• عنوان

    بررسي نوسانات جمعيت مگس جاليز Dacus ciliatus (Dip: Tephritidae) ، ارزيابي انواع تله و جلب كننده ها و كارايي حشره كش ها در كنترل آن در منطقه گلپايگان، استان اصفهان

  • نويسنده اصلي

    ظاهري، مهديه

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    كشاورزي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    مگس جاليزDacus ciliatus Loew (Diptera: Tephritidae) يكي از آفات بسيار مهم محصولات جاليزي است كه با تخم¬گذاري دورن ميوه و همچنين تغذيه لارو از ميوه خسارت زيادي به محصولات جاليزي وارد مي¬كند. امروزه فرمون¬ها و جلب كننده¬هاي غذايي به عنوان يك ابزار موفق براي كنترل تلفيقي مگس¬هاي ميوه استفاده مي¬شود. در اين پژوهش تغييرات فصلي جمعيت مگس جاليز وخسارت آن، جابجايي آنها روي ميزبان¬هاي مختلف در طول فصل زراعي، بقاي زمستانه آنها، كارايي جاذب¬هاي مختلف و انواع تله¬ها و اثر حشره¬كش¬ها در كاهش خسارت مگس جاليز در سال¬هاي 1399 و 1400 در شهرستان گلپايگان استان اصفهان بررسي شد. بررسي تغييرات جمعيت، روي سه ميزبان شامل طالبي، كدو وخيار انجام شد. به محض ظهور ميوه¬ها هر هفته نمونه¬برداري انجام شده وميوه¬هاي آلوده در آزمايشگاه نگهداري شد. در هر دو سال بررسي هيچ ميوه طالبي آلوده به مگس D. ciliatus يافت نشد. در مزرعه كدو و خيار در اواخر مرداد با افزايش دما جمعيت مگس به تدريج افزايش پيدا كرد و در شهريور به اوج رسيد. اوج¬¬هاي جمعيتي در سال¬هاي 1399 و 1400 درمزرعه كدو به ترتيب با ميانگين 1/33 و1/89 و در مزرعه خيار با ميانگين 7/64 و 1/99 مگس بالغ در هر ده ميوه ثبت شد كه در هر دو سال، ميزان آلودگي ميوه به 100 درصد رسيد. در بررسي كارايي تله¬ها چهارتيمارشامل تله سطلي سبز و فرمون، تله سطلي سبز و پروتئين هيدروليزات، تله مكفيل و فرمون، تله دلتا سفيد و فرمون در چهار بلوك در فاصله 30 متر از يكديگرقرار گرفته و هر هفته بررسي شدند. در سال 1399 هيچ¬كدام از تيمارها اختلاف معني¬دار نداشتند اما در سال 1400 تيمار تله مكفيل حاوي فرمون با ميانگين 845/1 حشره در تله با ساير تيمارها اختلاف معني¬داري نشان داد كه به نظر مي¬رسيد تاثيري در كاهش جمعيت مگس ندارد. در هر دو سال بررسي حدود 98 درصد از كل حشرات شكار شده حشرات غير هدف بودند كه حشرات از راسته¬هاي Diptera، Hymenoptera و Hemiptera به ترتيب با اختصاص 26/49، 04/28 و 9/15 بيشترين شكار را شامل مي¬شدند. جهت بررسي اثر حشره¬كش¬ها در هر دو سال 8 تيمار شامل ديازينون، مالاتيون، فوزالون، دلتامترين، ماترين، سايپرمترين، آبامكتين و ديكلروس در قالب طرح بلوك كامل تصادفي در5 تكرار با شاهد مقايسه شد. بطور كلي در سال 1399 تيمار آبامكتين با ميانگين تعداد ميوه آلوده 68/13 درصد و تيمار سايپرمترين با ميانگين وزن ميوه آلوده 11/14 درصد بيشترين كاهش آلودگي را نشان دادند. همچنين در سال 1400 تيمارهاي آبامكتين و سايپرمترين با ميانگين تعداد ميوه آلوده 62/10 و 03/11 و ميانگين وزن ميوه آلوده 42/9 و 29/9 درصد موترترين تيمارها بودند. براي تعيين ميزان بقاي آفت در زمستان، نمونه¬برداري از خاك با جمع-آوري تعداد 20شفيره در 3 تكرار هر 10 روز يك بار انجام شد. شفيره¬هاي زمستان گذران به آزمايشگاه منتقل و در دماي 25 درجه سانتيگراد نگهداري شدند. بيشترين ميزان ظهور بالغين به ميزان 66/41 درصد براي شفيره¬هاي جمع¬آوري شده در اواسط آبان با دماي بيشينه و كمينه 12 و 4 درجه سلسيوس و ميانگين دماي 8 درجه سلسيوس ثبت شد. در اواخر آبان با دماي بيشينه و كمينه 7 و 4 درجه سلسيوس و ميانگين دماي6 درجه سلسيوس ميانگين ظهور 66/16 درصد بود. در تاريخ¬هاي نمونه¬برداري بعدي ميزان زنده¬ماني شفيره¬ها و ظهور حشرات بالغ صفر بود. نتايج اين تحقيق مي¬تواند در برنامه¬هاي كنترل تلفيقي مگس جاليز روي محصولات مختلف جاليزي در منطقه گلپايگان استفاده شود.
  • شماره ركورد
    213458
  • گرايش رشته تحصيلي
    گياهپزشكي
  • دانشكده
    مهندسي كشاورزي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان
  • استاد مشاور
    جهانگير خواجه علي
  • استاد داور
    لادن طلايي، محمدمهدي مجيدي
  • استاد راهنما
    نفيسه پورجواد