• عنوان

    مقايسه ويژگي هاي دموگرافيك و باليني و تصويربرداري ام اس فاميليال و ام اس اسپوراديك در بيماران ثبت شده در انجمن ام اس گيلان

  • محل تحصيل
    بندرانزلي
  • چكيده
    مقدمه: مولتيپل اسكلروزيس يا MS يك بيماري التهابي مغز و طناب نخاعي (سيستم عصبي مركزي) است كه طي آن انفيلتراسيون لمفوسيتي موجب آسيب به ميلين و اكسون¬ها در بيمار مي¬گردد. افزايش قابل توجه احتمال ابتلا به بيماري MS در اقوام فرد مبتلا، شواهد قدرتمندي در جهت احتمال نقش ژنتيك در اين بيماري فراهم مي¬كند البته ريسك ژنتيكي نسبتاً پاييني كه در مطالعات انجام شده برروي دو قلوها به دست آمده يك بحث بسيار مستند از جهت نقش مهم عوامل محيطي و نحوه زندگي در ابتلا به MS باز مي¬كند. هدف از انجام اين مطالعه بررسي تفاوت بين يافته¬هاي دموگرافيك و باليني و يافته¬هاي راديولوژيك حاصل از MRI در بين بيماران مبتلا به فاميليال MS و اسپوراديك MS در استان گيلان مي¬باشد. مواد و روش¬ها: داده¬هاي دموگرافيك و كلينيكال بيماران از طريق بررسي سيستم رجيستري MS گيلان و براساس معيارهاي ورود و خروج استخراج گرديد. هم¬چينين فايل MRI بيماران درصورت موجود بودن از خود بيمار يا با كسب اجازه از مراكز راديولوژي مربوطه دريافت شد. داده¬هاي تصويربرداري حاصل، با استفاده از نرم¬افزار Osirix به صورت بررسي تعداد پلاك¬ها و محل آن¬ها و وجود Black Hole بررسي شد. نتايج: اكثريت (9/60%) نمونه¬هاي مورد پژوهش در رده سني سي تا پنجاه سال قرار داشته است. درصد شكل بيماري PMS در بيماران مولتيپل اسكلروزيس اسپوراديك بيش¬تر از نوع فاميليال آن بوده است. بيماران با مولتيپل اسكلروزيس اسپوراديك بيش¬تر داراي حمله به صورت اختلال تعادل نسبت به نوع فاميليال بوده¬اند. دوبيني در بين علايم بيماري در نوع اسپوراديك بيش¬تر از نوع فاميليال بوده است (2/29% در برابر 5/16%). بيماران مولتيپل اسكلروزيس اسپوراديك پلاك بيش-تري در ناحيه periventricular نسبت به نوع فاميليال داشته¬اند. بطور متوسط تعداد پلاك در بيماران مولتيپل اسكلروزيس اسپوراديك بيش¬تر از گروه فاميليال بوده است. ميانگين اندازه كوچك¬ترين پلاك در گروه فاميليال بزرگ¬تر از از گروه اسپوراديك بوده است. درصد سطح EDSS خفيف در بيماران مولتيپل اسكلروزيس فاميليال بيش¬تر از اسپوراديك بود (8/84% در برابر 8/62%). هم¬چنين ميانگين نمره EDSS در بيماران مولتيپل اسكلروزيس اسپوراديك بطور معني¬داري از گروه فاميليال بالاتر بود (002/0P=). در بيماران مولتيپل اسكلروزيس اسپوراديك بين نمره EDSS با سن شروع بيماري، طول مدت بيماري، تعداد پلاك ارتباط مستقيم و معني¬داري يافت شد و اين ارتباط با اندازه كوچك¬ترين پلاك معكوس و معني¬دار بود. در مولتيپل اسكلروزيس فاميليال اين نمره با سن شروع بيماري و اندازه بزرگ¬ترين پلاك ارتباط مستقيم و معني¬دار و با تعداد دفعات بستري بعلت حمله بطور معكوس و معني¬دار در ارتباط بود. نوع مولتيپل اسكلروزيس (FMS يا SMS)، تعداد پلاك، اندازه بزرگ¬ترين پلاك، سن شروع بيماري و طول بيماري 26 درصد تغييرات نمره EDSS را تبيين مي¬كنند. مدل نهايي نشان داد نوع مولتيپل اسكلروزيس (016/0P=، 78/0β=)، سن شروع بيماري (001/0P<، 09/0β=) و طول بيماري (001/0P=، 13/0β=) با نمره EDSS مرتبط بوده است. نتيجه¬گيري: در مطالعه ما بيماران MS فاميليال هنگام شروع بيماري جوان¬تر بودند اما شدت ناتواني بيماري در گروه اسپوراديك بيش¬تر از گروه فاميليال بود. هم¬چنين بيماران مولتيپل اسكلروزيس اسپوراديك پلاك بيش¬تري در ناحيه periventricular نسبت به نوع فاميليال داشتند. كليدواژه: فاميليال مولتيپل اسكلروزيس- اسپوراديك مولتيپل اسكلروزيس- ام آر آي- ژنتيك
  • شماره ركورد
    218507
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان