عنوان
تجريه زيستهي مادران كودكان سندروم داون و مقايسهي راهبردهاي شناختي هيجاني والدين با استفاده از روش پژوهشي آميخته
رشته تحصيلي
روانشناسي عمومي
تاريخ دفاع
9/26/2021 12:00:00 AM
كليدواژه فارسي
سندرم داون , تجربه زيسته , تنظيم شناختي هيجان
چكيده
چكيده
تجارب مادران داراي كودك سندرم داون در چگونگي كنار آمدن با استرس براي والديني كه خود داراي كودك سندرم داون هستند ميتواند بسيار مؤثر واقع شود. هدف از انجام اين پژوهش نيز مطالعهي تجربهي زيسته مادران كودكان سندرم داون و بررسي راهبردهاي شناختي هيجاني والدين در برابر استرس است. اين پژوهش با هدف شناخت بهتر از ساختار عاطفي و مشكلات اين خانوادهها، تجربيات مادران از چگونگي كنار آمدن با فرزندان خود و همچنين چگونگي مقابله با استرس و در نهايت افزايش سلامت روان والدين كودكان سندرم داون مورد بررسي قرار گرفت. همچنين با ضرورت به اينكه اين خانوادهها جزئي از جامعه رو به رشد هستند و تكامل و سلامت روان جامعه به تكامل و سلامت روان آنها بستگي دارد، انجام شد. براساس آميخته بودن طرح و اولويت داشتن رويكرد كيفي نسبت به رويكرد كمي در اين مطالعه روش متوالي اكتشافي انتخاب شده است. جهت بررسي قسمت كيفي به صورت پديدارشناسي، 10 نمونه از مادران كودكان سندرم داون مركز مهر نجفآباد به صورت هدفمند جهت مصاحبه انتخاب شدند. مصاحبه به صورت نيمه ساختاريافته انجام شد. مصاحبهها ضبط شده و عينأ به صورت مكتوب درآمد و پس آن به روش كلايزي آناليز شد. جهت بررسي قسمت كمي كه در راستاي بررسي راهبردهاي شناختي هيجاني والدين در برابر استرس انجام شد نيز 32 پرسشنامه تنظيم شناختي هيجاني گارنفسكي(2006) توسط والدين كودكان سندرم داون و 34 پرسشنامه نيز توسط والدين كودكان معمولي كه كودكان آنها در سنين بين 5 تا 15 سال بودند تكميل شد. نتايج كمي به صورت تحليل كوواريانس با كنترل جنسيت كودك انجام شد. نتايج تحليل در قسمت كيفي به صورت چهار مقوله اصلي با عنوانهاي عواطف مادران در طول زمان، مشكلات مادران در طول زمان، تجربيات عملكردي و كارآمدي مادران، نحوه برخورد با مشكلات و اداره مشكلات به دست آمد و نتايج تحليل در قسمت كمي به اين صورت بود كه سرزنش ديگران كه جزء راهبردهاي شناختي هيجاني منفي است در گروه والدين كودكان سندرم داون كمتر و پذيرش كه جزء راهبردهاي شناختي هيجاني مثبت است در آنان بيشتر بود. يافته هاي پژوهش كه با تلفيق رويكرد كيفي و كمي انجام گرفت به اين صورت بود كه ماداران پس آگاهي از سندرم داون بودن فرزندشان در ابتدا هيجانات گوناگون و منفي از خود بروز ميدهند و پس از گذشت زمان و پردازش آنچه رخ داده است تحولاتي را در ابعاد گوناگون زندگي خود تجربه ميكنند و به مرور هيجانات منفي آنان كاهش يافته و هيجانات مثبت و رو به رشدي را به دست ميآورند. اين نتايج همسو با نظريه تدسكي و كالهون (2004) است كه بيان ميكند پديده رسيدن به سطح بالاتر از عملكرد رواني پس از اتفاق ناگوار، به رشد پس از سانحه ميانجامد و با تغييرات مثبت روانشناختي پس از دست و پنجه نرم كردن با شرايط چالشبرانگيز زندگي شناخته شده است. در انتها به اين نتيجهگيري كلي دست يافتيم كه مادران كودكان سندرم داون و در كل والدين آنها پس از عبور از موانع و مشكلات به نوعي رشد پس از آسيب دست يافتهاند.
شماره ركورد
212841
دانشگاه
دانشگاه اردکان
استاد راهنما
محمدپناه عذرا Mohammad Panah Azra