• عنوان

    مقايسه زمان و كيفيت بازگشت به ورزش در دو رويكرد جراحي اوليه (Primary) و مجدد (Revision) بازسازي رباط صليبي قدامي (ACL) در ورزشكاران جراحي شده در بيمارستان هاي ولايت و پورسينا شهرستان رشت

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻭ ﻫﺪﻑ: با افزايش موارد ترميم آرتروسكوپيك پارگي رباط صليبي قدامي (Anterior cruciate ligament (ACL))، احتمال عود پارگي نيز بيشتر شده است. با توجه به اينكه مطالعات مختلف نتايج گوناگوني از جراحي مجدد ACL را نشان داده اند، در اين مطالعه برآن شديم تا نتايج جراحي مجدد بازسازي ACL را با نتايج اوليه ي آن مقايسه كنيم. نتايج اين مطالعه به جراح محترم كمك مي كند تا به بيماران آگاهي بيشتري از نتايج جراحي پيش رو بدهد و درصورت ضعيف تر بودن اين نتايج در جراحي مجدد، مي-بايست با مطالعات بيشتر به دنبال راهكارهاي بهتري جهت پيشگيري از پارگي مجدد ACL باشيم. مواد و روش ها: اين مطالعه، يك مطالعه مقطعي- توصيفي از نوع مقايسه اي (Comparative cross sectional) بود كه در آن نتايج جراحي رباط ACL به صورت بازسازي اوليه (Primary Reconstruction) و ثانويه (Revision) در ورزشكاراني كه تحت جراحي Revision of ACL طي سال هاي 1394-1387 بودند مورد ارزيابي و مقايسه قرار گرفت. ابتدا پرونده¬هاي تمام بيماران ورزشكار كه در اين فاصله زماني جراحي اوليه و رويژن شدند بررسي شد و بيماراني كه اطلاعات پرونده ي آن ها كامل بوده و نتايج پس از عمل در پيگيري در پرونده ي آنان ثبت بود و ورزشكاراني با فعاليت منظم ورزشي (Regular sport activity) بوده اند به مطالعه وارد شدند. تمام اين بيماران توسط جراح اورتوپدي محترم مجري طرح جراحي شده اند. جهت ارزيابي مفصل زانو در پيگيري بيماران، اطلاعات مربوط به تست هاي Anterior Drawer و Lachman و همچنين معاينات باليني مثل ارزيابي دامنه حركت و تست هاي KOOS و IKDC و اسكور Lysholm و اسكور Marx استفاده شد. همگي اين بيماران به كلينيك ارتوپدي بيمارستان پورسينا جهت ويزيت نهايي فراخوانده شدند و معيارهاي ذكر شده در همگي مجددا ارزيابي شد. نتايج توسط نرم افزار SPSS ورژن 21 آناليز شد. نتايج: 124 نفر در دو گروه جراحي اوليه و ثانويه مورد مقايسه قرار گرفتند. از 64 نفر تحت عمل مجدد رباط صليبي قدامي Revision of ACL (RACL) در طي پيگيري حداقل دو ساله 3/40% از وزرشكاران حرفه اي به سطح قبل از آسيب خود با ميانگين زماني بازگشت به ورزش 01/1±9/8 ماه بازگشتند، درصورتي كه اين آمار براي گروه 64 نفره ورزشكاران تحت بازسازي اوليه رباط صليبي قدامي يا Primary Reconstruction (PRACL) 8/54% با ميانگين بازگشت به ورزش 6/1±5/7 ماه بوده است. همچنين گروه تحت عمل بازسازي مجدد به صورت معني داري امتيازهاي پايين تري در اسكورهاي مطالعه يعني KOOS score و Lysholm score و IKDS score و MARX score و همچنين تست ROM داشتند، ولي تست Lachman اختلاف آماري معني داري بين دو گروه جراحي نداشته است. همچنين در آناليز تفكيكي جهت بررسي همبستگي فاكتورهاي سن و BMI با اسكورهاي معني دار مطالعه ( غير از تست لاچمن) و ROM و زمان بازگشت به ورزش، هيچگونه همبستگي معني داري بين سن (05/0P>)، BMI (05/0<P) ديده نشده است، اما در دو نوع جراحي اوليه و ثانويه به تفكيك زنان و مردان از لحاظ آماري معني دار بوده است. نتيجه گيري: پيامدهاي ضعيف تر جراحي مجدد نسبت به جراحي اوليه رباط صليبي قدامي در بررسي پارامترهاي متفاوت در ورزشكاران حرفه اي بدست آمد. مطلع كردن بيماران قبل از انجام جراحي مجدد در ايجاد انتظارات معقول مفيد خواهد بود.
  • شماره ركورد
    31506
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان