• عنوان

    بررسي ارتباط سطح ويتامين D با رخداد هايپربيلي‌روبينمي در نوزادان ترم متولد شده در بيمارستان بعثت در سال 1403-1402: يك مطالعه مورد-شاهدي مبتني‌بر بيمارستان

  • نويسنده اصلي

    مرادي، نادره

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    مقدمه و هدف: هايپربيلي‌روبينمي در نوزادان ترم شايع است و مي‌تواند عوارض خطرناكي ايجاد كند، به همين دليل يافتن علل آن مي‌تواند در كاهش اين آسيب‌ها موثر و كمك‌كننده باشد. هدف اصلي در اين مطالعه تعيين ارتباط سطح ويتامين ‌D با رخداد هايپربيلي‌روبينمي در نوزادان ترم متولد شده در بيمارستان بعثت در سال 1403-1402 به‌صورت يك مطالعه مورد-شاهدي مبتني‌بر بيمارستان بود. مواد و روش ها: جهت انتخاب دو گروه مورد و شاهد در اين مطالعه با مراجعه به بيمارستان بعثت سنندج در بخش نوزادان، نوزادان مبتلا به هايپربيلي‌روبينمي كه داراي ويژگي‌هاي باليني هايپربيلي‌روبينمي و تشخيص قطعي متخصص باليني در ارتباط با اين بيماري بوده‌اند، 64 نفر به‌صورت در دسترس انتخاب و به‌عنوان گروه مورد انتخاب شدند. در راستاي انتخاب گروه كنترل از همين بخش ولي نوزاداني كه مبتلا به هايپربيلي‌روبينمي نبودند وتشخيص قطعي متخصص باليني به‌همراه ويژگي‌هاي باليني در راستاي عدم وجود هايپربيلي‌روبينمي را نيز داشتند به‌عنوان گروه كنترل درنظر گرفته شدند. اما گروه كنترل از لحاظ سن و جنس با گروه مورد تطبيق داده شد. مشخصات دموگرافيك مادر و نوزاد به‌همراه علائم باليني، متغيرهاي بدو تولد و مرتبط با سلامت مادر و همچنين متغيرهاي بيوشيميايي (سطوح ويتامين D، كلسيم، فسفر و منيزيم) در هر دو گروه مورد بررسي قرار گرفت. تمامي آناليزهاي مورد نياز در نرم‌افزار STATA ورژن 16 انجام ‌شد. يافته ها: در اين مطالعه، دو گروه نوزادان مبتلا به هايپربيلي‌روبينمي و گروه شاهد شامل 128 نوزاد از نظر متغيرهاي دموگرافيك، بدو تولد و بيوشيميايي مورد ارزيابي قرار گرفتند. گروه نوزادان مبتلا به هايپربيلي‌روبينمي شامل 64 نفر با ميانگين سن 1.77±5.04 روز، و در گروه شاهد نيز با 64 نفر، 2.16±5.75 روز محاسبه شد. ميانگين سن مادران در مطالعه 6.03±31.66 سال بود. نتايج تحليل رگرسيون در مدل تطبيق يافته، سطح ويتامين D با ضريب (1.93-_13.51-) 7.72- رابطه معني‌داري داشت (0.00=P)، كه نشان‌دهنده تأثير منفي سطح ويتامين D بر وقوع هايپربيلي‌روبينمي است. فسفر تنها عامل بيوشيميايي كه در گروه شاهد تأثير معناداري داشت (0.02=P). همچنين تعداد سقط‌ها با ضريب رگرسيون (12.73_3.45) 8.09، رابطه معناداري با سطح ويتامين D داشت (0.00=P). دور سر بدو تولد نيز با ضريب رگرسيون (0.39_4.53-) 2.07- نشان‌دهنده ارتباط معنادار بود (0.03=P). به‌طور كلي، اين نتايج بر اهميت بررسي عوامل مؤثر بر سطح ويتامين D در نوزادان تأكيد مي‌كند. نتيجه گيري: اين مطالعه نشان داد كه سطح سرمي پايين‌تر ويتامين D در نوزادان با افزايش خطر ابتلا به هايپربيلي‌روبينمي مرتبط است. اين يافته با برخي مطالعات قبلي همسو بود و اهميت بررسي عوامل مؤثر بر سطح ويتامين D در نوزادان را گوشزد مي‌كند. با اين حال، برخي مطالعات ديگر با اين نتايج مغايرت داشتند كه ممكن است به دليل تفاوت‌هاي ژنتيكي، اندازه نمونه و روش‌هاي پژوهشي باشد. در مجموع، اين مطالعه نياز به تحقيقات بيشتر، به ويژه در زمينه ارتباط مستقيم سطح ويتامين D مادران با نوزادان و تأثير آن بر سطوح بيلي‌روبين و هايپربيلي‌روبينمي را پيشنهاد مي‌كند. كلمات كليدي: نوزاد ترم، بيلي‌روبين، هايپربيلي‌روبينمي ، 25-هيدروكسي ويتامين D ، زردي نوزادي
  • شماره ركورد
    229938
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پزشكي
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشکي کردستان
  • استاد راهنما
    سيروس همت پور، يوسف مرادي