عنوان
تأثير برنامه آموزشي مبتني بر الگوي اعتقاد بهداشتي در پيشگيري از كبد چرب غير الكلي در زنان شهرستان ملايردر سال 1400
نويسنده اصلي
دهقاني، كامران
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
آموزش بهداشت ، ارتقاء سلامت
چكيده
بررسي تأثير برنامه آموزشي مبتني بر الگوي اعتقاد بهداشتي در پيشگيري از كبد چرب غير الكلي در زنان شهرستان ملاير
زمينه و هدف:
كبد چرب غير الكلي يكي از شايعترين اختلالات كبدي، به عنوان مهمترين علت مرگ و مير ناشي از بيماري كبدي، پيامدها و عوارض ناخوشايندي دارد. اين بررسي با هدف بررسي تأثير مداخله آموزشي مبتني بر الگوي اعتقاد بهداشتي در پيشگيري ازكبد چرب غير الكلي در زنان انجام شد.
مواد و روش ها:
اين مطالعه تجربي بر روي 110 نفر از زنان مراجعه كننده به مراكز خدمات جامع سلامت در شهرستان ملاير، در غرب ايران در سال 1400 انجام شد. با استفاده از روش نمونه گيري در دسترس، 110 شركت كننده در دو گروه آزمون و كنترل با معيارهاي ورود: داشتن سواد خواندن و نوشتن، توانايي درك سؤالات، رضايت آگاهانه و كتبي و تمايل جهت شركت در مطالعه، داراي كبد چرب( گريد يك به بالا) قرار گرفتند. ابزارگردآوري دادهها پرسشنامهاي مشتمل بر دو بخش، بخش اول شامل 9 سؤال در زمينه مشخصات جمعيت شناختي(سن، تعداد فرزندان، تحصيلات، وضعيت تأهل، شغل، وضعيت درآمد، ميزان شاخص توده بدني، سابقه خانوادگي ابتلاء به كبد چرب غيرالكلي و سابقه و طول مدت ساير بيماري ها) و بخش دوم اين پرسشنامه شامل 49 سؤال در خصوص سنجش سازه هاي مدل اعتقاد بهداشتي( 8 سؤال حساسيت درك شده، 8 سؤال شدت درك شده،6 سؤال منافع درك شده، 5 سؤال موانع درك شده، 11 سؤال خودكارآمدي درك شده، 6 سؤال راهنما براي عمل خارجي، 5 سؤال براي عمل داخلي) بود. پرسشنامهها براي هر دو گروه به صورت خودگزارشدهي در زمان هاي قبل از مداخله و 3 ماه پس از مداخله تكميل شد. مداخله آموزشي شامل 3 جلسه، هفته اي يك جلسه و هر جلسه 45 تا60 دقيقه برنامه آموزشي در گروه هاي 6 نفره، در گروه مداخله اعمال گرديد و سه ماه بعد از تشكيل جلسه سوم، جلسه يادآور آموزشي براي
گروه مداخله برگزار شد. دادهها با استفاده از نرم افزار spss ، نسخه 21 و آزمون هاي همبستگي، تي زوجي، تي مستقل موردتجزيه و تحليل آماري قرار گرفت.
يافتهها:
ميانگين سني شركت كنندگان 28/6±07/38 سال و اكثر مشاركت كنندگان ميانسال، متأهل، خانه دار با تحصيلات دانشگاهي و درآمد متوسط و داراي اضافه وزن بودند. بعد از مداخله آموزشي، ميانگين نمرات سازه هاي حساسيت درك شده (01/0> p)، شدت درك شده (01/0> p)، منافع درك شده (01/0> p)، راهنما براي عمل داخلي (01/0> p) و خارجي (01/0> p) و خودكارآمدي درك شده (01/0> p) در زنان گروه مداخله به طور معني داري بالاتر از گروه كنترل بود و نمره موانع درك شده در گروه آزمون بعد از آموزش كاهش يافت.
نتيجه گيري:
يافتههاي مطالعه حاضر نشان داد طراحي و اجراي برنامه هاي آموزشي مبتي بر سازه هاي الگوي اعتقاد بهداشتي، در زمينه توانمندسازي زنان در پيشگيري از ابتلاء به مراحل بالاتر كبد چرب غير الكلي مي تواند مؤثر باشد.
كليد واژهها: كبد چرب غير الكلي، مدل اعتقاد بهداشتي، آموزش، زنان
شماره ركورد
218310
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
بهداشت
دانشكده
بهداشت
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
آرزو فلاحي