• عنوان

    ارائه مدلي براي شناسايي و اولويت‌بندي مولفه‌هاي استراتژي لجستيكي ميان ارائه دهندگان خدمات لجستيك شخص ثالث 3PL (مطالعه موردي:شركت‌هاي حمل و نقل داخلي)

  • نويسنده اصلي

    خداشناس عبدل آبادي، محمدعلي

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي صنايع
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    لجستيك و زنجيره تأمين را براي برآورده كردن نياز روزافزون يك فرآيند يكپارچه كه جريان مواد را از منبع عرضه به نقطه مصرف مديريت مي كند، معرفي مي كنند. برخورداري از استراتژي مناسب، آگاهي از عوامل كليدي موفقيت و مزيت هاي رقابتي مي تواند بر سه عامل لجستيكي (كاهش زمان تحويل، كاهش هزينه‌هاي لجستيك و بهبود كيفيت خدمات) تأثير گذار باشد. خدمات لجستيكي شخص ثالث به شركت‌ها اين امكان را مي‌دهد تا بخشي يا تمامي فعاليت‌هاي لجستيكي خود را به شركتي خارجي تحويل دهند. تداوم كسب و كار شركت هاي لجستيكي در قرن بيست و يكم، به شدت به عملكرد زنجيره ارزش بستگي دارد زيرا با افزايش تنوع خدمات برون سپاري شده به شركت هاي لجستيك شخص ثالث (3PL)، استراتژي‌هاي موفقيت براي اين شركت ها بايد تجديد نظر شود و شركت ها بايد با پيشرفت هاي به روز و جهاني فناوري ها منطبق باشند تا بازار خود را ازدست ندهند. از اين رو، شناسايي و اولويت‌بندي مولفه‌هاي استراتژي لجستيكي براي اين ارائه دهندگان بسيار حياتي است. كشور ايران منطقه اي استراتژيك از منظر جغرافيايي به حساب مي آيد و لجستيك و زيرساخت هاي مرتبط با آن براي كشور داراي اهميتي دوچندان است، با اين وجود در ايران فعاليت هاي لجستيكي غالبا توسط خود شركت هاي توليدكننده انجام مي شود. نبود زيرساخت هاي مناسب، تحريم، عدم آشنايي با فناوري هاي جديد اين صنعت، عدم برخورداري از 3PL مدرن و قدرتمند در كشور و همچنين عدم پوشش كامل مفاهيم 3PL از علل اصلي اين مشكل به شمار مي آيند. لذا آشنايي با مولفه هاي كليدي موفقيت در استراتژي لجستيك به همراه ارائه توصيه‌هاي كاربردي جهت بهبود عملكرد براي ارائه دهندگان خدمات لجستيك شخص ثالث در ايران هدف اين پايان نامه مي‌باشد كه با دريافت نظرات خبرگان و بكارگيري روش هاي تصميم گيري چندمعياره به آن دست خواهد يافت. در اين پايان‌نامه با بررسي پيشينه تحقيق و انجام مطالعات ميداني، مولفه هاي استراتژي لجستيكي براي حضور فعال و قدرتمند در بازار كشور ايران شناسايي شده‌اند و در قالب 6 الزام شامل الزامات استراتژيك، بازاريابي و فروش، فني، توليدي و سرمايه انساني دسته بندي شده‌اند. در ادامه با تركيب روش هاي ديميتل و تحليل شبكه‌اي اهميت و اثرگذاري هركدام ازمولفه ها مشخص مي گردد و در پي آن اقدامات عملياتي مختلفي براي تبديل شدن به يك 3PL مدرن و قدرتمند تعريف مي گردد. از آنجائيكه تركيب دو روش نامبرده جايگاه ويژه اي در ميان مطالعات با روش هاي تركيبي دارد و در پيشينه تحقيق توجه اندكي به 3PL علي‌الخصوص 3PLايراني شده است، پرداختن به موضوع تحقيق با بكارگيري اين روش، تا ميزان زيادي در اهميت و جديد بودن پژوهش موثر است. در انتها، اين پايان‌نامه نتايجي را براي دست‌اندركاران حوزه ارائه خدمات لجستيك به ارمغان مي‌آورد كه باعث جهت‌گيري تصميمات خواهد گرديد و به شركت‌هاي مربوطه كمك مي‌كند تا از مزيت رقابتي مطلوب براي دستيابي به عملكرد بهتر برخوردار گردند.
  • شماره ركورد
    234853
  • گرايش رشته تحصيلي
    لجستيك و زنجيره تأمين
  • دانشكده
    مهندسي صنايع و سيستم ها
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان