• عنوان

    بررسي پلي مورفيسم¬هاي FokI ،BsmI ،TaqI و ApaI در ژن گيرنده ويتامين D (VDR) و سطح سرمي ويتامين D در بيماران كبد چرب غيرالكلي در مقايسه با افراد سالم در استان كردستان

  • نويسنده اصلي

    محمدي، ساحل

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    مقدمه: بيماري كبد چرب يا استئاتوز كبدي از جمله مشكلات شايع در افراد جامعه است. ويتامين Dيك ويتامين محلول در چربي است و كمبود آن در بيماري هاي مختلفي مانند انواع سرطان ها، بيماري هاي قلبي عروقي، ديابت و ... نقش دارد. ويتامين D ميانجي فرآيندهاي التهابي ايمني و متابوليك است. كمبود ويتامين D با بروز يا توسعه بيماري‌هاي مرتبط با مقاومت به انسولين، مانند T2DM، سندرم متابوليك و NAFLD ارتباط نزديكي دارد و بسياري از بيماري ها از سطح سرمي پايين 25 هيدروكسي ويتامين D3 [25(OH)D3] ناشي مي شوند. سهم دقيق ويتامين D در اختالالت متابوليكي از جمله NAFLD و ارتباط درماني مبتني بر آن در انسان تاكنون ناشناخته مانده است. از نظر بيوشيميايي، ويتامين D فعال شده (-1،25دي هيدروكسي ويتامين D) به عضوي از سوپرخانواده گيرنده هسته اي به نام گيرنده ويتامين D(1I1NR ,VDR ) متصل مي شود كه به عنوان يك فاكتور رونويسي فعال شده با ليگاند بسياري از ژن ها را در بافت هاي مختلف كنترل مي كند. هدف از مطالعه حاضر بررسي همراهي پلي مورفيسم هاي ژن گيرنده ويتامين D (VDR) و سطح سرمي ويتامين D با استعداد ابتلا به بيماري كبد چرب غير الكلي در جمعيت كردهاي ايران مي باشد. مواد و روش ها: 115 نمونه در اين مطالعه بررسـي شـد. پس از خونگيري بلافاصله آنها را در تيوب هاي مخصوص ريخته و در دماي -20 درجه تا زمان انجام آزمايشات نگهداري كرديم. با استفاده از كيت مخصوص استخراج DNA و مطابق دستور كار كيت عمل مي كنيم. غلظت سرمي ويتامين D نيز با استفاده از روش الايزا و به صورت رقابتي اندازه گيري شد. آناليزهاي آماري با21 SPSS نجام شد. نتايج: مطالعه ما نشان داد پلي مورفيسم ApaI با افزايش خطر NAFLDو پلي مورفيسم Fokl اثر حفاظتي در مقابل ايجاد NAFLD دارد. همچنين مدل Co-dominant پلي مورفيسم TaqI به طورمعني داري با سطح سرمي پايين VitD مرتبط بود درحالي كه ارتباط معني داري بين ديگر پلي مورفيسم ها و كمبود VitD يافت نشد. سطح سرمي VitD به طور معناداري در گروه بيمار كمتر از گروه كنترل سالم بود و افراد مبتلاي بيشتري داراي كمبود VitD بودند. فراواني سن بيشتر از 40 سال ، مصرف سيگار و الكل ، سطح پايين سواد، وجود اختلال گوارشي و بيماري قلبي بطور معني داري در گروه بيمار ( NAFLD) نسبت به گروه كنترل بيشتر بود. به علاوه، سطح بالاي كلسترول،سطح پايين HDL ،سطح بالاي TG، ALT و AST همچنين ميزان بالاي BMIدر گروه بيمار نسبت به كنترل معني دار بود. در مطالعه ما تفاوت معني داري از نظر جنسيت بين دوگروه سالم و بيمار وجو نداشت. نتيجه گيري: مطالعه حاضر نشان داده كه پلي مورفيسم هاي ApaI و FokI به ترتيب مي توانند در استعداد و محافظت در مقابل NAFLD نقش داشته باشند. علاوه براين، يافته هاي ما نشان داد VitD مي تواند در محافظت در مقابل NAFLD فاكتور مهم و ضروري قلمداد شود. با اين حال، بررسي يافته هاي اين مطالعه در پژوهش هاي ديگر با حجم نمونه بزرگتر لازم و ضروري است. كلمات كليدي: ويتامين D، كبد چرب غيرالكلي، پلي¬مورفيسم تك نوكلئوتيدي، مطالعات همراهي، گيرنده ويتامين D
  • شماره ركورد
    223618
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پزشكي
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشکي کردستان
  • استاد راهنما
    اسعد آذرنژاد، زكريا وهاب زاده