• عنوان

    بررسي نسبت ميان تقرب به صدق و منطق دو ارزشي در ديدگاه پوپر

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    در اين رساله سعي بر آن شده كه اين پرسش پاسخ داده شود كه آيا در ديدگاه پوپر تقرب به صدق با منطق دو ارزشي قابل جمع است و يا اينكه با نظريه مخالف آن يعني منطق چند ارزشي سازگاري بيشتري دارد. پوپر بهعنوان يك فيلسوف واقعگرا كه تجربه نقش اساسي در فلسفهاش دارد در وجودشناسي خود با نقد ايدئاليسم از وجود جهان مستقل از ذهن دفاع ميكند و در منطق نيز به تعريف صدق بر اساس نظريه مطابقت با واقع ميپردازد. از نگاه واقع گرايان هدف اصلي پژوهش علمي رسيدن به صدق است. استدلالهاي شكاك و اين واقعيت كه نظريههاي علمي در طول تاريخ مداوم تغيير كردهاند و بيشتر نظريههايي كه تاكنون در تاريخ علم پذيرفته شده در نهايت ابطالشدهاند، دستهاي از فيلسوفان علم نظير پوپر را واداشت كه با اينكه از رسيدن به صدق نااميد شدهاند، اما هنوز صدق را هدفي ايدئال ميدانند كه در تنظيم رفتار پژوهشي ما دخيل است. اين دسته از فيلسوفان در مقام عمل تحقق اهدافي مانند تقرب به صدق يا شباهت به صدق را براي هر پژوهش علمي كافي دانستهاند. هدف آنها اين است كه نشان دهند ميتوان امكان خطا را با واقعگرايي جمع كرد. بنابراين در مفهوم تقرب به صدق خطاپذيري با واقعگرايي جمع ميشوند و در اين رويكرد باور به پيشرفت و بهتبع آن خوش بيني به علم نيز حفظ ميشود. او در تعريف صدق از نظريه مطابقت دفاع ميكند، و در همين راستا مفهوم تقويت را معرفي ميكند و توضيح ميدهد كه ماندگاري و تقويت يك نظريه به تنوع، تعدد و سختي آزمونهايي بستگي دارد كه براي ابطال آن انجامميشود. اين آزمونها اگرچه نظريه مورد نظر را تأييد نميكنند اما آن را تقويت ميكنند و تقويت هر نظريه عاملي براي تقرب به صدق است. ابطال پذيري معيار علمي است و با اينكه علمي بودن في نفسه ارزشمند است، اما ارزش نظريههاي كنوني در اين نيز هست كه ابطال عملي ندارند. پوپر براي تقرب به صدق معيارهاي ديگري را نيز طرح ميكند؛ ميزان دقت گزارشهاي هر نظريه، تعداد واقعيتهاي تبيين شده، ميزان تفصيل تبيينها نيز از نظر پوپر معيارهايي براي تقرب به حقيقت بهشمار ميروند. همچنين اگر لوازم صادق يك گزاره بيشتر و لوازم كاذب آن كمتر باشد، درجه حقيقت نمايي آن نظريه بيشتر خواهد بود. در نهايت او معتقد است كه نظريه مطابقت او با منطق دو ارزشي قابل جمع است و هرگونه ناسازگاري بين آنها را رد ميكند. اما طبق بررسيهايي كه در اين رساله انجام شده ناسازگاري بين اين دو مقوله بيشتر درك خواهد شد. از نظر پوپر وقتي با علوم رياضي سر كار داريم، نتيجه نبايد چيزي بيشتر از آنچه در مقدمات آمده است را در خود داشتهباشد. پس بايد تا حد ممكن از ضعيفترين منطقها، يعني عامترين آنها، استفادهكرد. در مورد علوم طبيعي ماجرا به گونه ديگري است. در علوم طبيعي، از نظر پوپر، قصد ما ابطال نتيجه است و در واقع با ابطال نتيجه چيزي بيشتر از آنچه در مقدمات آمده است را بيان ميكنيم. بنابراين در اين علوم اشكالي ندارد از قويترين منطقها، يعني منطق دو ارزشي كه داراي قاعده رفع تالي است، استفاده كنيم. آنچه ديدگاه پوپر را داراي انسجام كافي ميكند آن است كه او را مدافع تكثرگرايي در منطق بدانيم.
  • شماره ركورد
    231974
  • دانشگاه
    دانشگاه اصفهان
  • استاد مشاور
    هومن محمد قربانيان
  • رشته تحصيلي
    منطق
  • استاد راهنما
    رضا صادقي