عنوان
بررسي تاثير نوع بيهوشي بر كيفيت عمل جراحي، كاركرد كليه و عوارض بعد از عمل در نفروليتوتومي از طريق پوست
نويسنده اصلي
زيني زاده نجد، مهافرين
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي اروميه
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه : نفروليتيازيس يكي از بيماري هاي شايعي است كه در يك مورد از سيزده زن و يك مورد از هفت مرد ديده مي شود. نفروليتوتومي از طريق پوست روش جراحي با مداخله كم است كه براي درمان سنگهاي كليه مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين مطالعه ما به بررسي و مقايسه تكنيك بيهوشي يعني بيهوشي عمومي در مقابل بي حسي داخل نخاعي بر كيفيت عمل، كاركرد كليه و عوارض بعد از عمل در جراحي خروج سنگ كليه از راه پوست از اطلاعاتي كه قبلا در پرونده اين بيماران ثبت شده است خواهيم پرداخت.
مواد و روش : بيماران توسط يك متخصص بيهوشي با سابقه ويزيت قبل از جراحي داشتند و ريسك جراحي بيماران براساس كلاسه بندي ASA نمره بندي شدند كه بيماران با كلاسASA IV حذف شده بودند.
بيماران زير 18 سال، داراي كوآگولوپاتي اصلاح نشده ، عفونت ادراري فعال درمان نشده و بيماران با دفورميتي اسكلتي از مطالعه خارج شده بودند. بيماران با عفونت مجاري ادراري طبق آنتي بيوگرام قبل از عمل درمان شده بودند. بيماران مبتلا به سنگ پيلوكاليس بزرگتر از 20 ميلي متر و سنگهاي 10-20 ميلي متر مقاوم به ESWL و سنگهاي بزرگتر از 10 ميلي متر كاليس تحتاني و سنگهاي بزرگ Impacted حالب پروگزيمال وارد مطالعه شدند. تمامي بيماران قبل از جراحي تحت بررسي گرافي KUBو سي تي اسكن بدون ماده حاجب قرار گرفته بودند. محل قرار گيري سنگها بر اساس اينكه در كاليس فوقاني، مياني و تحتاني و يا اينكه در لگنچه قرار داشتند مشخص شده بودند. بيماران در يكي از دو گروه بيهوشي عمومي و يا بي حسي اسپاينال قرار گرفته بودند و تمامي بيماران در پوزيشن خوابيده به شكم تحت PCNL قرار گرفته بودند.
يافته ها : در اين مطالعه 176 بيمار وارد مطالعه شدند ،23 نفر (1/13%) از طريق بيهوشي عمومي و 153 نفر (9/86%) از طريق بيهوشي اسپاينال تحت PCNL قرار گرفتند.
از 23 بيمار تحت بيهوشي عمومي ، 11 نفر (8/47%) مذكر و 12 نفر (2/52%) مونث بودند و از 153 بيمار با بي حسي اسپاينال 92 نفر (1/60%) مذكر و 61 نفر(9/39%) مونث بودند (26/0= P) ميانگين سن در بيماران با بيهوشي عمومي 93/10± 73/43 سال و در بيماران با بي حسي اسپاينال 99/11± 79/46 سال بود (25/0= P).
ميانگين افت هموگلوبين بعد از عمل نسبت به بدو پذيرش در بيماران با بيهوشي عمومي 25/0± 35/1 - ميلي گرم در دسي ليتر و در بيماران با بي حسي اسپاينال 10/0± 61/1- بود كه تفاوت معناداري بين ميانگين افت هموگلوبين بعد از عمل بين دو گروه وجود نداشت (37/0= P).
ميانگين مدت زمان جراحي در بيماران با بيهوشي عمومي 04/25 ± 56/74 دقيقه و در بيماران با بي حسي اسپاينال 63/18 ± 28/64 دقيقه بود كه تفاوت معناداري بين مدت زمان جراحي بين دو گروه وجود دارد (02/0= P).
ميانگين مدت زمان بستري در بيمارستان در بيماران با بيهوشي عمومي 83/0 ± 60/2 روز و در بيماران با بي حسي اسپاينال
70/0 ± 15/2 روز بود كه تفاوت معناداري بين مدت زمان بستري در بيمارستان بين دو گروه وجود دارد (006/0= P).
نتيجه گيري : يافته هاي مطالعه ما نشان مي دهد نفروليتوتومي از راه پوست تحت بي حسي نخاعي (SA) به اندازه بيهوشي عمومي موثر است و به طور معناداري منجر به كاهش خونريزي در بيماران تحت PCNL مي شود و همچنين در اين روش بيهوشي كليرانس بالايي از سنگ در بيماران كانديد PCNL همانند بيماران بيهوشي عمومي را شاهد بوديم.
از آنجايي كه در هر دو روش بيهوشي عوارض بعد از عمل از جمله آسيب به ارگان هاي مجاور و تزريق خون ، تفاوت معناداري وجود نداشت بنابراين ارتباط بين تيم جراحي و بيهوشي براي برنامه ريزي روش صحيح مديريت قبل از عمل براي انتخاب نوع بيهوشي براي هر بيمار الزامي مي باشد.
كليد واژه ها : نفروليتوتومي از راه پوست، بي حسي اسپاينال، بيهوشي عمومي، خونريزي
شماره ركورد
227047
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي اروميه
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
سامان فرشيد