• عنوان

    بررسي فراواني اضافه/حذف 32 جفت بازي ژن CCR5 (CCR5Δ32) در بيماران مبتلا به كهير مزمن ايديوپاتيك و افراد كنترل سالم

  • نويسنده اصلي

    حاتمي، پارسا

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    مقدمه و هدف: كهير نوعي بيماري ازدياد حساسيتي است كه عموماً با ضايعات پوستي برجسته و اريتماتو تظاهر مي‌يابد. كهير مزمن به شرايطي اطلاق مي‌شود كه علايم مذكور حداقل 2 نوبت در هفته تكرار شود و بيش از 6 هفته ادامه پيدا كند. بر اساس سازوكار زمينه‌اي، كهير مزمن به 2 دسته ي ايمونولوژيك و غيرايمونولوژيك تقسيم مي‌شود. اما علي‌رغم طبقه‌بندي ذكر شده، در اكثر موارد، علتي دال بر بروز كهير يافت نمي‌شود. به اين حالت كهير مزمن ايديوپاتيك گفته مي‌شود. ژن CCR5 يك گيرنده كموكايني را رمزگذاري مي‌كند كه در مهاجرت و فعال‌سازي سلول‌هاي ايمني نقش دارد، كه عمدتاً روي سلول‌هاي T، ماكروفاژها و سلول‌هاي دندريتيك بيان مي‌شود. پلي‌مورفيسم CCR5Δ32 يك حذف 32 جفت باز در اين ژن است كه منجر به بيان گيرنده‌اي غيرعملكردي بر روي سلول ها مي‌شود كه نمي‌تواند روي سطوح سلولي موضع‌گيري كند (1). در مطالعاتي كه بر روي ژن CCR5انجام شده است مشخص شده كه حامل هاي هموزيگوت (Δ32/Δ32) به عفونت HIV-1 مقاوم هستند، در حالي كه در هتروزيگوت ها (W/Δ32) عملكرد گيرنده كاهش يافته و پيشرفت HIV كندتر را نشان مي دهند. اين آلل بيشتر در جمعيت هاي اروپايي (حدودا %10 هتروزيگوسيتي) يافت شده است و در گروه هاي آسيايي و آفريقايي نادر است (2, 3). تحقيقات نشان مي دهد كه CCR5Δ32 بر شرايط خودايمني از طريق تغيير تنظيم ايمني تأثير مي گذارد از جمله اينكه ناقلين Δ32 علائم آرتريت روماتوئيد كمتر شديد را نشان مي دهند كه اين مسئله احتمالاً به دليل كاهش التهاب ناشي از CCR5 است (4). همچنين آلل Δ32 احتمالاً با ايجاد اختلال در مكانيسم هاي تحمل ايمني، با افزايش خطر MS مرتبط است (5).از طرفي مطالعات فراواني كمتري از Δ32 را در بيماران كهير مزمن در مقايسه با گروه كنترل گزارش مي‌كنند، كه نشان مي‌دهد CCR5 نوع بدون جهش ممكن است در التهاب ناشي از خود ايمني در اين شرايط نقش داشته باشد (6). به عنوان مثال، يك مطالعه در جمعيت افراد در لهستان نشان داد Δ32كه شيوع كه پيام رساني CCR5 را در فعال سازي ماست سل و آزادسازي هيستامين دخيل مي كند، در بيماران كهير مزمن كاهش يافته است (6).درحالي‌كه نقش CCR5Δ32 بر اساس بيماري متفاوت است، تأثير آن بر ارتشاح سلول‌هاي ايمني و سيگنال‌دهي كموكاين و ارتباط آن در پاتوژنز خودايمني تأكيد مي‌كند (4, 5). با انجام پژوهش و بررسي ارتباط بين CCR5Δ32 و بيماري كهير مزمن ايديوپاتيك مي توان به اطلاعات جديدي در زمينه پاتوفيزيولوژي بيماري دست يافت و در صورت ارتباط داشتن با بيماري رسپتور CCR5 به نقطه عطفي جهت روش هاي درماني بيماري تبديل خواهد شد. روش كار: در اين مطالعه به روش مورد - شاهدي، پس از اخذ رضايت، نمونه‌ها به روش تصادفي از ميان مراجعه‌كنندگان به درمانگاه فوق‌تخصصي آسم و آلرژي شهر سنندج و كنترل‌ها از ميان مراجعه‌كنندگان يكي از آزمايشگاه‌هاي باليني شهر سنندج جمع‌آوري شد. از هر فرد 2 سي‌سي خون‌گرفته و در ظرف حاوي ضدانعقاد EDTA ريخته شد. سپس از نمونه‌ها DNA استخراج شد و با استفاده از پرايمرهاي اختصاصي PCR براي تمام نمونه‌ها انجام شد. وجود يا عدم وجود پلي‌مورفيسم با مشاهده ي نتايج الكتروفورز بر روي ژل آگاروز موردبررسي قرار گرفت. جهت تأييد نتايج PCR شش نمونه‌ به‌صورت رندوم جهت توالي‌يابي ارسال شدند. نتيجه‌گيري: اين مطالعه شيوع بالاتر كهير مزمن ايديوپاتيك را در زنان تأييد مي‌كند، اما ارتباط معني‌داري بين سن يا پلي‌مورفيسم CCR5Δ32 با اين بيماري نيافت؛ لذا تحقيقات بيشتر براي شناسايي ساير عوامل ژنتيكي و محيطي مؤثر در پاتوژنز كهير مزمن ايديوپاتيك ضروري است. كلمات كليدي: پلي‌مورفيسم rs333؛ ژن CCR5؛كهير مزمن ايديوپاتيك؛ CCR5Δ32
  • شماره ركورد
    235656
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پزشكي
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • استاد راهنما
    رسول نصيري كالمرزي، اسدالله محمدي