عنوان
توليد نانوذرات از پروتئين كنجد براي پايداري امولسيون پيكرينگ فازداخليي بالا و مدلسازي پايداري آن
نويسنده اصلي
نيازي، عاطفه
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
مهندسي علوم وصنايع غذايي
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
چكيده
اين پژوهش به بررسي توليد نانوذرات ايزوله پروتئين كنجد (SPIN) حاصل از كنجاله دانه كنجد، يك فرآورده جانبي كشاورزي، از طريق فرآيند حرارتي و ژلزايي القايي با نمك، به منظور فرمولهسازي امولسيونهاي پيكرينگ با فاز داخلي بالا (HIPPE) و سپس مدلسازي پايداري آن به روش سري¬هاي زماني با هدف ارتقاي مديريت پايدار ضايعات غذايي، مي¬پردازد. نانوذرات از نظر ويژگيهاي فيزيكوشيميايي، حرارتي، ساختاري و مورفولوژيكي مورد بررسي قرار گرفتند. اندازه نانوذرات SPIN در بازه 172 تا 318 نانومتر بود و سطح آنها نسبت به ايزوله پروتئين كنجد (SPI)، آبگريزتر شد. اثر SPI و SPIN بر خواص بينسطحي، حلاليت، ظرفيت امولسيفايري، پايداري امولسيون و ويژگيهاي كف بررسي شد. نتايج نشان داد كه كشش بينسطحي با افزايش غلظت پروتئين كاهش يافته و SPIN نسبت به SPI عملكرد بهتري دارد. حلاليت SPI و SPIN وابسته به غلظت و pH بود و كمترين حلاليت در نزديكي نقطه ايزوالكتريك (5pH) مشاهده شد. ظرفيت امولسيفايري و شاخص پايداري امولسيون با افزايش غلظت پروتئين و دوري از نقطه ايزوالكتريك افزايش يافت. همچنين، ظرفيت و پايداري كف با ويژگيهاي بينسطحي، آبگريزي و بار سطحي پروتئينها مرتبط بود و SPIN به دليل فعاليت سطحي بيشتر و آبگريزي بالاتر، كف پايدارتر ايجاد كرد. طيفسنجي FTIR نشان داد كه فرآيند تهيه نانوذره منجر به بازچيني ساختاري پروتئين، تشكيل پيوندهاي هيدروژني و تعاملات يوني جديد و تغيير در ساختار سطح نانوذرات شد. آناليز گرماوزني و مشتق آن بيانگر دو مرحله كاهش وزن براي SPI و SPIN بود كه كاهش وزن در SPIN با شروع زودتر و شيب تندتر مشاهده شد، كه ناشي از نسبت سطح به حجم بالاتر و افزايش تماس با محيط حرارتي بود. تصاوير ميكروسكوپ الكتروني روبشي نشان دادند كه SPIN داراي مورفولوژي نسبتاً كروي و داراي زوايا و فضاي خالي بين ذرهاي است، در حالي كه SPI ساختاري نامنظم و تودهاي با سطح زبر از خود نشان داد. امولسيونهاي HIPPE با سه غلظت SPIN (5/0، 1 و 2%w/v ) تهيه شدند. نتايج نشان داد كه با افزايش غلظت SPIN، اندازه قطرات كاهش و يكنواختي توزيع افزايش يافت. ميانگين اندازه قطرات مولسيون در روز صفر از 1/4 ± 9/7 ميكرومتر در غلظت 5/0% به 52/2 ± 8/3 ميكرومتر در غلظت 2% كاهش يافت و پس از 28 روز، نمونه 2% با ميانگين قطر 2/1 ± 8/37 ميكرومتر، مورفولوژي يكنواخت خود را حفظ كرد. در حالي كه نمونه 5/0% غير يكنواخت با قطرات 8/1 ± 6/129 ميكرومتر مشاهده شد. شاخص خامهاي شدن نشان داد كه با افزايش غلظت SPIN از 5/0% به 2%، پايداري در برابر خامهاي شدن بهطور معنيداري (05/0 p <) افزايش يافت. تمامي نمونههاي HIPPE در هر سه غلظت SPIN رفتار غيرنيوتني رقيقشونده داشتند و ويسكوزيته با افزايش غلظت افزايش يافت. تحليل رئولوژيكي نشان داد كه مدول ذخيرهاي (Gʹ) در تمام نمونهها از مدول افت (Gʺ) پيشي گرفت و بيشترين مقدار Gʹ در نمونه 2% ثبت شد، كه نشاندهنده رفتار شبهجامد آن¬ها است. تصاوير TEM و CLSM نشان دادند كه قطرات روغن توسط SPIN گرفتار شده و نانوذرات بهعنوان لايه محافظ دور قطرات عمل كرده و شبكه در شبكه سهبعدي تثبيتشده ايجاد ميكنند. براي بررسي رفتار ديناميكي پايداري، دادههاي سري زماني HIPPE در بازه چهار هفتهاي ثبت شد. آزمون ديكي–فولر مقدار آماره98130/1- و 295/0 p=را گزارش كرد كه حاكي از نايستايي سري اوليه بود. پس از يك مرتبه تفاضلگيري، دادهها ايستا شدند (آماره آزمون ديكي فولر 82586/7-، 001/0p<) و بر اساس تحليل نمودارهاي ACF ، PACF و برازش چندين مدل،ARIMA(0,1,2) بهعنوان مدل بهينه انتخاب گرديد. ضرايب مؤلفههاي ميانگين متحرك در اين مدل معنادار بودند (05/0 p <). تحليل باقيماندهها از طريق نمودار پراكندگي، احتمال نرمال و آزمون Ljung-Box نشان داد كه خطاها داراي توزيع نرمال، مستقل و فاقد خودهمبستگي معنادار هستند. همچنين، دادههاي واقعي در محدوده باندهاي پيشبيني با سطح اطمينان 95% قرار گرفتند كه بيانگر دقت بالاي مدل در برازش دادهها و پيشبيني رفتار پايداري امولسيونها است.
شماره ركورد
235975
گرايش رشته تحصيلي
صنايع غذايي
دانشكده
مهندسي كشاورزي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان