عنوان
بررسي فراواني انواع شكستگيهاي تشخيص داده نشده در بيماران ترومايي مراجعه نموده به بيمارستان پورسيناي رشت در طي سال¬هاي 1393- 1391
نويسنده اصلي
وهابي، سينا , طلوعي، سعيد
محل تحصيل
رشت
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه: يكي از مشكلات مهمي كه امروزه در مراقبتهاي اوليه¬ي تروما وجود دارد، تشخيص ندادن اوليه¬ي شكستگيها است. به طوري كه منجر به نتايج ناخوشايندي مثل افزايش هزينهها، هدر رفتن وقت، آسيبهاي روحي و جسمي بيمار، سختي پذيرش مجدد در بيمارستان، صدمات عملكردي و زيبايي شناختي در عضو مورد نظر و غيره ميگردد.
هدف: هدف از مطالعه حاضر، بررسي فراواني انواع شكستگيهاي تشخيص داده نشده در بيماران بستري در بيمارستان پورسيناي رشت مي¬باشد تا با شناخت بهتر اپيدميولوژي اين نوع شكستگيها، مكانيسم و محل شايع آن¬ها بتوانيم در جهت كاهش فراواني شكستگيهاي تشخيص داده نشده و عوارض ناشي از آن¬ها استفاده كنيم.
مواد و روش¬ها: اين پژوهش يك مطالعه مقطعي - توصيفي است و جامعه پژوهش شامل بيماران ترومايي ميباشد كه پس از ترخيص از مركز آموزشي درماني پورسيناي رشت، مراجعه مجدد داشتهاند و شكستگي يا شكستگيهايي در آن¬ها تشخيص داده شده است كه در مراجعه اول بدون تشخيص باقي مانده است. روش نمونهگيري به صورت سرشماري در بازه زماني سه ساله از فروردين 1391 تا اسفند 1393 ميباشد. اطلاعات دموگرافيك بيماران شامل سن، جنس، ميزان تحصيلات، وضعيت شغلي و اطلاعات باليني آن¬ها شامل بيماري¬هاي زمينهاي، محل شكستگي اوليه، نوع تروما، بخش پذيرش شده، مقياس كماي گلاسكو (GCS) بدو ورود، وضعيت اعتياد و نيز اشخاص معاينهكننده در مراجعه اول، ساعت ويزيت بيماران و زمان مراجعه بعدي آن¬ها از پرونده بيماران استخراج و ثبت گرديد. در نهايت از آناليزهاي توصيفي، ميانگين (انحراف معيار) و درصد (فراواني) براي توصيف داده ها استفاده شد.
نتايج: درصد شكستگي¬هاي تشخيص داده نشده برابر با 36/5% (34 مورد، با فاصله اطمينان 2/7-6/3) بود. از 34 مورد شكستگي تشخيص داده نشده، 3/85% (29 نفر) مرد و 7/14% (5 نفر) زن بودند. ميانگين سني نمونه¬هاي تشخيص داده نشده برابر با 8/13±2/29 سال بود. اكثريت نمونه¬هاي مورد پژوهش (1/47%) از نظر سطح تحصيلات زير ديپلم بودند. از نظر وضعيت شغلي، 3/35% از افراد بيكار بودند. 7/14% (5 نفر) داراي بيماري زمينه¬اي بودند. بيش¬ترين شكستگي¬هاي تشخيص داده نشده به ترتيب در استخوان آرنج (5/23%)، ديستال راديوس (5/23%)، متاكارپ (7/14%)، متاتارس (8/8%)، فالنكس دست (8/8%)، مالئول (9/5%)، استابولوم (9/2%) و كالكانئوس (9/2%) بوده است. 8/61% (21 مورد) موارد از نوع تروماي مولتيپل بوده است. در بررسي ساعت ويزيت بيماران مورد مطالعه، 8/55% (19 مورد) بين ساعت 8 شب تا 8 صبح بوده است. در اكثريت موارد (1/94%)، شخص معاينه كننده اول، دانشجوي انترن اورژانس بوده است. 6/17% موارد شكستگي¬هاي اوليه تشخيص داده شده در ديستال راديوس، 6/17% موارد در هومروس و 8/11% در كلاويكل بوده است. ميانگين و انحراف معيار طول زمان مراجعه بعدي برابر 3/5±5/6 روز بود.
نتيجه¬گيري: نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه فراواني شكستگي¬هاي تشخيص داده نشده در مجموع 36/5% مي¬باشد و شايع¬ترين محل اين شكستگي¬ها در نواحي آرنج، ديستال راديوس و متاكارپ مي¬باشد. لذا دادن آگاهي و آموزش¬هاي لازم به پزشكان واحد اورژانس در اين زمينه ممكن است سبب كاهش ميزان اين دسته از شكستگي¬ها شود.
شماره ركورد
29562
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان
استاد مشاور
سالاري، امير , رزاقي، عليرضا
استاد راهنما
ميربلوك، احمدرضا