عنوان
طراحي ساختار كالبدي مسكوني خيابان چوبينه در محلهي تاريخي جماران با رويكرد معماري شهري
نويسنده اصلي
روناك كرماجي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
امروزه روند شتابانِ تغييراتِ دنياي مدرن در عرصههاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و معماري از يكسو و سيل ايدهها و طرحهاي جديد در طراحي و معماري از سوي ديگر موجب شده كه سيماي امروزِ شهرِ ما نه آن هماهنگي و همسنجيِ گذشته را حفظ كرده و نه تركيبِ موزون و ساختار تعريفشده و معنادارِ مدرن در آن پرورشيافته باشد. بسياري از ساختمانها در محيط اطراف ما همچنان بهعنوانِ اشيا غيرمرتبط با زمينههاي خود طراحي ميشوند. بسياري از ساختمانهاي شهرها با محيط پيراموني خود سازگار نيستند. اين امر منجر به ايجاد يك فضاي آشفته شهري ميشود كه در آن هيچ وحدتي بين ساختمانها و همچنين بين ساختمان و فضاهاي شهري وجود ندارد.
پس از انتخابِ تهران بهعنوان پايتختِ ايران و گسترشِ كالبدي آن، روستاهاي بسياري در مسير گردش شهر قرار گرفتند و لاجرم به درونِ آن بلعيده شدند. مواجهه با اين بافتهاي موجودِ واجدِ ارزش و مسئلهدار و داراي هستهي كهن يكي از مسائل شهريِ تهرانِ امروز است. محلهي جماران نيز با يك هويت تاريخي- سياسي، دستخوشِ چنين تغييراتي شده و پارادوكسِ "روستاشهرِ" جماران شكلگرفته است. پيچيدگيِ اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، كالبدي، و ترافيكي در محلهي جماران كه در گذشته بهعنوانِ يك روستاي كوهستاني در شميران مطرح بوده است با تلفيق خصوصيات روستايي و شهري در ابعاد مختلف، موجب شده كه اين مجتمع زيستي نه از خصوصيات كامل يك روستا برخوردار بوده و نه ويژگيهاي يك جامعهي شهري را درخود داشته باشد. همچنين پيوندخوردن اين محله با فرهنگِ سياسي- انقلابي ايران بر اهميت شناخت صحيح اين بافت جهت برنامهريزيِ سنجيدهتر براي آن ميافزايد. انتخابِ رويكردِ معماريِ شهري از آن جهت واجد اهميت است كه ما را در رسيدن به اهدافِ مطلوب براي محلهي جماران بهطور خاص و ساير بافتهاي مشابه بهصورت عام نزديك ميكند.
اين پاياننامه با تمركز بر اهدافِ "معماريِ شهري" سعي بر ادغام شهر و معماري دارد. بدينجهت به تحقيق در تعاريف، حوزهي نفوذ و نقاطِ اشتراك و افتراق در حوزههاي طراحيِ محيطي و طراحيِ شهري با معماريِ شهري ميپردازد تا با اشتراك آنها به معماريِ همسو با بستر؛ در اينجا شهر؛ يكپارچگيِ بصري و ساختاري رهنمون شود. در اين مسير از روشِ سيستماتيك در جمعآوري اطلاعات اسنادي و كتابخانهاي در مرحلهي اول و سپس از طريق روشِ تحليل محتوا در مرحلهي دوم استفاده شدهاست و در نهايت در جهتِ تحققِ اين موضوع در دو كوچهي حسنيكيا و چوبينه در محلهي جماران به دنبالِ تنظيمِ كدهاي طراحي(در سه دستهي كالبد، فعاليت و معنا و زيرشاخههاي هريك) و تودهگذاريِ متناسب با بسترِ طرح(بسترِ تاريخي، كالبدي، طبيعي...) عمل نمودهاست تا اين موضوع بيان شود كه "معماريِ شهري" حلقهايست واسط ميانِ آنچه مقياسِ انساني از شهر دركميكند و آنچه كه ميانِ معماري و شهر است.
شماره ركورد
211347
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر نوروزيان
رشته تحصيلي
مهندسي معماري
استاد راهنما
دكتر يزدانفر، دكتر علي الحسابي