديريت محيط يادگيري، نظارت و راهبري هنرآموز، تناسب با توانمندي‌هاي هنرجو و تكرارپذيري فعاليت‌ها بر ايجاد فرصت‌ها و تجارب يادگيري به عنوان متغير وابسته اثر دارد. از بررسي روابط ميان متغيرها در مدل و ميزان اثر آن‌ها بر يكديگر مي‌توان اين‌گونه نتيجه گرفت كه: بازنمايي فعاليت‌هاي كارگاهي در محيط شبيه‌سازي و نزديكي تجربه‌هاي يادگيري به آنچه در واقعيت وجود دارد، احتمال انتقال تجارب يادگيري آن‌ها را به موقعيت‌هاي واقعي بيشتر مي‌كند. در چنين محيطي لحاظ كردن توانايي‌هاي فيزيكي و ذهني كاربران و متناسب‌سازي امكانات محيط با توانمندي‌هاي آن‌ها، امكان بهره‌گيري از فرصت‌ها و تجارب يادگيري موجود در محيط را افزايش مي‌دهد. طراحي تمرين‌ها بر اساس محتواي آموزشي و سطوح مختلف هنرجويان، در كنار قابليت تكرارپذيري آن‌ها و نقش نظارت و راهبري هنرآموز مي‌تواند اثربخشي شبيه‌ساز را افزايش دهد. همچنين در محيط تعاملي شبيه‌ساز كه فرايند يادگيري توسط هنرجو مديريت شده و ارزشيابي نيز از امكانات آن باشد، هنرجو يادگيري فعال را تجربه خواهد كرد.
  • شماره ركورد
    208014
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر بهرام صالح صدق پور
  • رشته تحصيلي
    معماري
  • استاد راهنما
    دكتر فرهنگ مظفر- دكتر محمد علي خانمحمدي