عنوان
طراحي الگوي ارزيابي مشاركت اجتماعي دانشگاهها از منظر جامعه محلي، مطالعه موردي دانشگاه سمنان
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
شناسايي و ارزيابي مشاركت اجتماعي دانشگاه، هدف اصلي پژوهش حاضر بود. براي اين منظور از روششناسي داده بنياد استفاده شد. قلمرو اين مطالعه استان سمنان و دانشگاه سمنان بود. نمونه آماري را دو گروه ذينفعان داخلي دانشگاه (ازجمله كاركنان، معاونين و اعضاي هيئتعلمي دانشگاه) و ذينفعان خارجي دانشگاه (ازجمله مديران و كارشناسان سازمانهاي محلي، آموزش و پرورش، استانداري و شهرداري) تشكيل دادند. نمونه¬گيري در بخش كيفي بهصورت هدفمند و حجم نمونه براساس شيوه نوظهور 29 نفر تعيين گرديد. ابزار گرد آوري پژوهش در بخش كيفي مصاحبه هاي عميق و در بخش كمي پرسشنامه محقق ساخته بود، روايي و پايايي ابزار در بخش كيفي با استفاده از استراتژي هاي پيتي، تامسون و استيو(2012) و در بخش كمي با استفاده از آلفاي كرونباخ و تحليل عاملي تاييدي گزارش شد. تحليل دادهها، طي سه مرحله كدگذاري باز، محوري و انتخابي انجام گرفت و مدل پارادايمي پژوهش به دست آمد. نتايج پژوهش نشان داد كه مهمترين عوامل علّي مشاركت اجتماعي دانشگاه كارايي و اثربخشي دانشگاه، پايش ادواري عملكرد دانشگاه از طريق سازمانهاي محلي و همتايان، آموزش درزمينه مسائل زيستمحيطي، غنيسازي برنامههاي درسي و متناسبسازي محتواي آموزشي با نياز جامعه تشخيص داده شدند. در اين ميان راهبردهايي كه از ديدگاه مطلعين كليدي و با عنايت به تجربيات و ادراك آنان از وضعيت مشاركت اجتماعي دانشگاهي به دست آمد شامل آموزش شهروندان و فرهنگسازي در خصوص كاهش توليد و تفكيك زبالههاي خانگي، باز كردن فضاي اجتماعي دانشگاه براي رشد و عرضۀ جوانان، آموزش صنايعدستي استان به زنان خانهدار بهويژه در مناطق محروم، حساسيت برنامههايي در زمينه حفاظت از محيطزيست و بازنگري محتواي آموزشي بر اساس نياز جامعه بودند. همچنين مشخص گرديد براي اجراي اين راهبردها نبايد از نقش عوامل محيطي مانند سياسي شدن دانشگاه و تغيير ديدگاههاي دولت، عدم شايسته سالاري، سياست كاري مديران و وابستگي مديران به جريان هاي سياسي، تداخل نگرشهاي سياسي و علمي، عدم آزادي علمي و اجتماعي، اختيارات محدود و ناچيز هيئتامنا، عدم حس مسئوليت و پاسخگويي دانشگاه نسبت به جامعه غافل شد. عوامل زمينهاي نيز شامل ناهماهنگي بين اهداف، رسالتها و برنامههاي دانشگاهي، عدم چابكي دانشگاه در پاسخ به تغييرات محيطي، نقص فرهنگ پژوهش و عادت به مصرفگرايي علمي، فرهنگ مشاركت بين دانشگاه، صنعت و جامعه بودند كه ضرورت دارد به آنها توجه شود. درنهايت باوجود اين كنشها و واكنشها و با دستيابي به مشاركت اجتماعي دانشگاه بايد شاهد پيامدهايي از قبيل كاهش آسيبهاي اجتماعي، افزايش كيفيت زندگي شهروندان و بهبود نيازهاي بهداشتي، نهادينه شدن تفكر كارآفريني در دانشگاه، كاهش بيكاري و همسويي آموزش با نيازهاي جامعه بود. در بخش كمي پژوهش عوامل شناسايي شده در قالب پرسشنامه محقق ساخته با استفاده از طيف ليكرت تنظيم گرديد كه از روايي و پايايي مورد قبولي برخوردار بود. نمونه آماري در اين بخش با استفاده از فرمول هير(2014)، 385 نفر انتخاب شدند. افراد نمونه كساني بودند كه مناصب تأثيرگذار و تجربه دانشگاهي داشتند. نتايج نشان داد كه ميزان مشاركت اجتماعي دانشگاه سمنان در آيتم هاي شناسايي شده بالاتر از حد متوسط بوده است. بر اساس نتايج پژوهش پيشنهاد ميگردد براي شكل گيري مشاركت اجتماعي دانشگاه سمنان با جامعه محلي خويش، از راهكار هاي شناسايي شده به نحو مقتضي بهره مند گردد.
شماره ركورد
230349
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
استاد مشاور
علياكبر امين بيدختي , محمدرضا نيستاني
رشته تحصيلي
آموزش عالي - مديريت آموزش عالي
استاد راهنما
سيد علي سيادت