عنوان
بررسي اثربخشي برنامه ترخيص در افزايش پايبندي به درمان بيماران روانپزشكي شديد بستري در بيمارستان قدس سنندج در سال 1401
نويسنده اصلي
نبوي، حميدرضا
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
روانپزشكي
چكيده
مقدمه: پايبندي به درمان يكي از مهمترين موضوع ها در زمينه بيماري هاي جسمي و رواني است كه در ايران توجه كمي به آن شده است. افزايش پايبندي بيماران روانپزشكي از طريق كاهش بستري هاي مجدد نقش مهمي در كاهش هزينه ها ي درمان وهم چنين رضايتمندي مراقبين بيماران دارد. اين مطالعه با هدف بررسي اثربخشي برنامه ترخيص در افزايش پايبندي به درمان بيماران روانپزشكي شديد بستري در بيمارستان قدس سنندج در سال 1401 شده است.
مواد و روش ها: اين مطالعه بهصورت مقطعي و از نوع توصيفي تحليلي بر روي بيماران روانپزشكي بستري در بيمارستان قدس با حجم نمونه 133 نفر با روش نمونه گيري تمام شماري انجام شد. جهت جمع آوري داده ها از يك چك ليست متغيرهاي دموگرافيك وساير مشخصات بيماران ونيز مدت وتعداد بستري قبلي آنان از اطلاعات پرونده ونيز سيستم اطلاعات بيمارستاني استفاده شد. متغير پايبندي به اولين ويزيت تعيين شده پس از ترخيص بصورت يك متغير كيفي دو حالتي (حضور ويا عدم حضور) تعريف شد اين متغير يك ماه پس از ترخيص وبه شيوه تلفني ويا مراجعه به سيستم اطلاعات بيمارستاني سنجيده شد. متغير پايبندي به مصرف دارو ها با ابزار نسخه 8 سوالي پرسشنامه پايبندي به درمان داروي موريسكي يا MMAQ-8 سنجيده شد.زمان سنجش اين متغير يك ماه پس از ترخيص بود. براي تكميل پرسشنامه و جهت اطمينان از صحت پاسخگويي از خانواده بيماران سوال شد. در نهايت پس از جمعآوري اطلاعات دادهها توسط نرمافزار spss نسخه 24 آناليز شد.
نتايج: نتايج توصيفي اين مطالعه نشان داد ميانگين سن نمونه هاي مورد مطالعه 8/38 با انحراف معيار 63/11 سال ، ميانگين مدت ابتلا به اختلال روانپزشكي 7.11±9.84 ماه بوده است. در بين نمونه هاي مورد مطالعه تعداد 43 نفر (3/32%) زن و تعداد 90 نفر (7/67%) مرد بوده است. در 133 بيمار مورد مطالعه در تعداد 66 نفر (6/49%) از افراد تشخيص اصلي (نهايي) اختلال دو قطبي يك گزارش گرديد، در تعداد 15 نفر(3/11%) اسكيزوافكتيو و در تعداد 52 نفر (1/39%) اسكيزوفرنيا تشخيص داده شد. 56 نفر (42.1%) تبعيت از درمان ضعيف و 77 نفر (57.9%) تبعيت از درمان خوبي داشته اند تعداد 49 نفر (8/36%) رضايت ضعيف از كيفيت ارائه خدمات ترخيص داشتند، تعداد 62 نفر(6/46%) رضايت متوسط، تعداد 20 نفر (15%) رضايت خوب و تعداد 2 نفر (5/1%) رضايت عالي از كيفيت ارائه خدمات ترخيص داشتند. نتايج تحليلي نشان داد تفاوت معني داري بين قبل و بعد از مداخله از نظر تبعيت از درمان وجود دارد. قبل از مداخله 60% موارد تبعيت از درمان ضعيف بوده است ولي بعد از مداخله به 5/38% كاهش پيدا كرده است كه اين تفاوت از نظر آماري معني دار مي باشد. پيش از مداخله تبعيت از درمان 60% ضعيف و 40% خوب بوده است و بعد از درمان 5/38% ضعيف و 5/61% خوب گزارش شده است همچنين ارتباط معني داري بين گروه با رضايتمندي خانواده وجود دارد. بعبارتي ديگر رضايتمندي خانواده از 7/0% قبل از مداخله به 4/47% بعد از مداخله افزايش يافته است(P<0.001). اما بين ساير متغيرهاي مورد بررسي و پايبندي به درمان ارتباط معني دار وجود نداشته است.
بحث و نتيجهگيري: بر اساس نتايج حاصل، پزشكان و متخصصان بايد با بكارگيري و اجراي مدل هاي تبعيت از درمان به تقويت آن در بيماران كمك كنند، چرا كه عدم توجه به اين پديده به خصوص در برخي از گروه ها با پيامدهاي منفي فردي و اجتماعي بسياري همراه خواهد بود. توجه به عوامل دخيل در بهبود پايبندي به درمان از جمله عوامل روانشناختي، حمايت هاي اجتماعي و شخصيت بيماران و لحاظ كردن آنها در مداخلات مربوط به افزايش پايبندي به درمان، ميتواند افزايش انگيزه در پايبندي به درمان توسط بيماران را تسهيل نمايد.
واژگان كليدي: پايبندي به درمان؛ بيماران روانپزشكي؛ پرسشنامه موريسكي
شماره ركورد
230660
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
روانپزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
مرضيه مقدم، نرگس شمس عليزاده