• عنوان

    مقايسه اثر تجويز سورفكتانت به دو روش LISA و INSURE بر پيامد درمان در نوزادان نارس مبتلا به سندرم زجر تنفسي

  • نويسنده اصلي

    رحيم زاده، محمد

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    كودكان
  • چكيده
    زمينه و هدف: سندرم زجر تنفسي (RDS) ، شايع‌ترين اختلال تنفسي در نوزادان نارس است. استفاده از سورفكتانت منجر به كاهش عوارض تنفسي و مرگ‌ومير ناشي از RDS شده است. دو روش مرسوم جهت تجويز سورفكتانت وجود دارد كه شامل INSURE و LISA مي‌باشد. هدف از اين مطالعه تعيين مقايسه اثر تجويز سورفكتانت به دو روش فوق بر پيامد درمان در نوزادان نارس مي‌باشد. روش كار: در مطالعه هيستوريكال كوهورت حاضر، تعداد 100 نوزاد نارس مبتلا به سندرم زجر تنفسي با سن تولد كمتر مساوي 36 هفته و داراي تنفس خود به خودي كه در بخش مراقبت‌هاي ويژه نوزادان بيمارستان بعثت سنندج در سال 1400 بستري شدند، وارد مطالعه شدند. معيار خروج شامل ناهنجاري‌هاي مادرزادي و نياز به انتوباسيون جهت احيا در زمان تولد بود. نوزادان به‌صورت تصادفي به دو گروه دريافت‌كننده سورفكتانت (50 نوزاد در گروه LISA و 50 نوزاد در گروه INSURE) تقسيم شدند. روش نمونه‌گيري به‌صورت سرشماري بود. درنهايت داده‌ها وارد نرم‌افزار آماري STATA-14 شد و توسط آزمون‌هاي كاي اسكوئر و تي تست آناليز شد. يافته¬ها: از 100 نوزاد مورد مطالعه، 69 نوزاد (69 درصد) پسر بود. در گروه LISA نياز به ونتيلاسيون (003/0=P) و مدت زمان ونتيلاسيون (001/0>P) به‌طور معناداري كمتر از گروه INSURE بود. اما ميزان پنوموتوراكس، خونريزي ريوي، رتينوپاتي شديد، مدت زمان CPAP، ديسپلازي برونكوپولموناري و پيامد نوزادان در بين دو گروه رابطه معناداري وجود نداشت (05/0<P). نتيجه‌گيري: نتايج اين مطالعه حاكي از آن بود كه روش LISA، روشي ايمن و غيرتهاجمي براي تجويز سورفكتانت بوده و نياز به تهويه مكانيكي و مدت زمان آن در اين روش كمتر از روش INSURE بود. واژگان كليدي: سندروم زجر تنفسي؛ سورفكتانت؛ LISA؛ INSURE
  • شماره ركورد
    215018
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    كودكان
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشکي کردستان
  • استاد راهنما
    مجيد منصوري، شوبو شيخ احمدي