عنوان
نقش نيّت در حيات انسان بر اساس مباني حكمت متعاليه
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
پژوهش حاضر درصدد تبيين نقش نيّت در حيات انسان بر اساس مباني حكمت متعاليه است و با رويكرد حِكمي و توصيفي-تحليلي و به سبك مسئلهمحور و با روش اسنادي و تحليل محتوا از طريق جستوجوي كتابخانهاي و فيشبرداري، به گردآوري و سپس پردازش دادهها و تبيين نهايي مسئله اقدام نموده است. نظام فلسفي حكمت متعاليه با طرح نظريهٔ «اَصالت وجود» و تأكيد بر آن، زمينه را براي تبيين «وحدت اطلاقي وجود» و سپس «وحدت جمعي و اطلاقي نفس انساني» ـ كه مبناي مهمترين و عميقترين سطح تحليل مقولهٔ نيّت است ـ فراهم آورد؛ چنانكه بستري را براي بازخواني حقيقت «حركت» و بالتَّبع نظريهٔ «نفسِ جسمانية الحدوث و روحانية البقاء» ـ به عنوان نظريهٔ صدرا در رابطه با كيفيّت حركت و رشد انسان ـ مهيّا ساخت. دو سرفصل و كليدواژهٔ حِكمي كاملاً مرتبط با نيّت كه در پژوهش دربارهٔ مسائل مرتبط با آن راهگشا هستند، مبحث «اختيار» و «علّت غائي» است و فهم حقيقت و جايگاه نيّت، بدون تدقيق و تحقيق دربارهٔ اين دو ميسر نيست. در واقع نيّت به عنوان اوّلين فعل هموارهاختياري در سلسله مبادي افعال اختياري انسان از طرفي، و نيز علّت غائي عمل او از طرف ديگر، با معيّن كردن كيفيّت ارتباط و اتّحاد مختارانهٔ عامل با لايههاي نفس اطلاقي خويش، تمام هويّت و تشخّص عمل را شكل ميدهد و بنابراين عامليّت انسان كمّاً و كيفاً با نيّت او از انجام عمل گره خورده است؛ يعني اساساً اينكه تا چه اندازه ميتوان عمل را به عامل منتسب دانست و او را متصف به عامليّت نسبت بدان كرد، و نيز اينكه دقيقاً عامليّت او نسبت به چه عملي محقق است، در گرو نيّت او است. به تعبير ديگر، توجّه به نيّت و تمركز بر آن به عنوان علّت غائي عمل، در واقع تلاشي مختارانه براي دستيابي به لايههاي عميقتر و حقيقيتر نفس انساني و اظهار باطن لايهمند من علوي و سعهمند او است. در واقع حقيقت نيّت در چشمانداز حكمت متعاليه، در سه سطح، قابل پيگيري و تحليل است: نيّت به عنوان يكي از مبادي عمل انسان، نيّت به عنوان حقيقتي مستمرّ و جاري در تمام طول عمل و نهايتاً نيّت به عنوان انگيزهٔ باطنيِ پشتيبان حيات انسان و به تعبيري، معناي زندگي او كه در اين سطح، نيّت به عنوان حقيقتي باطنيتر، عميقتر، كلانتر، كلّيتر و سعهمندتر مورد تحليل قرار ميگيرد كه نيّتهاي جزئي و خُردِ اعمال جزئي، ظهوراتي از آن معنا و رقيقههايي از آن حقيقت هستند. بر اين اساس پرداختن به مقولهٔ نيّت، كمكم انسان را از تفكر نسبت به پشتپردهٔ اعمال جزئي خويش عبور ميدهد و او را به تأمل در باطن حالات و اوصاف و نهايتاً حقيقت اطلاقي ذات خود واميدارد و وجه اساسي ايفاي نقش و اهميت فوقالعادهٔ نيّات، همين علّيت آن ـ به عنوان علّت غائي عمل و درنتيجه علّتِ علّيتِ علّتِ فاعلي آن ـ، براي سفر انسان از من مقيَّد مقابلي خود به من مطلق علوياش است. خلاصه آنكه تأثير عمدهٔ نيّت در حيات انسان، سوق دادن او به نظر در معنا، عاقبت، غايت و خاتمهٔ امور است كه اين نظر با سير در لايههاي نفس اطلاقي او محقق ميشود و اين سير، موجب فعليت و خودآگاهتر شدن ميشود و اين خودآگاهي و خوديابي بيشتر، افعال، ظواهر و صوادر او را تنظيم و تعديل ميكند.
شماره ركورد
229693
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
استاد مشاور
مهدي امامي جمعه
رشته تحصيلي
حكمت متعاليه
استاد راهنما
مهدي گنجور