عنوان
اهميت شگردهاي تداعي معاني در ساختدهي آثار داستاني غلامحسين ساعدي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
تداعي معاني، عنصري غيرساختاري است كه ساختار كلي و عناصر داستان بهگونهاي غيرمستقيم از آن متأثر ميشود. پژوهشِ پيشِ رو مشخص ميسازد كه ساختمندي يك اثر چگونه ميتواند مجموعهاي از تمهيدات استعاري و مجازي را موجب شود. بر همين اساس در بررسي و تحليل داستانها از ابزارها، ديدگاهها و الگوهايي كه نظريات فلسفي، روانكاوانه، مردمشناختي و بهويژه نشانهشناختي در اختيار پژوهشگر قرار ميدهند، استفاده خواهد شد. ضرورت مقدماتيِ چنين تحليلي، وجود مباني علمي منسجم درمورد شگردهاي تداعي معاني است تا بتوان با استناد به آنها متن يا داستانها را بررسي كرد. به نظر ميرسد با وجود پژوهشهاي صورتگرفته در اين حوزه و مطالعات موردي، هنوز تحقيق و تحليل نظاممندي وجود ندارد كه مباني اساسي شگردهاي تداعي معاني را بهطور كلي، و نحوۀ ساختبخشي آنها به كليت و عناصر آثار داستانيِ غلامحسين ساعدي را بهطور ويژه بررسي كرده باشد. وجود سازماندهندۀ تكنيكهاي تداعي معاني در بعضي از آثار داستاني ساعدي و اهميت بنيادي آنها، تحليل داستانها را از منظرِ معرفيشده در پژوهش حاضر، ضرورت ميبخشد. بنابراين مسئلۀ اين پژوهش علاوهبر جمعآوري مباني علمي و نظري براي تكنيك مدنظر، آن است تا ساختمندي اثر را مطالعه كند و نشان دهد كه داستانهاي ساعدي چگونه از طريق سازوكار تداعي قابل تفسير ميشوند. به اين ترتيب ابتدا تعاريف علميِ تداعي معاني از منظر علوم مرتبط بيان ميشود؛ سپس داستانها با ابزارهاي مختلفي كه نظريۀ نشانهشناسي پيرسي و ديگر نظريات مربوط به حوزههاي يادشده در اختيار پژوهشگر قرار ميدهد، بررسي و تحليل ميگردد. اين پژوهش در نهايت مشخص ميسازد كه مؤلف، كاربرد شگردهاي تداعي معاني را در آثار داستاني خود، مورد توجه ويژه قرار داده است و پيرنگ و پيشبرد داستان، شخصيتپردازي و مضامين محوري داستانها را وامدارِ اين شگردها است. درنتيجه با شناختن كاركرد اين تكنيكها ميتوان ابعاد مختلف آثار داستاني را بهعنوان اثري تأويلپذيرْ درك و تفسير كرد و به عمدۀ ظرافتها و ظرفيتهاي مفهومي و بنمايههاي داستان دست يافت.
شماره ركورد
229528
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
استاد مشاور
مسعود الگونه جونقاني
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
استاد راهنما
اميد ذاكري كيش