• عنوان

    بررسي ارتباط انواع هيپوكلسيمي تحت باليني با عملكرد توليدمثلي، لنگش، شمار سلولهاي پيكري شير و ورم پستان در گاوهاي شيري هلشتاين بر اساس يافته هاي جديد

  • نويسنده اصلي

    درخشاني راد، كيانا

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    علوم دامي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    اين پژوهش بهمنظور بررسي اثر انواع هيپوكلسيمي تحت باليني بر نرخ گيرايي در نخستين تلقيح، لنگش و ورم پستان درگاوهاي شيري طي دو فصل زمستان و تابستان و در چهار گاوداري كشت و دام بهاران، كشت و دام گلدشت، كشت و دام نامفر و كشت و دام فكا انجام شد. دادههاي غلظت كلسيم سرم 234 رأس گاو زايش نخست در روز 1 و 2 و 510 رأس گاو زايش دوم به بالا در روز 1 و 4 شيردهي در دو دستهبندي مورد واكاوي آماري قرار گرفت. دستهبندي نخست به اين ترتيب انجام شد: كلسيم طبيعي؛ غلظت كلسيم براي زايش نخست در روز 1 و 2 ‎> mg/dL 6/8 و براي زايش دوم به بالا در روز 1 ‎> 08/7 و در روز 4 ‎> mg/dL 8/8، كاهش كلسيم گذرا؛ غلظت كلسيم در روز 1 ≤ 6/8 و در روز 2 ≥ mg/dL 6/8 و براي زايش دوم به بالا در روز 1 ≤ 08/7 و در روز 4 ≥ mg/dL 8/8، كاهش كلسيم تأخيري؛ غلظت كلسيم در روز 1 ‎> 6/8 و در روز 2 ≤ mg/dL 6/8 و براي زايش دوم به بالا در روز 1 ‎> 08/7 و در روز 4 ≤ mg/dL 8/8، كاهش كلسيم پايدار؛ غلظت كلسيم در روز 1 و 2 ≤ mg/dL 6/8 و براي زايش دوم به بالا در روز 1 ≤ 08/7 و در روز 4 ≤mg/dL 8/8. يافتههاي اين پژوهش حاكي از معناداري تأثير گروه كلسيم بر نرخ گيرايي در نخستين تلقيح بود (001/0 = P). گروه كاهش كلسيم گذرا بالاترين (7/50%، نسبت شانس = 24/1) و گروه كاهش كلسيم پايدار پايين‌ترين نرخ گيرايي را نشان داد (9/41%، نسبت شانس = 69/0). احتمال گيرايي در نخستين تلقيح در گروه پايدار نسبت به گروههاي گذرا و تأخيري به طور معناداري پايينتر (به ترتيب 009/0 = P و 026/0 = P) و در فصل تابستان 1.6 برابر زمستان بود (0001/0 ‎>P). گاوداري 3 بالاترين نرخ گيرايي را نشان داد (نسبت شانس = 2، 0001/0 ‎>P). در گروه طول دوره آبستني، شانس گيرايي گروه كوتاه نسبت به گروه متوسط، 24/1 برابر بود (007/0=P). همچنين تحليل دادههاي نمره لنگش، معناداري اثر گروه كلسيم در وقوع لنگش (004/0 = P) و بالاترين و پايينترين احتمال لنگش را به ترتيب در گروه كاهش كلسيم تأخيري (نسبت شانس = 6/0)، و پايدار (نسبت شانس = 42/0) نشان داد. شيوع لنگش در گروه كاهش كلسيم تأخيري به طور معناداري بالاتر از گروه كاهش كلسيم پايدار بود (003/0 = P). اثر فصل بر لنگش معنادار (0001/0<‎ P) و احتمال وقوع آن در زمستان بالاتر از تابستان بود (نسبت شانس = 75/2، 0001/0‎>P). گاوداري نيز با لنگش ارتباط معناداري داشت (0001/0<‎ P). گروه كلسيم، زايش، فصل و گاوداري بر وقوع ورم پستان باليني در 100 روز پس از زايش به طور معنا‌داري تأثير گذار بود (05/0<‎ P). احتمال ابتلا به ورم پستان در همه گروههاي هيپوكلسيمي نسبت به كلسيم طبيعي كمتر و معنادار بود (05/0<‎ P). اين اثر در 305 روز پس از زايش معنادار نبود (72/0= P). اثر زايش و گاوداري بر وقوع ورم پستان در اوايل (به ترتيب 0001/0‎> P و 0001/0‎>P) واواخر دوره شيردهي (به ترتيب 0001/0‎> P و 0001/0‎>P) در هر دو دسته بندي معنادار بود.
  • شماره ركورد
    236563
  • گرايش رشته تحصيلي
    تغذيه دام
  • دانشكده
    مهندسي كشاورزي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان