عنوان
عصيان اگزيستانسياليستي و اجتماعي در شعر نازك الملائكه و محمد جواهري مورد پژوهشي جلد اول مجموعه دو شاعر
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
پژوهش حاضر به بررسي پديدۀ عصيان و تمرد اگزيستانسياليستي و اجتماعي در اشعار نازك الملائكه و محمد مهدي جواهري به روش توصيفي و با تكيه بر جلد اول ديوان هر يك از اين دو شاعر ميپردازد؛ چرا كه با در نظر گرفتن مراحل تحول ادبيات عربي درمييابيم كه برخي شاعران فعاليت ادبي را براي بيان ناخشنودي از واقعيتهاي زندگي به كار بستهاند؛ از اين رو عصيان در آثارشان كاملا هويدا است؛ به گونهاي كه آنان استعداد ادبي خود را براي شوريدن ضد واقعيتهاي ناگوار زمانۀ خود صرف كردهاند و پيوسته خواهان اصلاح وضع موجود بودهاند. نازك الملائكه در زمرۀ چنين شاعراني است. وي به دلايل مختلفي خواهان انقلاب و تحول است؛ از آن جمله: مقايسه ميان اوضاع غرب و شرق از نظر شاكلۀ كلي جامعه و حقوق و تكاليف افراد كه ـ به نظر شاعر ـ در جوامع غربي قانون عهدهدار آن گرديده است. اين تحقيق نشان ميدهد كه عصيان دربيان نازك الملائكه از ابتداي شكلگيري شخصيت ادبي وي آشكار است، به طوري كه موجب تقويت ديدگاههاي نقد ادبي وي شده و به شوريدن بر ضد سنتهاي ادبي قديم منجر گرديده است. افزون بر اين، در زمينه تمرد روانشناختي، وي از احساسات خود و طغيانش در برابر زندگي شخصي سخن ميگويد. اما دربارۀ محمد مهدي جواهري، دريافتيم كه عصيان از ويژگيهاي اصلي شعر اوست و بر اغلب اشعارش سايه افكنده است و چه بسا از مهمترين انگيزههاي وي در اين عصيان، قيد و بندهايي بوده كه زندگي فردي و سياسياش به وي تحميل كرده است. احساس عصيان دروني، مضامين اشعارش را حتي در زمينۀ توصيف طبيعت (از جمله در شعر يا دجلة الخير در سال 1962) تحت تأثير قرار داده است و شخصيت وي را به آفرينش هنري در شعرش واداشته و آن را آينهاي براي انعكاس تحولات جامعه عربي قرار داده است.
شماره ركورد
230422
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
استاد مشاور
حسين ميرزائينيا
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات عرب
استاد راهنما
نرگس گنجي