• عنوان

    بهينه سازي شرايط القاي ريشه هاي مويين در دو گونه Salvia.abrotanoides و S.yangii

  • نويسنده اصلي

    ابرقويي نژاد، ريحانه

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    بيوتكنولوژي كشاورزي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    ريشه هاي مويين به عنوان يكي از روش هاي پيشرفته و كارآمد براي توليد متابوليت هاي ثانويه گياهي، جايگزين مناسبي براي برداشت مستقيم گياهان محسوب مي شود. بهينه سازي آن ها مي تواند علاوه بر افزايش بازده زيست توده و تركيبات هدف، هزينه-هاي توليد را كاهش داده و كاربرد صنعتي اين فرايند را ممكن سازد. در اين پژوهش، توانايي سويه هاي مختلف اگروباكتريوم رايزوژنز در القا و بهينه سازي ريشه هاي مويين در دو گونه گياهي Salvia abrotanoides و S. yangii ارزيابي گرديد. بذور پس از ضدعفوني با اتانول 70% (30 و 60 ثانيه) و هيپوكلريت 20% (5، 7، 10 دقيقه) تحت شرايط كشت بافت قرار گرفتندو تيمارهاي سرمادهي و تاريكي (3 و 7 روز ) با سه تكرار در قالب آزمايش كاملا تصادفي اعمال شد. به منظور ارزيابي ريشه زايي ، غلظت هاي مختلف ساكارز و گلوكز، مدت زمان قراردهي سوسپانسيون باكتري ، وجود يا عدم وجود استوسيرينگون و ال-گلوتامين و همچنين سويه هاي A4، C58، MSU با سه تكرار بررسي شدند. نتايج نشان داد، بالاترين راندمان ضدعفوني بذور در هر دو گونه، با اتانول 70% در طي 30 ثانيه و هيپوكلريت¬سديم 20% در 7 دقيقه حاصل شد. افزايش مدت تاريكي از سه به هفت روز درصد جوانه زني را بهبود بخشيد، درحالي كه سرمادهي طولاني تر موجب كاهش معني دار درصد جوانه زني شد. از نظر تركيبات محيط كشت، استفاده از ساكارز به طور معني داري درصد ريشه زايي را نسبت به گلوكز افزايش داد با اين حال اثر متقابل منبع كربن و محيط كشت معني دار نبود و نشان داد ساكارز در هر دو محيط كشت تاثير مشابهي دارد. علاوه بر اين، نتايج بررسي اثر مدت زمان غوطه وري و هم كشتي نشان داد افزايش زمان غوطه وري از 5 به 10 دقيقه موجب بهبود القا گرديد، اما غوطه وري طولاني مدت به دليل ايجاد تنش اسمزي و تغييرات متابوليكي در بافت ها سبب كاهش كارايي شد و اثر متقابل بين زمان غوطه وري و تلقيح نيز معني دار بود كه نشان داد ميزان پاسخ بافت ها به طور مستقيم با مدت زمان تماس مرتبط است. تراريختگي ريشه-هاي مويين با استفاده از تكثيرآغازگرهاي اختصاصي ژنRol C تاييد شد. استوسيرينگون به¬طور قابل توجهي باعث افزايش درصد ريشه زايي، طول ريشه و وزن خشك ريشه هاي مويين شد و ال¬گلوتامين منجر به بهبود رشد ريشه ها (وزن خشك، طول ريشه)گرديد، اما اثر القاكنندگي آن نسبت به استوسيرينگون كمتر بود. در بين سويه ها، MSU عملكرد بهتري نسبت به A4 وC58 در هر دوگونه نشان داد در حالي كه سويهC58 عملكرد يكنواختتري در هر دو گونه داشت. مقايسه بين دو گونه نشان داد كه گونه S.abrotanoides درصد جوانه زني بالاتري نسبت به گونهS.yangii داشت كه ناشي از تفاوت هاي ژنتيكي و فيزيولوژيكي است. هرچند تفاوت درصد ريشه زايي بين دو گونه از نظر آماري معني¬دار نبود با اين حال گونه S.abrotanoides پتانسيل بهتري براي رشد اوليه در شرايط كشت بافت و ريشه زايي نسبت به گونه S.yangii نشان داد. اين يافته ها مي¬تواند در بهينه سازي روش هاي ضدعفوني، كنترل شرايط جوانه زني بذور، انتخاب سويه هاي باكتريايي ، افزايش كارايي ريشه هاي مويين و استفاده از تركيبات القاگر موثر باشد.
  • شماره ركورد
    235663
  • گرايش رشته تحصيلي
    بيوتكنولوژي كشاورزي
  • دانشكده
    مهندسي كشاورزي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان