عنوان
بررسي نگرش زنان مبتلا به ديابت در سنين باروري در مورد برنامه ريزي براي بارداري در مراجعهكنندگان به مركز آموزشي درماني تحقيقاتي رازي رشت در سال 1397
نويسنده اصلي
توشه خواه، محسن
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: ديابت كنترل نشده در دوران بارداري ميتواند تأثيرات مخربي بر روي مادر و جنين و همچنين نوزاد پس از تولد داشته باشد. به منظور به حداقل رساندن اين عوارض اجراي برنامههاي مراقبت پيش از بارداري امري ضروري به نظر ميرسد. يكي از مهمترين اجزاي اين مراقبتها استفاده از روشهاي پيشگيري از بارداري تا زمان كسب آمادگي لازم براي باردارشدن است. اما با اين وجود مطالعات مختلف نشان داده است كه بسياري از خانمهاي در سنين باروري از روشهاي مؤثري براي پيشگيري از بارداري استفاده نميكنند. به نظر ميرسد يكي از عوامل مؤثر بر استفاده بيماران از ابزارهاي پيشگيري از بارداري نگرش آنها نسبت به بهداشت باروري و بيماريشان باشد. مطالعه حاضر با هدف تعيين نگرش زنان مبتلا به ديابت در سنين باروري مراجعه كننده به مركز آموزشي درماني رازي رشت در مورد برنامهريزي براي بارداري در زنان در سال 1397 انجام شده است. مواد و روش ها: اين مطالعه به صورت مقطعي بر روي 106 نفر از زنان مبتلا به ديابت در سنين 15 تا 49 كه متاهل بودند، باردار نبودند، در 12 ماه گذشته فعاليت جنسي داشتند، يائسه نبودند و خودشان و يا همسرشان نابارور نبودند انجام شد. اين افراد بستري بخش غدد و يا مراجعه كننده سرپايي به كلينيك بودند. پرسشنامه اي حاوي ابزاري جهت سنجش نگرش بيماران بر مبناي مدل باورهاي سلامتي بسط يافته و سوالاتي در زمينه ي اطلاعات دموگرافيك و نحوهي پيشگيري از بارداري در اختيار بيماران قرار داده شد.
نتايج: در اين مطالعه مشخص شد كه 5/32% از بارداريهاي پس از تشخيص ديابت در بيماران ناخواسته بوده است.تنها % 14.1از بيماران در بارداري هاي گذشته شان تحت مشاوره براي باردارشدن قرار گرفته بودند. 3/45% از بيماران در زمان مصاحبه از هيچ كدام از روش هاي مدرن پيشگيري از بارداري استفاده نميكردند و بيشترين متدهاي مورد استفاده براي پيشگيري قرص هاي خوراكي و كاندوم و پس از آنها هورمونهاي تزريقي و آي يو دي بودند. ميانگين نگرش كلي بيماران نمره ي متوسط 95/7±2/72 بوده است و مشخص شد كه غالب بيماران چندان خودشان را چندان در معرض بارداري ناخواسته نميدانستند و تصور نميكردند كه روزي يك بارداري پرخطر سلامت آنها و جنينشان را تهديد كند. هزينه تهيه ي روش هاي پيشگيري براي آن ها نسبتا بالا بود و مطمئن نبودند كه در روابط زندگي روزمرهشان بتوانند تا زمان كسب آمادگي لازم براي بارداري به طور مداوم از روشهاي پيشگيري از بارداري استفاده كنند. در اين مطالعه ارتباط معناداري ميان نمره نگرش افراد با سطوح مختلف اقتصادي-اجتماعي و همچنين ميان سطح نگرش بيماران با مدت زمان ابتلاي متفاوت به ديابت مشاهده نشد.
نتيجه گيري: زنان ديابتي در سنين باروري نگرشهاي محافظتكنندهي مناسبي نسبت به خطرات باردار شدن، مراقبتهاي پيش از بارداري و استفادهي به موقع از روشهاي پيشگيري از بارداري ندارند. ميزان بارداريهاي ناخواسته در سوابق آنها بالاست و اجراي مراقبتهاي پيش از بارداري و استفاده از روشهاي مدرن پيشگيري از بارداري در آنها پايينتر از حد مورد انتظار است كه ميتوان نگرش نادرست بيماران را در ايجاد اين نتايج دخيل دانست. اين مسئله زنگ خطري براي سيستم بهداشتي و درماني كشور در جهت مهيا ساختن آموزشهاي لازم و آگاهي بخشي به بيماران در زمينهي برنامهريزي براي باردار شدن است.
شماره ركورد
31266
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان
استاد مشاور
رفيعي، الهه Rafiee, Elahe
استاد راهنما
مهرداد، مجتبي