• عنوان

    سبب شناسي پوسيدگي هاي باكتريايي پس از برداشت سوخ هاي پياز در اصفهان

  • نويسنده اصلي

    خزائلي، انديشه

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    كشاورزي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    چكيده: پياز يكي از مهمترين محصوالت سبزي است كه در رژيم غذايي روزانه مردم نقش اساسي دارد و توليد زيادي در دنيا و ايران دارد. بيش از نيمي از توليد پياز براي براي مصارف خارج از فصل رويش، ماه ها در انبارها نگهداري مي شود و به تدريج در معرض فروش قرار مي گيرد. طي انبار ماني پياز، بيماري هاي متعدد قارچي و باكتريايي باعث پوسيدگي سوخ- هاي پياز انبار مي شوند. به غير از بيماري هاي قارچي ، عوامل بيمارگر باكتريايي متعددي از جنس هاي Pseudomonas ، Burkholderia و Entrobacter در پوسيدگي سوخ هاي پس از برداشت پياز دخالت دارند. در سال هاي اخير يك نوع بيماري با عالئم آبسوختگي و پوسيدگي فلس هاي حاشيه اي در پيازهاي عرضه شده به بازار مشاهده شد كه در طوالني مدت، پوسيدگي زرد و خاكستري يا قهوه اي روشني در آنها ظاهر مي شود، ولي قسمت بيروني سوخ سالم بنظر مي رسد. به منظور سبب شناسي بيماري، طي سال هاي 1401-1400 ،نمونه هايي از اين پيازهاي مبتال به آبسوختگي و پوسيدگي فلس- هاي پياز از سبزي فروشي هاي اصفهان و خميني شهر جمع آوري شد. از كشت نمونه ها، به طور متوالي سه نوع باكتري غالب با كلني هاي زرد رنگ، برآمده با حاشيه صاف، حاشيه نامنظم و سطح چروكيده و همچنين نيمرويي با حاشيه روان جداسازي شد. در آزمون هاي بيماريزايي،باكتري هاي با كلني زرد عاليمي در فلس و سوخ پياز نشان ندادند و از ادامه آزمايشات حذف شدند. در مقابل، باكتري هاي با كلني چروكيده و غير فلورسنت در محيط B´King( گروه I )و نيز گروه ديگر با كلني فلورسنت،نيمرويي و حاشيه روان )گروه II )طي مدت يك هفته در فلس ها و سوخ پياز به ترتيب آبسوختگي و پوسيدگي ايجاد كردند. آزمايش هاي تعيين خصوصيات بيوشيميايي و انگشت نگاري ژنتيكي جدايه ها با آغازگرهاي BOXIR و ERIC2F/ERIC1R تعلق اين جدايه ها به دو گروه متفاوت را تاييد نمود ولي امكان تشخيص دقيق جنس يا گونه اين جدايه ها فراهم نشد. در آزمون PCR جدايه ها با جفت آغازگرهاي اختصاصي جنس باكتريايي، اعضاي گروه I با جفت آغازگر BUR4/BUR3 اختصاصي جنس .spp Burkholderia ، يك باند bp 385 تكثير كردند و معلوم شدكه متعلق به جنس Burkholderia هستند. اعضاي گروه II با آغازگرهاي جنس هاي مختلف باند DNA توليد نكردند، ولي توالي نمودندكه تكثير(، PA-GS-F/PA-GS-R( Pseudomonas spp. اختصاصي آغازگر جفت با 618 bp باند يك نوكلئوتيدي آن با قسمتي از ناحيه SSSS 16S استرين هاي aeruginosa Pseudomonas در حد 99 %شبيه بود. اين جدايه هاي باكتريايي با جفت آغازگر اختصاصي جنس aeruginosa. P( R-SS-PA/F-SS-PA )نيز يك باند bp 956 توليد كردند. توالي يابي اين قطعه DNA نيز نشان داد كه اين جدايه ها در حد %28/99 به گونه aeruginosa. P شباهت دارند. انگشت نگاري ژنتيكي جدايه هاي گروه II با جدايه هاي بيمارستاني aeruginosa. P در آزمون PCR-rep نشان دادكه به رغم وجود باندهاي مشترك بين جدايه هاي پياز و بيمارستاني، پروفيل DNA تكثير شده آنها كامال شبيه به هم نيستند. نتايج آزمايشات آنتي بيوگرام نيز نشان داد كه جدايه هاي منتخب پياز و بيمارستاني aeruginosa.P در اصفهان از نظر مقاومت به آنتي بيوتيك ها اختالفاتي دارند. شناسايي بيمارگر فرصت طلب بيمارستاني و عامل عفونت انساني و حيواني به عنوان يكي از عوامل آبسوختگي و پوسيدگي پيازقابل چشم پوشي نيست.احتماال استفاده از شبكه فاضالب براي آبياري مزارع در سال هاي اخير، به دليل كم آبي در استان اصفهان، مي تواند موجبات اين نگراني هاي بهداشتي و اجتماعي را فراهم كند.
  • شماره ركورد
    226268
  • گرايش رشته تحصيلي
    بيماري شناسي گياهي
  • دانشكده
    مهندسي كشاورزي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان