عنوان
بررسي رابطه رفتارهاي خودمراقبتي با كيفيت زندگي در بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس استان كردستان
نويسنده اصلي
رشيدي، تارا
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
زمينه و هدف: بيماري مولتيپل اسكلروزيس يكي از شايعترين بيماري هاي مزمن مغز و اعصاب در بزرگسالان جوان است و مانند هر بيماري مزمن ديگر، جنبه هاي مختلف زندگي فرد مبتلا و كيفيت زندگي وي را تحت تاثير قرار ميدهد. اين مطالعه با هدف بررسي رابطه رفتارهاي خودمراقبتي با كيفيت زندگي در بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس استان كردستان انجام شده است.
مواد و روش ها: اين مطالعه به روش توصيفي تحليلي بر روي 384 نفر از بيماران مبتلا به ام . اس انجام شد. براي اندازه گيري كيفيت زندگي، از پرسشنامه كيفيت زندگي 36 سوالي استفاده شد. كه شامل 36 سوال در دو بعد اصلي جسمي و رواني مي باشد كه 8 قلمرو مرتبط با سلامت را مورد سنجش قرار مي دهد. جهت سنجش خود مراقبتي از پرسشنامه تعيين رفتارهاي مراقبت از خود ميلر استفاده شد كه شامل 20 گويه در طيف ليكرت پنج درجه اي در حيطه هاي پيگيري رژيم غذايي تجويز شده، عدم استفاده از سيگار، فعاليت هاي جسماني، استفاده از رژيم دارويي تجويز شده و تعديل اثر متغير هاي تنيدگي است. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 25 انجام شد. در توصيف داده هاي از روش هاي آمار توصيفي همچون ميانگين، انحراف معيار، فراواني، فراواني نسبي و نمودارهاي مرتبط استفاده شد. همچنين براي مقايسه متغيرهاي كيفي از تست كاي اسكوير و براي مقايسه متغيرهاي كمي در بين دو گروه از تست تي مستقل ، همبستگي پيرسون و رگرسيون خطي استفاده شد. سطح معني داري در اين مطالعه P<0.05 در نظر گرفته شد.
نتايج: اين مطالعه بر روي 384 مورد مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس انجام شده است. نتايج نشان ميدهد كه 189 نفر (49.2%) از بيماران مرد و 195 نفر (50.8%) زن با ميانگين سن افراد45/10 ± 04/37 سال و ميانگين مدت ابتلا16/2 ± 77/3 سال بوده است. 133 نفر (34.6%) از بيماران متأهل و 251 نفر (65.4%) مجرد و بيشتر افراد مورد مطالعه با فراواني 197 نفر (51.3%) داراي تحصيلات بودند. نتايج نشان ميدهد كه ميانگين نمره كل خود مراقبتي افراد 13.92 ± 91.28 و بيشتر ميانگين مربوط به حيطه رژيم دارويي با 2.47±18.78 و كمترين ميانگين مربوط به حيطه رژيم غذايي3.26±17.71 و 295 نفر (76.8%) از بيماران داراي وضعيت مطلوب و 89 نفر (23.2%) از بيماران داراي وضعيت نامطلوب بوده است. ميانگين نمره كل كيفيت زندگي افراد 10.3 ± 54.9 و كمترين ميانگين مربوط به حيطه عاطفي با 7.5±31.8 و بيشترين ميانگين مربوط به حيطه عملكردجسماني 15.1±67.2 بوده است. نتايج تحليلي تك متغيره نشان ميدهد كه بين سن و مدت ابتلا به بيماري و خود مراقبتي با نمره كل كيفيت زندگي در بيماران مورد مطالعه هم بستگي معني دار آماري وجود دارد. همچنين بين جنسيت با نمره كيفيت زندگي و نمره خودمراقبتي در بيماران مورد مطالعه ارتباط معني دار آماري وجود دارد(P<0.001). بين سطح تحصيلات با سن، نمره كيفيت زندگي و نمره خودمراقبتي در بيماران مورد مطالعه ارتباط معني دار آماري وجود دارد و آزمون تعقيبي آن يعني شفه نشان داد كه بيماران با سطح تحصيلات ديپلم داراي نمره كيفيت زندگي و خود مراقبتي بالاتري بوده اند(P<0.001).
نتيجهگيري: كيفيت زندگي بيماران ام اس به شدت تحت تاثير شيوه هاي خودمراقبتي است. نتايج اين مطالعه نشان داد كه حدود دوسوم از بيماران رفتارهاي خودمراقبتي مطلوبي دارند. در اين مطاالعه نتايج رگرسيون چند متغيره نشان دهنده اهميت سن، جنس و وضعيت تأهل بر ميزان خود مراقبتي و كيفيت زندگي بيماران بوده است.
واژگان كليدي: خودمراقبتي؛ كيفيت زندگي؛ مولتيپل اسكلروزيس
شماره ركورد
230277
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
عباس آقايي، پرستو محمودي