• عنوان

    بررسي تاثير شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي بر ميزان خستگي و كيفيت زندگي بيماران مبتلا به نارسايي مزمن قلبي جبران نشده ي مراجعه كننده به درمانگاه هاي تخصصي قلب و عروق شهرستان هاي سقز و بانه در سال 1402

  • نويسنده اصلي

    احمدپور، بهاالدين

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    مرقبت هاي ويژه پرستاري
  • چكيده
    زمينه و هدف : نارسايي قلبي يك سندرم باليني پيچيده و يكي از شايع ترين اختلالات مزمن پيشرونده و ناتوان كننده قلبي و عروقي است. استفاده از روش هايي براي كاهش عوارض مهم است كه از اين موارد مي توان به شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي اشاره كرد كه يكي از رويكردهاي روان درماني است كه از تمرين هاي ذهن آگاهي، همراه با تكنيك هاي روانشناسي كمك مي گيرد. مطالعه حاضر با هدف تعيين تاثير شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي بر ميزان خستگي و كيفيت زندگي بيماران مبتلا به نارسايي مزمن قلبي جبران نشده انجام شد. روش پژوهش : اين مطالعه نيمه تجربي با گروه كنترل در درمانگاه هاي قلب شهرستان هاي سقز و بانه در سال 1402 انجام شد. در اين مطالعه، 54 نفر بيمار مبتلا به نارسايي مزمن قلبي جبران نشده به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفي به دو گروه مداخله و كنترل تخصيص داده شدند. در گروه مداخله علاوه بر آموزش هاي روتين بر اساس اسمارت، آموزش شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي به صورت هشت جلسه ي 70 دقيقه اي داده شد اما در گروه كنترل فقط آموزش هاي روتين بر اساس اسمارت داده شد. داده هاي قبل از مداخله، بعد از مداخله و 30 روز بعد از مداخله با استفاده از فرم اطلاعات دموگرافيك، پرسشنامه چند بعدي خستگي استمس و پرسشنامه كيفيت زندگي جمع آوري شد. داده ها با استفاده از آزمون دقيق فيشر، آزمون كاي اسكوئر، آزمون كلموگروف اسميرنوف، آزمون تي مستقل، ازمون تي زوجي يا معادل ناپارامتريك كروسكال واليس و آزمون فريد من تجزيه و تحليل شد. (05/0P=) يافته : بر اساس نتايج پژوهش حاضر، دو گروه آزمون و كنترل از نظر شاخص هاي دموگرافيك، كيفيت زندگي و خستگي همگن بودند (05/0‎>P). نتايج نشان داد ميانگين نمره كيفيت زندگي بلافاصله بعد از مداخله بين دو گروه اختلاف معنادارآماري دارد (008/0=P). ميانگين نمره بعد كيفيت زندگي يك ماه بعد از مداخله بين دو گروه اختلاف معنادارآماري دارد (008/0=P) و در گروه مداخله بالاتر است. نتايج نشان داد ميانگين نمره بعد خستگي كل بلافاصله بعد از اتمام مداخله بين دو گروه اختلاف معنادارآماري دارد (0001/0=P). ميانگين نمره بعد خستگي كل يك ماه بعد از مداخله بين دو گروه اختلاف معنادارآماري دارد (0001/0=P) و در گروه مداخله كمتر است. نتيجه گيري: مطالعه حاضر نشان داد كه رويكرد شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي مي تواند خستگي بيماران با نارسايي قلبي جبران نشده را كاهش و كيفيت زندگي آنان را بهبود مي بخشد. همچنين به پرستاران بخش هاي قلب و عروق توصيه مي شود كه از اين مداخله در كنار ساير مداخلات به عنوان يك راهكار غير دارويي جامع و موثر جهت بهبود كيفيت زندگي بيماران استفاده كنند. كليد واژه ها : نارسايي مزمن قلبي، خستگي، كيفيت زندگي، شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي
  • شماره ركورد
    237251
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پرستاري
  • دانشكده
    پرستاري مامايي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • استاد راهنما
    مختار محمودي