عنوان
بررسي اثرات محيط كشت رويي فيبروبلاست¬هاي مرتبط با سرطان مواجهه داده شده با پرتو گاما بر روي ميزان بقاي سلولي و ميزان بيان ژن¬هاي MMP-9و VEGFA در رده¬ي سلولي MCF-7 سرطان پستان
محل تحصيل
لنگرود
چكيده
مقدمه: سرطان پستان يكي از شايعترين انواع سرطان در جهان است. اكثر زنان مبتلا به سرطان پستان بالاي 50 سال سن دارند، اما زنان جوان¬تر نيز ممكن است به سرطان پستان مبتلا شوند. شكست درمان¬هاي فعلي ممكن است به اين دليل باشد كه اكثر داروهاي ضدسرطاني عمدتاً فقط سلول¬هاي سرطاني را مورد هدف قرار مي¬دهند؛ در صورتي كه شواهد نشان مي¬دهد كه علاوه بر سلول¬هاي نئوپلاستيك از ريزمحيط تومور (TME) نيز تشكيل شده است. از ميان انواع متفاوت سلول¬هاي حاضر در TME فيبروبلاست¬هاي مرتبط با سرطان (CAF) نقش مهمي در خاصيت تهاجمي سلول¬هاي توموري ايفا مي¬كنند. فيبروبلاستها بيان ژن¬هاي مهمي را در سلول¬هاي سرطاني تغيير مي¬دهند كه از جمله آن¬ها مي¬توان به MMP و VEGF اشاره كرد؛ MMP نقش مهمي در پيشرفت، تهاجم و متاستاز تومور ايفا مي¬كند و VEGF هم در مهاجرت سلول¬هاي اندوتليال و رگ¬زايي تومور نقش دارد. با توجه به اين واقعيت كه بسياري از عملكردهاي سلول¬هاي CAF از طريق مكانيسم¬هاي پاراكرين انجام مي¬شود، هدف از انجام اين پروژه تعيين اثرات محيط كشت رويي (CM) تخليص شده از CAFهاي تابش ديده با پرتو گاما بر روي ميزان بقاي سلولي و ميزان بيان نسبي ژن¬هاي MMP-9 و VEGFA در رده¬ي سلولي MCF-7 سرطان پستان بود.
مواد و روش¬ها: در اين مطالعه، سلول¬هاي CAF از بافت پستان چندين زن مبتلا به سرطان پستان استحصال و كشت داده شدند؛ سپس در معرض تك دوز پرتوهاي گاما (2 گري) قرار گرفتند و CM تخليص شده از CAFهاي تابش ديده و تابش نديده با دو غلظت متفاوت به صورت كشت همزمان با سلولهاي MCF-7 قرار گرفتند. پرايمرهاي اختصاصي براي دو ژن مورد مطالعه (VEGFA و MMP-9) و ژن كنترل (GAPDH) طراحي شدند. استخراج Total RNA گروه¬هاي مختلف توسط محلول RNX Plus و سنتز cDNA توسط دستگاه ترموسايكلر طبق برنامه دمايي انجام گرفت. در نهايت توانايي CM تخليص شده از CAFهاي تابش ديده در تغيير بيان ژن¬هاي هدف و ميزان زنده¬ماني سلول-هاي MCF-7 به ترتيب توسط تست¬هاي real-time PCR و MTT بررسي و با ساير گروه¬ها مقايسه گرديد.
نتايج: نتايج نشان داد كه در كشت همزمان CM تخليص شده از CAFهاي تابش ديده و تابش نديده با MCF-7، تفاوت معناداري در ميزان بقاي سلولي و ميزان بيان ژن¬هاي VEGFA و MMP-9در مقايسه با هم و در مقايسه با گروه¬هاي كنترل مشاهده مي¬شود، به اين صورت كه CM تخليص شده از CAFهاي تابش ديده طبق پيش¬بيني¬هاي مورد انتظار توانست تكثير سلول¬ها را كاهش داده و همچنين باعث كاهش بيان ژن¬هاي VEGFA و MMP-9در رده¬ي سلولي MCF-7 سرطان پستان شود (P<0.05).
نتيجه¬گيري: CAFها به نظر مي¬رسد نقش مهمي در بروز خصوصيات سلول¬هاي سرطاني داشته باشند و اثرات خود را از طريق ترشح عوامل مختلف در ريزمحيط تومور اعمال مي¬كنند. استفاده از پرتوهاي گاما ميتواند گزينه درماني مناسبي براي كاهش عمكرد CAFها در برخي از سرطانهاي شايع باشد.
كليد واژه¬ها: سرطان پستان، ريزمحيط تومور، فيبروبلاست¬هاي مرتبط با سرطان، كشت همزمان، راديوتراپي
شماره ركورد
232615
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان