• عنوان

    طراحي اراضي رها شده شهري بار رويكرد توسعه ميان افزا (نمونه مطالعاتي: كوي كالاد منطقه 4 شهر تهران)

  • نويسنده اصلي

    اديب مشحون

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    چكيده اكثر جوامع داراي زمين‌هاي خالي قابل‌توجهي در محدوده شهر هستند كه به دلايل مختلف در دوره‌هاي اوليه شهرسازي از آن عبور شده است. توسعه ميان افزا فرايند توسعه قطعات خالي يا با كاربري ناسازگار در مناطق شهري موجود است كه قبلاً عمدتاً توسعه‌يافته‌اند و اكنون ناكارآمدند. گسترش بي‌رويه و كنترل نشده شهرها آسيب زيادي به بافت شهرها از لحاظ انسجام فضايي و همچنين پراكندگي مناسب خدمات وارد كرده است؛ بنابراين امروزه باتوجه‌به اهميت حفظ منابع طبيعي و كاهش آثار زيست‌محيطي توسعه بي‌رويه شهرها، توسعه ميان افزا به‌عنوان يكي از رويكردهاي پايدار شهرسازي مطرح شده است. در نتيجه به‌جاي گسترش افقي شهرها، رشد آنها در محدوده موجود و با حداكثر استفاده از امكانات اراضي توسعه‌يافته واقع در محدوده شهر اولويت دارد. همچنين كاهش زمين‌هاي موجود، علاقه جديدي به فرصت‌هاي توسعه ميان افزا در مركز شهر ايجاد كرده است. توسعه ميان افزا يكي از روش‌هاي توسعه مجدد زمين‌هاي متروكه و كم‌مصرف است كه به احياي مجدد جوامع شهري كمك مي‌كند و همچنين روح تازه‌اي به ساختمان‌هاي خالي، پاركينگ و قطعات بلااستفاده وارد مي‌كند. در واقع توسعه دروني يكي از راهكارهايي است كه به‌منظور هدايت توسعه شهري در اراضي داخل شهر و جلوگيري از توسعه افقي آن توصيه مي‌شود. در اين رويكردها، پيشنهاد مي‌شود كه به‌جاي زيرساخت و ساز بردن زمين‌هاي حاشيه‌اي شهرها، اراضي خالي ماندة درون‌شهري هدف توسعه قرار گيرند؛ بنابراين استفاده از اراضي باير و رها شده در درون شهرها و اصلاح كاربري‌هاي نامناسب با زندگي شهري امروزي، نظير پادگان‌ها، كارخانجات و صنايع مزاحم شهري و ارتقاء تراكم شهري از اقداماتي لازم براي توسعه دروني شهرها است. اين اراضي از مهم‌ترين ظرفيت‌هاي توسعه‌اي شهر محسوب مي‌شوند كه چه به لحاظ دسترسي به زيرساخت‌ها، چه به لحاظ اقتصادي و چه به لحاظ اجتماعي و از همه مهم‌تر زيست‌محيطي از اهميت بسزايي برخوردار هستند. در ادبيات نو شهرگرايي كه از دهه 1980 ميلادي مطرح شد به اراضي رها شده و به‌دور مانده از توسعه، سطوح ميان افزاي شهري گفته مي‌شود. توجه به آن‌ها در فرايند توسعه شهر در راستاي رسيدن هرچه بيشتر به توسعه پايدار امري ضروري و ارزشمند تلقي مي‌شود. پيشرفت حمل‌ونقل و كاهش هزينه سفر، هزينه مسكن، فرصت‌هاي اشتغال و گرايشات عمومي جهان منجر به افزايش شديد پراكندگي مي‌گردد. تهران به‌عنوان يك مادر شهر كه تقريباً بخش اعظمي از پيكره آن درگير با مشكلات عديده شهرسازي است، داراي مراكزي بس ناكارآمد است. عدم كاميابي در حل مشكلات درون، ميل به برنامه‌ريزي براي شهر را، همچون الگوهاي رشد شهرهاي بزرگ خارجي، به سمت بيرون برده و سبب افزاي وسعت فزاينده و بي‌رويه‌اي در دهه‌هاي اخير شده است. روش‌شناسي اين پژوهش بر پايه توصيفي - تحليلي و مبتني بر بهره‌گيري از منابع معتبر فارسي و لاتين است. همچنين در تحليل وضع موجود از روش‌هاي كيفي و كمي بهره‌گيري شده تا به شناخت و تحليلي از محدوده برسيم و در نهايت به طرح نهايي دست پيدا كنيم. عبارات كليدي: توسعه ميان افزا، زمين‌هاي رها شده شهري، پهنه‌هاي صنعتي، كوي كالاد
  • شماره ركورد
    208108
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر مهران علي الحسابي
  • رشته تحصيلي
    شهرسازي گرايش طراحي شهري
  • استاد راهنما
    دكتر مصطفي بهزادفر