عنوان
مقايسه نيمرخ عصب روانشناختي بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي، اختلال دو قطبي نوعII و افراد بهنجار
رشته تحصيلي
مشاوره گرايش مشاورهي خانواده
تاريخ دفاع
10/18/2021 12:00:00 AM
كليدواژه فارسي
اختلال شخصيت مرزي , اختلال دو قطبي نوع دو , كاركردهاي اجرايي
چكيده
شباهت و تفاوت تابلو باليني بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي و اختلال دو قطبي نوع دو از جنبههاي مختلف علامت شناسي، آسيب شناسي، سبب شناسي و پاسخ به درمان همواره از مباحث چالشبرانگيز بين روانپزشكان و روانشناسان بوده است. در اين راستا هدف از پژوهش حاضر مقايسه نيمرخ عصبروانشناختي بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي و اختلال دو قطبي نوع دو و افراد بهنجار است. جامعه آماري گروههاي بيماران(گروه اختلال شخصيت مرزي و گروه اختلال دو قطبي نوع دو) اين پژوهش شامل كليه بيماران(زن و مرد)، با حداقل تحصيلات ابتدايي، در رده سني 40-18 سال كه در سال 1400-1399 به بخش اعصاب و روان بيمارستان الزهرا شهر اصفهان مراجعه نموده و توسط روانپزشك و براساس معيار هاي DSM-5 و همچنين استفاده از مصاحبه نيمه¬ ساختاريافتهSCID-5، تشخيص ابتلا به اختلال شخصيت مرزي و اختلال دو قطبي نوع دو را دريافت كردند. جامعه آماري افراد بهنجار شامل كليه افراد خارج از بيمارستان(زن و مرد) در رده سني 18-40 و با حداقل تحصيلات ابتدايي بودند، كه با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومي و همچنين مصاحبه باليني توسط پژوهشگر مورد ارزيابي قرار گرفتند و هيچ گونه سابقه بيماري روانپزشكي در خود و بستگان درجه اول نداشتند. براي انتخاب نمونه ابتدا اعضاي سه گروه(گروه اختلال شخصيت مرزي، اختلال دو قطبي نوع دو و بهنجار) بر اساس پرسشنامه دموگرافيك مورد همتا سازي قرار گرفتند. و در نهايت تعداد 60 نفر بيمار مبتلا به اختلال شخصيت مرزي و اختلال دو قطبي نوع دو (30 نفر از گروه بيمار مبتلا به اختلال شخصيت مرزي و 30 نفر گروه بيمار مبتلا به اختلال دو قطبي نوع دو)، تحت درمان دارويي با تثبيت كننده هاي خلق، و همچنين تعداد 30 نفر از افراد بهنجار به روش نمونهگيري در دسترس انتخاب شدند.
دادههاي تجربي با استفاده از ازمونهاي رايانهاي برج لندن شاليس(1982)، برو/ نرو هافمن(1984)، عملكرد پيوسته(1956)، ان- بك(1958)، رنگ-واژه استروپ ساده(1935)، بارت(2002) جمع آوري شد. و در نهايت دادهاي جمعآوري شده توسط نرم افزار SPSS-25 و با استفاده از آزمون تحليل واريانس چند متغيره(MANOVA) و آزمون تحليل واريانس تك متغيره(ANOVA) و همچنين ازمون تعقيبي توكي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. تجزيه و تحليل دادهها نشان داد، بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي و اختلال دو قطبي نوع دو در بازداري پاسخ، توجه انتخابي، حل مسئله و حافظه كاري نسبت به افراد بهنجار ضعيف تر عمل مي كنند. بين بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي و افراد بهنجار در توجه پايدار تفاوت معناداري مشاهده نشد. اما بيماران مبتلا به اختلال دو قطبي نوع دو، نسبت به افراد بهنجار در توجه انتخابي ضعيف تر عمل كردند. تصميمگيري پرخطر در بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي، نسبت به افراد بهنجار به طور معناداري بيشتر بود. اما بين بيماران مبتلا به اختلال دو قطبي نوع دو و افراد بهنجار در تصميمگيري پرخطر تفاوت معناداري مشاهده نشد. بيماران مبتلا به اختلال دو قطبي نوع دو عملكرد پايينتري در آزمون حل مسئله، نسبت به بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي نشان دادند. تصميمگيري پرخطر در بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي، نسبت بيماران مبتلا به اختلال دو قطبي نوع دو به طور معناداري بيشتر بود. در ديگر كاركرد هاي اجرايي بين دو گروه باليني تفاوت آماري معناداري مشاهده نشد.
نتيجه گيري: به طور كلي يافتههاي پژوهش حاضر حاكي از نقص در كاركردهاي اجرايي بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي و اختلال دو قطبي نوع دو، نسبت به افراد بهنجار است. اگر چه بين دو گروه باليني در برخي از كاركردهاي اجرايي تفاوت معناداري وجود داشت. اما وجود پژوهشهاي گستردهتر با استفاده از ساير ابزارهاي اندازهگيري و همچنين بررسي جنبههاي مختلف كاركردهاي اجرايي در اين بيماران، جهت تفكيك اين دو اختلال از يكديگر ضروري ميباشد.
شماره ركورد
212800
دانشگاه
دانشگاه اردکان
استاد راهنما
متقي دستنائي شكوفه Mottaghi Dastnaei Shekoofeh , مرادي افسانه Moradi Afsaneh