عنوان
بررسى پيامدها و عوارض در بيماران با ضايعه نخاعى پارشيل (ناقص) در ناحيه¬ي توراكولومبار طى يك سال پس از تروما در مراجعه كنندگان به بيمارستان پورسينا
محل تحصيل
رشت
چكيده
چكيده
زمينه و هدف: احتمال بهبود اختلالات عصبي مختلف در بيماران با آسيب نخاعي پارشيل مساله¬ي مهمي است، كه در مطالعات مختلف در جهان و ايران به صورت محدود مورد بررسي قرار گرفته است. لذا اين مطالعه با هدف بررسى پيامدها و عوارض در بيماران با ضايعه نخاعى پارشيل طى يك¬سال پس از تروما در مراجعه كنندگان به بيمارستان پورسينا انجام شده است. هدف اصلي از انجام اين مطالعه برسي روند بهبودي انواع آسيب¬هاي عصبي در بيماران با آسيب نخاعي پارشيل در ناحيه¬ي توراكولومبار بوده است.
مواد و روش¬ها: پژوهش حاضر از حيث روش شناسي يك مطالعه به روش كوهورت بود. در اين مطالعه متغيرهاي دموگرافيك و باليني شامل سن، جنسيت، وجود بيماري زمينه¬اي، Force حركتي، اختلال حسي، اختلال اسفتكتر و محل ضايعه نخاعي در حين بستري و در فواصل 3، 6، 9 و 12 ماه بعد از ترخيص ثبت گرديد. از نرم¬افزار SPSS جهت آناليز داده¬ها استفاده شد. سطح معناداري 05/0 P< در نظر گرفته شد.
نتايج: در اين مطالعه تعداد 100 بيمار مبتلا به آسيب نخاعي ناقص با ميانگين سني 47/7 ± 39/32 سال مورد بررسي قرار گرفتند. براساس نتايج به دست آمده 70 نفر (70 درصد) افراد مورد بررسي مرد و باقي افراد زن بودند. براساس نتايج به دست آمده ميانگين مدت زمان بستري 81/3 ± 78/14 روز، ميانگين مدت زمان انتظار براي عمل جراحي 50/4 ± 18/20 ساعت بوده است. براساس نتايج به دست آمده بالاترين فراواني محل آسيب مربوط به T12- L1 با 43 نفر (43 درصد) بوده است. هم¬چنين براساس نتايج به دست آمده 9 نفر (9 درصد) زخم بستر در حين بستري و 21 نفر (21 درصد) دچار زخم بستر طي 12 ماه بعد از بستري داشتند. براساس نتايج به دست آمده با گذشت زمان ميانگين Force بيماران افزايش يافته بود. بالاترين ميانگين در 12 ماه بعد از ترخيص و پايين¬ترين ميانگين در حين بستري مشاهده شد. براساس نتايج به دست آمده بين زمان¬هاي 3، 6، 9 و 12 ماه بعد از ترخيص تفاوت معنادار مشاهده نشد. ساير مقايسات دو به دو معنادار بود (001/0>p). براساس نتايج به دست آمده با گذشت زمان فراواني اختلال حسي كاهش يافته بود. بالاترين فراواني مربوط به زمان حين بستري با 81 نفر (81 درصد) و پايين ترين آن مربوط به 12 ماه بعد از ترخيص با 9 نفر (9 درصد) بود. براساس نتايج به دست آمده بين زمان¬هاي 6، 9 و 12 ماه و هم¬چنين بين زمان حين بستري با حين ترخيص تفاوت معنادار مشاهده نشد. ساير مقايسات دو به دو معنادار بود (001/0>p). براساس نتايج به دست آمده با گذشت زمان فراواني اختلال اسفنكتر كاهش يافته بود. بالاترين فراواني مربوط به زمان حين بستري و حين ترخيص با 51 نفر (51 درصد) و پايين¬ترين آن مربوط به 12 ماه بعد از ترخيص با 3 نفر (3 درصد) بود. براساس نتايج به دست آمده بين زمان¬هاي 6، 9 و 12 ماه و هم¬چنين بين زمان حين بستري با حين ترخيص و بين 3 ماه با 6 ماه تفاوت معنادار مشاهده نشد. ساير مقايسات دو به دو معنادار بود (001/0>p).
نتيجه¬گيري: نتايج حاصل از مطالعه¬ي حاضر نشان مي¬دهد كه بيش¬تر افراد مبتلا به آسيب نخاعي پارشيل، افراد مذكر و در بازه-ي سني 25 تا40 سال مي¬باشند. بيش¬ترين ميزان بهبودي Force بيماران در سه ماه اول، بيش¬ترين بهبود اختلالات حسي بيماران در شش ماه اول و بيش¬ترين بهبود اختلالات اسفنكتر بيماران در شش ماه اول پس از آسيب مي¬باشد.
واژگان كليدي: آسيب نخاعي ناقص، پيش¬آگهي، اختلال حسي، اختلال حركتي، اختلال اسفنكتر
شماره ركورد
214758
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان