عنوان
توليد منسوج با رفتار حرارتي هوشمند و مشخصه يابي انتقال حرارت و نفوذپذيري هوا در آن
نويسنده اصلي
جعفري هرستاني، سحر
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
مهندسي نساجي
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
پليمرهاي حافظه¬دار (SMPs) دسته¬اي از مواد هوشمند پليمري هستندكه بعد از ايجاد شكل ثانويه، با اعمال يك محرك مناسب مي¬توانند به شكل اصلي و دائمي خود برگردند. اين خاصيت حافظهداري توسط يك محرك خارجي، مانند دما، pH، مواد شيميايي، نور، ميدان-هاي الكتريكي و غيره فعال مي¬شود. اگر نخ حافظه¬دار به مقدار زياد تاب داده شود و سپس به شكل يك ساختمان حلقه¬اي (فنري) تبديل شود، اثر حافظه¬داري شديدتر و دوطرفه خواهد شد. پليمرهايي كه به¬عنوان ماده پايه (precursors) در نخ¬هاي پرتاب و حلقه¬شده (TCY, Twisted Coiled Yarns ) استفاده مي-شوند، معمولاً الياف تهيه شده از پليمرهايي با آرايش يافتگي بالا مانند نايلون66 هستندكه دماي تحريك بالايي دارند. القاي تحريك پيچشي با كمك ساختمان فنر به¬عنوان عامل اصلي ايجاد رفتار حافظه¬داري دوطرفه در يك پليمر پايه با رفتار حافظه¬داري يك¬طرفه نياز به بررسي بيشتر دارد. اهداف اصلي اين پژوهش عبارتند از: نخست، معرفي يك ماده پايه با رفتار حافظه¬داري يك¬طرفه با قابليت تبديل به نخ حافظه¬دار، دوم كاهش هرچه بيشتر دماي تحريك (℃50)، سوم ايجاد خاصيت حافظه¬داري دوطرفه در نخ¬هاي حافظه¬دار با اعمال ساختمان فنري، چهارم بررسي رفتار حافظه¬داري يك¬طرفه و دوطرفه با كمك روش انرژي حافظه¬داري، پنجم تهيه پارچه حافظه¬دار دوطرفه از نخ توليد شده و بررسي رفتار مكانيكي، نفوذپذيري هوا و انتقال حرارت در آن. در اين پژوهش از تركيب پليمرهاي پلي-لاكتيك اسيد (PLA) و پلي¬يورتان ترموپلاستيك (TPU) استفاده شد و مطالعات زيادي خاصيت حافظه¬داري مناسب اين تركيب را تاييد كردند. با مشخصه¬يابي¬هاي مكانيكي، حرارتي، ساختاري و حافظه¬داري، نسبت تركيب بهينه اين دو پليمر مشخص شد. 60% از پليمر PLA و 40% از پليمر TPU نسبت تركيب بهينه را در نمونه كامپوزيتي تشكيل مي¬دهد. به¬منظور كاهش دماي تحريك و تقويت كامپوزيت انتخاب شده از پلياتيلنگليكول و نانورس استفاده شد. با مشخصه¬يابي¬هاي مختلف بر روي نمونه¬هاي نانوكامپوزيتي نسبت 10% PEG و 5% نانورس به عنوان نسبت تركيب بهينه مشخص شد. علاوه بر كمبود مطالعات در زمينه نقش تقويت¬كنندگي نانورس در تركيب PLA/TPU، بررسي نقش نانورس در تكامل مورفولوژي و بهبود سازگاري اين تركيب يكي از اهداف فرعي در راستاي اين پژوهش است. پس از تهيه مستربچ، نخ¬هاي مولتي¬فيلامنت با استفاده از دستگاه ذوب ريسي توليد شدند. نخ¬هاي توليد شده ابتدا به مقدار زيادي تاب ديدند و سپس با استفاده از روش تثبيت حرارتي به ساختار حلقه¬اي (فنري) تبديل شدند. دستگاهي براي بررسي رفتار تحريك حرارتي نخ فنرشده در حالت طول ثابت (ايزومتريك) طراحي و ساخته شد. نهايتا از نخ فنرشده نمونه پارچه حلقوي حافظه¬دار دوطرفه تهيه شد و رفتار مكانيكي، نفوذپذيري هوا و هدايت گرمايي آن در شرايط قبل و بعد از تحريك مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد كه اين ماده پايه، حافظه-داري يك¬طرفه و دوطرفه را در ساختار نخ فنرشده نشان داده و درصد انقباض برگشت¬پذير قابل توجه 35% را در دماي پايين (℃50) نشان مي¬دهد. نمونه 5% نانورس رفتار حافظه¬داري يك¬طرفه قوي¬تري نشان داده و درصد انقباض بيشتري (35%) را در مقايسه با نمونه 1% نانورس (4/24%) نشان داد كه با مقادير بالاي بلورينگي نمونه 5% به¬عنوان نقاط شبكه¬اي در تطابق است. درصد انقباض تئوري از طريق دو مدل مختلف معادلات نيرو-ضربه و مكانيك فنر مشخص شد. پارچه تهيه شده از نخ فنرشده نيز رفتار حافظه¬داري دوطرفه نشان داد، به-طوريكه با افزايش حرارت تا دماي ℃50، ميزان 16% جمع¬شدگي در راستاي رج مشاهده شد و با كاهش دما تا ℃25 بازشدگي رخ داد و اين عمل به¬طور مداوم تكرار شد. با جمع¬شدگي پارچه درصد تخلخل آن نيز كاهش يافت و به دنبال آن ميزان نفوذپذيري هوا به ميزان 24% كم شد. از طرفي با كاهش حجم هواي به دام افتاده در پارچه به دليل بالاتر بودن هدايت گرمايي الياف نسبت به هوا، ميزان هدايت گرمايي پارچه 30% افزايش يافت. خصوصيت وابسته به زمان يا رفتار ويسكوالاستيك مواد نقش مهمي را در عملكرد طولاني مدت آن ايفا مي¬كند. مدل¬هاي ويسكوالاستيك خطي استاندارد، برگر، جفري و كلوين-ويت-ماكسول براي مدل¬سازي رفتار رهايي از تنش پارچه مورد بررسي قرار گرفتند. با كمك روش برازش با حداقل مربعات خطا، مدل كلوين-ويت-ماكسول بيشترين ضريب همبستگي (88%) را با داده¬هاي تجربي نشان داد. بررسي پارامترهاي خروجي از مدل در شرايط قبل و بعد از تحريك، مانند ثابت فنر (E) نشان از اثر مستقيم حرارت بر ساختار داخلي پارچه دارد.
شماره ركورد
218078
گرايش رشته تحصيلي
تكنولوژي نساجي
دانشكده
مهندسي نساجي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان