عنوان
بررسي اثر مداخله ي ديجيتال مبتني بر ذهن آگاهي بر خودآگاهي عاطفي، خودكارآمدي و استرس ادراك شده در كارورزان و دانشجويان پزشكي
نويسنده اصلي
شكرابي، شاهين
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
روانپزشكي
چكيده
زمينه و هدف: ذهن آگاهي ويژگي اي است كه توسط آن مي توان تجربيات خود را مشاهده كرد؛ بدون آنكه فرد با آنها درگير شود، همچنين وضعيتي است كه مي توان با وضوح و شفافيت بيشتر، اتفاقي را كه در ذهن و حتي در دنياي اطراف در حال رخ دادن است را درك و نسبت به آنها آگاهي پيدا كرد. ذهن آگاهي فرد را هوشيارتر و آگاه تر و او را قادر به كنترل و مديريت احساسات و عواطف خود مي كند. لذا در اين مطالعه ميزان اثر بخشي و مقبوليت آشنايي با ذهن آگاهي در بستر ديجيتال در بهبود هوش هيجاني، استرس ادراك شده و خودكارآمدي كارورزان و دانشجويان پزشكي مورد بررسي قرار گرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع كارآزمايي باليني شاهد دار تصادفي است. جامعه مورد مطالعه، كارورزان و دانشجويان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات درماني كردستان در سال 1402 بودند. فراخوان مطالعه به صورت حضوري و يا مكاتبه اي داده شد و از دانشجويان خواسته مي شد در صورت داشتن معيارهاي ورود و رضايت شخصي در مطالعه شركت كنند. سپس نسبت به توزيع و جمع آوري پرسشنامه كه بخش اوا مطالعه است اقدامات لازم انجام گرفت. جهت تخصيص افراد به دو گروه كنترل و مداخله، از روش تخصيص تصادفي بلوكي در اين مطالعه استفاده شد. مداخله ديجيتال بر اساس شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي و با بهره گيري از آخرين متد هاي استاندارد اين شاخه طراحي شد. براي تحليل داده ها از تحليل رگرسيون خطي يا ANCOVA با تعديل مقادير پايه و ساير مخدوشگرها و همچنين آزمون هاي تي زوجي و مستقل استفاده شد.
يافته ها: با تعديل اثر مقادير پايه و همچنين ساير متغيرهاي مخدوشگر، ميانگين نمره استرس ادراك شده در گروه مداخله به طور معني داري كمتر از گروه كنترل شده است. همچنين متغيرهاي پايه نيز تأثيرگذار بوده اند. اما جنس، سن و وضعيت تأهل تأثير معناداري نداشتند. مداخله تأثير مثبت و معناداري خودآگاهي هيجاني داشته است. جنسيت (مرد بودن) نيز با افزايش معنا دار خودآگاهي هيجاني همراه بود. به عبارت ديگر ميانگين نمره خودآگاهي هيجاني در مردان به طور معناداري به اندازه حدود 7 واحد بيشتر از زنان است. همچنين مداخله تأثير مثبت و معنا داري بر خودكارآمدي عمومي داشته است. به طوري كه با تعديل مقدار پايه ي اين متغير و همچنين متغير هاي مخدوشگر ميانگين آن بيش از 2 واحد در گروه مداخله افزايش يافته است.
نتيجه گيري: اين نتايج نشان ميدهد كه مداخله ديجيتال مبتني بر ذهن آگاهي توانسته است تأثير معنا داري بر كاهش استرس ادراك شده و افزايش خودكارآمدي عمومي و خود آگاهي هيجاني داشته باشد. به طور كلي، يافته ها از اثر بخشي مداخله در بهبود سلامت روان دانشجويان پزشكي حمايت ميكنند.
كلمات كليدي: مداخله ديجيتال، ذهن آگاهي، خودآگاهي عاطفي، خودكارآمدي، استرس ادراك شده
شماره ركورد
236550
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
روانپزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
استاد راهنما
مهناز عبدي، سارا كمالي اردكاني