• عنوان

    بررسي رابطه بين حمايت اجتماعي با پيامد بيماري در بيماران سالمند مبتلا به اختلال دوقطبي مراجعه كننده به بيمارستان شفا رشت در سال 1402-1401

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    مقدمه: با توجه به افزايش جهاني جمعيت سالمندان، پيش بيني مي شود كه تعداد مطلق بيماران مسن مبتلا به BD (اختلال دوقطبي) نيز افزايش يابد. در حالي كه شواهد مبتني بر BD در اواخر عمر محدود بوده است ، در دهه گذشته شاهد رشد در اين زمينه بوده ايم. همانند بزرگسالان جوان ، BD در افراد مسن ممكن است كمتر تشخيص داده شده و تحت درمان قرار گيرد. بيماري هاي همراه مانند اضطراب ، سوء مصرف مواد و بيماري هاي زمينه اي ، تشخيص و درمان را پيچيده مي كند . سلامت روان در سالمندي بستگي به چگونگي مواجهه با تغييرات بدن در اين دوران دارد. اين بدان معنا نيست كه افراد مسن هيچ بيماري يا مشكلي را تجربه نمي كنند بلكه منظور آن است كه كنترل و درمان به موقع علائم و بيماري ها منجر به افزايش كيفيت زندگي خواهد شد. بيماري هاي ذهني و رواني، هر فرد با هر سن و با هر موقعيت اجتماعي را مي تواند درگير كند . نبود سلامت اجتماعي و سلامت رواني تأثير گسترده اي بر افزايش احتمال بروز و تقويت بيماري هاي رواني دوران سالمندي دارد . محققان معتقدند كه حمايت اجتماعي تأثير سودمندي بر سلامت جسمي، رواني، كارآمدي، خلاقيت و كفايت افراد دارد و به عنوان يك متغير پيش بيني كننده براي تمام ابعاد سلامت و رفاه انسان، كيفيت زندگي و رضايت از زندگي در نظر گرفته مي شود. حمايت اجتماعي در سالمندان مي تواند با شناسايي سريع تر و پيگيري درمان بيماري ها از جمله اختلال دو قطبي، باعث بهتر شدن پيامد درمان باشد.در زندگي سالمندان حمايت اجتماعي تاثير معني داري بر احساس تنهايي، سلامت عمومي و رضايتمندي سالمندان از زندگي دارد. با توجه به روند رو به رشد در جمعيت سالمندي كشور و به تبع آن رشد جمعيت سالمندان مبتلا به BD، مي بايست اين دوره از زندگي از جهات مختلف مورد بررسي قرار گيرد.بنابراين، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسي رابطه بين حمايت اجتماعي با پيامد بيماري در سالمندان مبتلا به اختلال دوقطبي مي باشد. مواد و روشها: تمام بيماران بالاي 60 سال كه پرونده سرپايي يا بستري با تشخيص اختلال دو قطبي براساس نظر يكي از روانپزشكان مركز آموزشي درماني شفا را دارند و حداقل سواد خواندن و نوشتن را دارا بوده، فاقد هر گونه بيماري طبي شديد ويا اختلال روانپزشكي ديگر باشند ، پس از كسب رضايت آگاهانه جهت پژوهش وارد مطالعه شدند.افراد مورد مطالعه پرسشنامه دموگرافيك و حمايت اجتماعي را تكميل كردند .دو پرسشنامه GAFو BPRS توسط دستيار روانپزشكي تكميل گرديد و داده هاي به دست آمده با استفاده از نرم افزار spss 22-مورد بررسي قرارگرفت. نتايج: در اين مطالعه ارتباط بين حمايت اجتماعي با پيامد بيماري در 225 بيمار دو قطبي سالمند مورد بررسي قرار گرفت. ميانگين سني بيماران25/68 سال بودكه 8/57 % بيماران زن بودند. 3/ 57 %بيماران ساكن شهر بودند. در خانم ها( 049/0 (P=و ساكنين روستا ( 001 /0 P=) حمايت اجتماعي بيشتر بود. با بررسي پارامترهاي پيامد بيماري، حمايت اجتماعي رابطه مستقيم و معنادار با سطح عملكرد كلي بيمار (0001/0>P و460/or =) و رابطه معكوس با BPRS(0001/0>P و362/0- r =) و نيز تعداد دفعات بستري (0001/0>P و 480/0- r =) داشته است. مبتني بر نتايچ مدل رگرسيون خطي چندگانه، نمره حمايت اجتماعي پس از تعديل اثرات متغيرهاي مداخله گر، در مدل هاBPRS (B=-0.679 , P<0.001 , PES=0.114) و تعداد بستري (B=-0.123 , P<0.001 , PES=0.262) داشته است كه براساس ضريب اثر PES بيشترين تاثير به ترتيب بر تعداد بستري ، نمره عملكرد و پيامد داشته است. نتيجه گيري: ارتباط مستقيم بين حمايت اجتماعي با سطح عملكرد و نيز ارتباط معكوس آن با BPRS و تعداد دفعات بستري نشان مي دهد كه با حمايت بيشتر سالمندان مبتلا به اختلال دوقطبي توسط گروه هاي حمايتي اعم از خانواده و دوستان و ديگران مهم مي توان دفعات بستري شدن آن ها را كاهش داد. كليدواژه فارسي: اختلال دوقطبي- حمايت اجتماعي-سالمندان-پيامد ي همسان شده ، ارتباط معني داري با نمره عملكرد (B=0.764 , P<0.001 , PES=0.231) ، پيامد بيماري براساس
  • شماره ركورد
    232499
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان