• عنوان

    ارائه رويكردي جامع براي مديريت برند شهرهاي كوچك مبتني بر رويكردهاي متداول مديريت استراتژيك برند شهري (مطالعه موردي: شهرستان خمين)

  • نويسنده اصلي

    هاشمي، حسن

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي صنايع
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    برندسازي شهر، فرايندي استراتژيك است كه هدف آن ايجاد، توسعه و مديريت يك هويت متمايز و جذاب براي شهر است تا جذابيت آن براي گروه‌هاي مختلف از جامعه افزايش يابد. در اين ميان شهرهاي كوچك كه با كمبود منابع مالي و انساني مواجه هستند بايد براي رقابت در كسب شهرت تلاش كنند. برندسازي شهرهاي كوچك براي تقويت هويت محلي، جذب گردشگر و سرمايه‌گذاري، و افزايش مشاركت اجتماعي ضروري است. اين فرايند به شهرها كمك مي‌كند تا با استفاده از مزيت‌هاي منحصربه‌فرد خود، در رقابت‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي جايگاه بهتري پيدا كنند. همچنين، برندسازي مي‌تواند به توسعه پايدار، نوآوري و بهبود كيفيت زندگي در اين شهرها منجر شود. امروزه مدل‌هاي متفاوتي جهت مديريت برند شهرها ارائه شده است. از طرفي مطالعات اخير برندسازي شهرها را رويكردي مؤثر جهت توسعه پايدار شهر معرفي مي‌نمايند. اين تحقيق باهدف طراحي رويكردي جامع براي برندسازي شهرهاي كوچك، به شناسايي چالش‌ها و فرصت‌هاي منحصربه‌فرد اين شهرها در مقايسه با شهرهاي بزرگ پرداخته است. بر اساس مرور ادبيات علمي و چارچوب‌هاي نظري معتبر، مدل پيشنهادي اين پژوهش شامل سه گام اصلي است: پيش از برندينگ (شناسايي معيارها و چارچوب‌هاي استراتژيك)، حين برندينگ (طراحي و اجراي برنامه‌ها) و پس از برندينگ (ارزيابي نتايج و بهبود مستمر). اين تحقيق بر اهميت مشاركت فعال ذي‌نفعان، از جمله جامعه محلي، سياست‌گذاران و كسب‌وكارها تأكيد دارد و نشان مي‌دهد كه ايجاد هويتي منحصربه‌فرد با بهره‌گيري از ويژگي‌هاي فرهنگي، تاريخي و اجتماعي شهرهاي كوچك مي‌تواند به تقويت جذابيت برند و تمايز آن در بازار رقابتي منجر شود. مدل‌هاي مختلفي همچون مدل هانا و مدل كاواراتزيس در گذشته توسعه‌يافته و راهنماي مديران براي توسعه برند شهري بوده‌اند. هرچند نبود مدلي عملي براي مديريت برند شهرهاي كوچك كه غالباً اشراف زيادي بر برندسازي نداشته و اغلب درگير موضوعات اجرايي شهر هستند لمس مي‌شود. مدل پيشنهادي اين تحقيق باهدف برطرف نمودن اين نياز ايجاد شده است. وجه تمايز اين مدل با ساير مدل‌ها، عملي‌بودن آن و تمركز آن بر الگويابي به‌عنوان تسريع‌كننده امر برنامه‌ريزي است. در مطالعه موردي شهر خمين، اين مدل به‌عنوان يك نمونه عملياتي پياده‌سازي و تحليل شده است. در اين تحقيق با 13 خبره شهر خمين مصاحبه شده و پرسش‌نامه توسط 302 نفر از شهروندان تكميل گرديد. در ادامه با استفاده روش كدگذاري باز و محوري تحليل محتوا صورت گرفت و نتايج كار ارائه شد. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه رويكردي هدفمند و مشاركتي مي‌تواند زمينه‌ساز برنامه‌ريزي موفق برندسازي شهر و تعريف ليست جامعي از اقدامات ممكن شود. به دليل زمان محدود و بلند مدت بودن ماهيت پروژه برندسازي، مدل پيشنهادي در گام اول خود يعني پيش از برندينگ به اجرا درآمد و گام‌هاي بعدي به عنوان پيشنهاداتي براي آينده معرفي شدند. در نهايت مدل ارائه‌شده در صورت تأييد خبرگان مديريت برند شهر قابليت استفاده در شهرهاي كوچك ديگر را نيز دارد.
  • شماره ركورد
    233395
  • گرايش رشته تحصيلي
    سيستم هاي كلان و تحليل داده
  • دانشكده
    مهندسي صنايع و سيستم ها
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان